اریک فون دنیکن، پیشتاز ترویج شبه علم

بیگ بنگ: شبه علم و باورهای مغشوش پیرامون آن همیشه پر مخاطب بوده است. اساسا موضوعات شبه علمی برای عموم مردم از علم جذاب تر است. شبه علم آمیزه ای از هیجان و رویاپردازی و چاشنی تخیلات و اندیشه های کودکانه در خود دارد. باورهای شبه علمی ساده و ابتدایی هستند به همین جهت برای افرادی که حوصله مطالعه دقیق و حساب شده ندارند جذابیت فوق العاده ای دارد.

erich-daenikenچرا که آنها با بحث و تبادل نظر درباره شبه علم؛ تصور می کنند که در حال فعالیت علمی هستند و حتی چیزهایی می دانند که از علم نیز جلو تر است. آنها بدون اینکه سند و گواهی در دست داشته باشند از آزمایشگاه هایی مخفی صحبت می کنند که نتایج علمی آن به دلایلی منتشر نمی شود. از یوفو ها و اشیاء ناشناخته فضایی؛ از ارتباط با بیگانگان فضایی؛ از سفر ساکنان فضا به زمین و انتقال معماری و دانش به زمینیان، پیدا شدن رد پای خرس در مریخ و …

مثلث برمودا؛ انتقال تکنولوژی ساخت اهرام ثلاثه مصر توسط موجودات فضایی و… جایگزین ساده ای برای مطالعه فیزیک؛ ریاضیات؛ هندسه و مثلثات؛ زیست شناسی و شیمی است. مطالعه کتابها و اخبار شبه علمی؛ ساده و بی دردسر است. نه زحمت می خواهد نه قدرت تحلیل و نقادی. از همین رو والدین با خرید چنین کتابهایی برای فرزندان خود ؛ تصور می کنند که سهم مهمی در شکل گیری علاقمندی کودکان و نوجوانان به علم ایفا می کنند. غافل از اینکه بذر شبه علم و باورهای زرد و بی اساس را در ذهن نسل آینده می کارند. باورهای شبه علمی طیف وسیعی را در بر می گیرند. از باور به خواص سنگ ماه تولد گرفته تا طالع بینی و فال گیری. از تاثیر فکر بر روی بلورهای آب گرفته تا هاله بینی و باور به چاکرا و انرژی درمانی. اما جذاب ترین بخش شبه علم؛ بحث UFO ها یعنی اشیاء ناشناخته فضایی است.

یعنی همان بخشی که اردیک فون دنیکن(Erich von Däniken ) در آن تخصص فراوان دارد. کتاب های او با تیراژ زیاد در سراسر جهان فروش می رود و علاقمندان بسیاری هم دارد. در ایران نیز این کتاب ها از دهها سال پیش منتشر می شده و اغلب در سبد خرید کالای فرهنگی بسیاری از خانواده ها موجود بوده است. کتاب اخیر او ٬آنچه که دهها سال در قبال آن سکوت کرده ام٬ باز به بحث های داغ شبه علمی دامن زده و سبب شده علاقمندان به شبه علم در شبکه های مجازی جان تازه ای بگیرند و سوژه جدیدی پیدا کنند. بسیاری از کسانی که به موضوعات فضا و حیات فرازمینی علاقمند هستند در جستجوی منابع به کتاب های دنیکن بر می خورند. او طی حدود ۵۰ سال تقریبا ۵۰ کتاب منتشر کرده است. عنوان آخرین کتاب دنیکن یعنی٬ آنچه که دهها سال در قبال آن سکوت کرده ام٬ عملا موضوعیتی ندارد.

چرا که این کتاب واجد هیچ نکته تازه ای فراتر آنچه که وی طی نیم قرن اخیر ترویج کرده نیست. این کتاب ۱۴۰ صفحه ای که در ۶ فصل تدوین شده حاوی همان گمانه زنی های قدیمی است و نه روش تازه ای به کار بسته و نه استدلال و دلیل و اثباتی بر مدعیات خود دارد. این دقیقا همان معیاری است که علم را از شبه علم تفکیک می کند. ادعاهای شبه علمی ؛ هیچ مبنایی جز حدس و گمان ندارند و در صورتبندی آنها نه خبری از آزمایش های دقیق علمی است و نه از مشاهدات معتبر. ادعای شبه علمی صرفا ادعاست. عنوان کتاب به مخاطب اینطور القا می کند که این بار ؛ دنیکن قرار است رازی را افشا کند که تا به حال بنا به مصلحت از گفتن آن پرهیز کرده بود. او با ادبیاتی حق به جانب از همدستی روزنامه نگاران خریداری شده جهان با قدرت ها صحبت می کند که بابت پنهان نگاه داشتن اخبار یوفو ها از اخبار عمومی پول دریافت می کنند.

Erich von Dänikenداستان درباره مشاهده یوفو توسط یک خلبان ژاپنی است به نام کنجو تراوچی Kenjo Terauchi که در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۸۶ اتفاق افتاده است. او می گوید این خلبان ژاپنی چیزی را برای وی بازگو کرده که علی الاصول اجازه افشای آن را نداشته است.گزارش ادعایی تراوچی می گوید که او یک شیء ناشناخته فضایی را مشاهده کرده که مثل یک شیء پرنده غول پیکر از او سبقت گرفته؛ در کنار او مانده؛ عقب مانده و سپس ناپدید شده است. مشکل اصلی ادعاهای گزارش شده فون دنیکن این است که او جای مقدمه و نتیجه را در استدلال جابجا می گیرد. به عبارت ساده تر او می خواهد چیزی را نتیجه بگیرد که از ابتدا در مقدمه وجود داشت. از دید او شیء مشاهده شده قطعا یک یوفو بوده و استدلالی که او ترتیب می دهد در واقع استدلال نیست. او همه شواهد را به نوعی گزینش می کند که نتیجه؛ (به اجبار) این باشد که شیء پرنده مشاهده یک یوفو بوده است.

گزارش هایی درباره ربوده شدن توسط بیگانگان فضایی؛ مثلا گزارش Pascagoula سل ۱۹۷۳ یا ماجرای بارنی Barney و بتی هیل Betty Hill در سال ۱۹۶۱ که سوژه اغلب کتاب های شبه علمی مرتبط با یوفوهاست؛ گزارش های معتبری نیست. این گزارش ها در حقیقت گزارش هایی از ناهنجاری های روحی و روانی افراد است که نظیر آن را به وفور می توان در بیمارستان های روانی یافت. با پیشرفت روزافزون علم ؛ روانپزشکان تا حد زیادی دلیل بروز چنین باورها و ادعاهایی را می دانند و با بهره گیری از روش های درمانی از هیپنوتیزم گرفته تا دارودرمانی می توانند سلامت روانی فرد را به وی بازگردانند. مبنا قرار دادن ادعای افرادی که ادعا می کنند در زندگی گذشته شان اسکندر مقدونی بوده اند؛ از کهکشان دیگری آمده اند یا در خواب توسط موجودات فضایی ربوده شده و پس از انجام آزمایش هایی دوباره به زمین بازگردانیده شده اند از دیدگاه علمی معتبر نیست. فراموش نکنیم برای هر ادعایی باید شواهد کافی و استدلال موجه داشته باشیم.

در غیر اینصورت به دام شبه علم می افتیم و به جای ترویج علم؛ که به توسعه و پیشرفت می انجامد به ترویج شبه علم دامن می زنیم. شبه علمی که جز تخریب اندیشه ورزی و تفکر، هیچ سودی برای جامعه ندارد. باورهایی که به کمک آن نه دارویی ساخته می شود نه به ابداع روش درمانی جدید برای کاهش آلام بشر می انجامد. نه صنعت پیش می رود و نه تکنولوژی. آنچه که به توسعه می انجامد بحث های چالشی پیرامونی هندسه تحلیلی و مثلثات و ریاضیات گسسته و حساب دیفرانسیل و انتگرال و شیمی و زیست شناسی و فیزیک گرما و دینامیک است؛ نه گزارش های جعلی از مثلث برمودا و دیده شدن UFO ها.

نویسنده: عرفان کسرایی – پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل آلمان /سایت علمنا

image_pdfimage_print
(26 نفر , میانگین : 4٫73 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=43100
عرفان کسرایی

عرفان کسرایی

پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل آلمان

شما ممکن است این را هم بپسندید

۵ پاسخ‌ها

  1. حسین گفت:

    با درود فراوان
    آیا هیپنوتیزم هم میتواند در رده شبه علم قرار بگیرد ؟؟؟!!!

  2. بهزاد گفت:

    بسیار زیبا این موضوع تفهیم شده بود ، چند سالیه این مسئله با دیدن کتابای این آقا و امثالش ، فیلم و مستندایی نظیر ancient aliens برام دغدغه شده بود ولی تو بحثای مختلف قادر به بیانشون نبودم که این مقاله خیلی کمک میکنه. تشکر از شما و نویسنده

  3. پرفسور هابل گفت:

    اریک فون دنیکن اصلا سواد نداره و آدم دروغگوییه

  4. یک نفر گفت:

    مقاله جالبی بود ممنون استفاده کردم فقط جایی فرموده بودین
    “تاثیر فکر بر بلور های اب ” یا همون شهادت اب
    من فیلم و عکس و مطالب این موضوع رو خوندم و دیدم تا الان فکر میکردم این در رده علم جا میگیره
    به دلیل اینکه یک پروفسور ژاپنی با یک میکروسکوپ و ازمایشات بسیار زیاد و مستدل این مورد رو ثابت کردن
    اگه کسی از دوستان در اثبات اینکه این مورد شبه علمه توضیح بده ممنون میشم
    منو از این اشتباه در بیاره
    یا حق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *