بزرگترین اکتشافات ستاره شناسی – بخش سوم

بیگ بنگ: در قسمت های اول و دوم به ۲۷ مورد از بزرگترین اکتشافات تاریخ ستاره شناسی اشاره کردیم. حال در بخش سوم مقاله، موارد جالبی در خصوص تاریخچه ستاره شناسی بیان می شود.


۲۸- در سال ۱۹۳۲، ستاره شناس امریکایی ادوین هابل، متغیر قیفاووسی را در کهکشان M31 یافت و از رابطه دوره-درخشندگی، توسط هنریتا لویت استفاده کرد و دریافت که کهکشان M31 ورای محدوده ی راه شیری قرار گرفته است. دانشمندان اسمش را کهکشان آندرومدا گذاشتند و نخستین کهکشان شناخته شده در اطراف راه شیری شد.

۲۹- در سال ۱۹۹۷، ستاره شناسان تایید کردند که سیاهچاله ای فوق سنگین در مرکز کهکشان بیضوی بنام M84 در خوشه ی کهکشانی گیسو قرار گرفته است. آنها از تلسکوپ هابل برای اندازه گیری سرعت گازهای چرخان به دور یک جرم نامرئی در مرکز کهکشان استفاده کردند و نتیجه گرفتند که این سیاهچاله در حدود ۳۰۰ میلیون خورشید وزن دارد. در طول ۱۶ سال پس از آن محققان سیاهچاله عظیمی را در مرکز هر کهکشان بسیار بزرگ یافتند که از جمله آنها راه شیری بود.

۳۰- در دهه ۱۹۹۰، ستاره شناسان شروع به درک این موضوع کردند که کهکشان های بزرگ زمانی ساخته میشوند که با کهکشان کوچکتری برخورد میکنند و آن را میبلعند. همنوع خواری کهکشانی توضیح میدهد که چرا کهکشان های جوان تر در فواصل دور کیهان، کوچک و نافرم بنظر میرسند. آنها هنوز با کهکشان های جوان تر ترکیب نشده اند تا سیستم بزرگتری را تشکیل دهند. این موضوع روندی که کهکشان ها از جمله راه شیری و آندرومدا، کهکشان های کوتوله ایی را که از فاصله نزدیک می گذشتند را میبلعیدند، توضیح میدهد.

quasar-water۳۱- در سال ۱۹۶۳، ستاره شناس هلندی مارتین اشمیت، طیف عجیب و غریب چندین چندین جرم که برون ریزی های رادیویی داشتند و به ظاهر شبیه ستاره بودند را توضیح داد و آنها را کوازار (اختروش)، مخفف منابع رادیویی شبه ستاره نامید. او متوجه شد که خطوط تابشی اجرام، در واقع خطوط عناصر معمولی است که به دلیل انبساط کیهان، به سمت قرمز متمایل میشدند و اختروش ها را در میان اجرام جهان تبدیل به دورترین و درخشان ترین میکنند. اکنون ستاره شناسان آنها را به عنوان کهکشانهایی که انرژی حیرت آوری را بصورت ماده چرخان در یک سیاهچاله ابر پرجرم تولید میکنند، میشناسند(درخشان ترین اختروش آسمان ۳C273 میباشد)

۳۲- در سال ۱۹۳۳، ستاره شناس سوییسی فریتز زوییکی، کشف کرد که ماده مرئی موجود در خوشه کهکشانی گسترده گیسو، ۱۰ درصد موادی است که برای نگه داشتن کهکشان ها در کنار یکدیگر نیاز است. این نخستین نشانه ای بود که جهان شامل گستره ی بزرگی از ماده تاریک میشود، موادی که نوری از خود ندارند، اما گرانش دارند. رصد های اخیر توسط ماهواره ی پلانک، متعلق به آژانس فضایی اروپا، نشان داد که این ماده که همچنان راز آلود است،۲۷ درصد ماده-انرژی موجود در کیهان را تشکیل میدهد، بیش از پنج برابر آنچه مواد معمولی جهان را در بر گرفته است.

۳۳- در سال ۱۹۲۹، ادوین هابل کشف کرد که جهان در حال انبساط است. هابل درباره ده ها کهکشان به مطالعه پرداخت. او از متغییر های قیفاووسی موجود در آنها استفاده کرد تا فاصله و طیف گرفته شده از آنها توسط همکارش وستواسلیفر را پیدا کند و ببیند با چه سرعتی در حال حرکت اند. هابل متوجه شد که هر چه یک کهکشان دور تر باشد، سریع تر از زمین دور میشود.

۳۴- در سال ۱۹۱۶، فیزیک دان آلمانی آلبرت اینشتین، نظریه نسبیت عام خود را منتشر کرد. این نظریه توصیح میداد که گرانش عاملی که فضا-زمان را پیچ و تاب میدهد و بهترین نیرویی است که میتوانیم با آن، ساختار و رشد جهان را توضیح دهیم. گرانش توضیح دهنده سیاهچاله ها، انتقال به سرخ گرانشی، خم شدن نور در اطراف اجرام سنگین و خیلی چیزهای دیگر است.

۳۵- در سال ۱۹۵۷، مارگارت و جفری بریج، ویلیام فائولر، و فرد هویل، تقریبا چگونگی پدید آمدن تمام عناصر در جهان، چه توسط همجوشی در هسته ستاره ها یا در انفجار ابرنواخترهای ستاره های سنگین را توضیح دادند. تحقیق آنها بر روی ترکیب هسته ای، به درستی فراوانی تمامی عناصر بجز هیدروژن اولیه و هلیوم و لیتیومی که در دقایق اولیه پس از بیگ بنگ پدید آمده بودند را پیش بینی کرد.

۳۶- در سال ۱۹۶۵، آرنو پنزیاس و روبرت ویلسون از آزمایشگاه های بل در نیوجرسی، اعلام کردند که امواج ریزی که از کل آسمان انتشار می یابد را آشکارسازی کردند. این تابش، بازتاب کم فروغی را از بیگ بنگ که تولید جهان بود و در ۲٫۷ درجه کلوین سرد شد را به ما ارایه میداد. ماهواره پلانک این تصویر را از تابش ثبت کرده است.

این تصویر که بر پایه ی داده های بدست آمده از ماهواره های کوبه، WMAP و پلانک تکمیل شده است، تابش پس زمینه کیهانی درست ۳۸۰ هزار سال پس از بیگ بنگ را نشان می دهد.

۳۷-در سال ۱۹۸۱، فیزیکدان امریکایی آلن گوث، اعلام کرد که جهان دوره کوتاهی از رشد نمایی پس از بیگ بنگ را تجربه کرده بنام تورم کیهانی. تورم، مشکلات بسیاری در کیهان شناسی استاندارد بیگ بنگ را حل کرد، از جمله اینکه چرا جهان بسیار یکنواخت بنظر میرسد و هندسه آن تقریبا تخت است. رصدهای انجام شده توسط کاوشگر WMAP و ماهواره پلانک تایید کردند که در برخی از اشکال تورم رخ داده است.

۳۸- در شروع دهه ۱۹۸۰، ستاره شنان متوجه شدند که ماده در سراسر جهان بصورت یکسان گسترده نشده است. خوشه های کهکشانی در طول رشته ها، به یکدیگر دسته شده اند و با تهی جاهای بسیار زیادی، از یکدیگر فاصله دارند، جایی که کهکشان ها وجود دارند. ساختار کلی بنام شبکه کیهانی احتمالا در ابتدای جهان پدید آمده است، زمانی که گرانش، اختلافات کوچک در توزیع ماده را بیشتر کرده است.

GRB080319B_illustration_NASA۳۹- در سال ۱۹۹۷، گروهی از دانشمندان با تلسکوپ های زمینی و فضایی اثبات کردند که فوران های پرتوی گاما(جریان زودگذر تابش انرژی) بزرگترین انفجار طبیعت هستند. کاوشگر ایتالیایی-هلندی،بپوساکس، به فورانی اشاره کرد و ابزار اپتیکی زمینی نیز توانستند کهکشان میزبان کم نور میلیاردها سال نوری دورتر از سیاره ما را مشخص کنند. یکی از انفجارهای پرتو گاما، در چند ثانیه چنان انرژی تابش میکند که خورشید در ۱۰ میلیارد سال عمرش بیرون داده است.

۴۰- در سال ۱۹۹۸، دو تیم از ستاره شناسان اعلام کردند که کیهان با سرعتی رو به افزایش در حال انبساط است. نیروی دافعه که به عنوان انرژی تاریک شناخته شده است. چگالی جهان را کنترل میکند. یک تیم این نیرو را به وسیله رصد ابرنواخترهای دور کشف کرد و متوجه شدند که دورترین آنها، کم نورتر از آنچه نسبت به فاصله شان بنظر میرسد دیده میشوند. رصد توسط ماهواره پلانک نشان داد این ماده، ۶۸ درصد محتویات ماده-انرژی جهان را تشکیل میدهد.

پایان

سایت علمی بیگ بنگ – نویسنده: ریچارد تالکوت / منبع: astronomy

ترجمه: مجله آسمان شب/سال چهارم، شماره ۲۸، مهر ۱۳۹۲

image_pdfimage_print
(5 نفر , میانگین : 5٫00 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=45539
میلاد اسکندردوست

میلاد اسکندردوست

نویسنده این مطلب : میلاد اسکندردوست، در رشتۀ مهندسی صنایع تحصیل کرده است. علاقمند به مطالعه و پژوهش در زمینه ی فیزیک، ریاضیات، نجوم و علوم بنیادی میباشد و در زمینه نگارش مقاله با وب سایت بیگ بنگ همکاری می کند.

شما ممکن است این را هم بپسندید

یک پاسخ

  1. بهنام سید یوسفی گفت:

    اگر در مرکز هر کهکشان یک سیاهچاله باشد نهایتا”هر کهکشان توسط سیاهچاله اش بلعیده می شود،سرنوشت کهکشان پس از بلعیده شدن چه می شود؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *