پیش بینی علمی در زندگی روزمره

بیگ بنگ: یکی از مهمترین فواید علم قدرت پیش بینی آن است. موضوع این است که بسیاری فکر می کنند، پیش بینی علمی کار دانشمندان بزرگ است. البته پیش بینی اتفاقاتی که با افزایش ۳ درجه ای دما بر روی زمین می افتد یا پیش بینی آینده جهان با وجود انرژی تاریک، ماده تاریک و نظیر اینها نیاز به دانش تخصصی بالا دارد، اما تفکر علمی برای پیش بینی های بسیار ساده نیز در زندگی روزمره کاربرد دارد و حتی مفیدتر از پیش بینی چند میلیارد سال آینده جهان است!

45454همانگونه که گفته شد پیش بینی های بسیار ساده نیز در زندگی روزمره کاربرد دارد و حتی مفیدتر از پیش بینی چند میلیارد سال آینده جهان است! مثالها کدامند؟ لیوانی که در لبه میز قرار دارد احتمال سقوط و شکستنش بیشتر است. عینکی که بر روی فرش گذاشته می شود زودتر زیر پا رفته و له می شود. پوست، زیر آفتاب می سوزد و زودتر چروک می خورد. در مکانهای عمومی هنگام خداحافظی با دوستتان، وقتی یکباره بر می گردید، احتمال تصادف با اشخاص دیگر زیاد است! در یک مهمانی هنگامیکه وسایلتان را به هر گوشه پرت می کنید، احتمال جا گذاشتن یکی از آنها بالا می رود! هنگامیکه با جیب حاوی کلید ، موبایل یا وسایل دیگر به دستشویی می روید، احتمال افتادن آنها در چاه توالت وجود دارد. هنگام در آوردن تی شرت در اتاق ممکن است لامپ آویزان را بشکنید و بسیاری از این مثالها. برخی استدلال می کنند که توجه به این جزییات زندگی را سخت می کند، اما تمرین از همین جا شروع می شود!

با این حال یادگیری فرهنگ پیش بینی علمی از این جزییات واقعا مهم تر است! چون افراد بدون این فرهنگ در موضوعات مهم تر و حتی حرفۀ خود نیز از پیش بینی های علمی به دور خواهند بود. این مثال چطور است؟ اگر در دستشویی همزمان از جرم گیر و سفید کننده استفاده شود مقادیر زیادی گاز کلر آزاد می شود که حتی مرگ آور است. خوردن و نوشیدن همراه با خندیدن یا حتی حرف زدن می تواند آدمی را تا مرز خفگی پیش ببرد! خواندن پیامهای موبایل هنگام پایین رفتن از پلکان می تواند به یک سقوط فاجعه بار ختم شود! شوخی با اسلحه یا بی دقتی در استفاده از آن می تواند باعث جراحت و حتی مرگ شود. به گفته نظامیان حرفه ای تفنگ پر دشمن را می کشد و تفنگ خالی دوست را.

از این مثالها خطرناک تر نیز وجود دارد. در ایران سوانح رانندگی، سالانه به اندازه زلزله بم قربانی می گیرد که چند برابر میانگین دنیاست! چه میزان از این رقم به عدم رعایت فرهنگ پیش بینی علمی بستگی دارد؟! شخصی که هنگام عبور از خیابان در ترافیک از میان دو خودرو که نیم متر از هم فاصله دارند رد می شود، شبیه راننده خودروی عقبی که تا این حد به خودروی جلویی چسبانده، اهل پیش بینی نیست یا به آن اهمیت نمی دهد! بسیار ساده است که بگوییم یک شیب ملایم، حواس پرتی یا ناشیگری راننده هنگام حرکت و قرار گرفتن شما میان این دو خودرو می تواند به چه فاجعه ای ختم شود؟

باید دست از خرافاتی همچون قسمت، سرنوشت، چشم شور ، سق سیاه و از این دست مزخرفات به برداشت و علمی فکر کرد و علمی پیش بینی نمود! باور کنید حاضرم با بلند کردن دست چپم قسم بخورم که خانه ای را دیده ام که بیش از ۲ میلیارد در آن خرج شده است. استخر دارد و چندین میلیون خرج دکور آن شده، اما در کنار راه پله اش نرده گذاشته نشده است!

111111چه بسیارند خانمهای محترمی که به صورت تک بعدی دکور منزل را صرفا بر اساس زیبایی و یا مد می چینند و فقط از ایمنی خبری نیست، به ویژه اگر کودکی در خانه باشد، بحث ایمنی بسیار جدی تر می شود! برای بنده این نظر پذیرفتنی است که زیبایی ذاتی و طبیعی (نه مد و فشن) با ایمنی گره خورده است! احتمالا به این خاطر است که برای ما بیشتر حیوانات گیاهخوار زیباتر و در واقع ایمن تر از انواع گوشتخوار است! امروزه در طراحی ابزار و محصولات عمومی ، بحث ایمنی بسیار مهم تر از زیبایی است و متاسفانه تولید کنندگان ایرانی از این اهمیت غافلند! در طراحی کفش باید نکات طبی و فیزیولوژی پا در نظر گرفته شود و شرکتهای مشهور به این موضوع می اندیشند. شرکت سوئدی ولوو در خودروهای خود، حتی برای عابر پیاده کیسه هوا نصب کرده است! شما چند وسیله در خانه می شناسید که طراحی آنها می توانست از ایمنی بالاتری برخوردار باشد؟

دوستی می گفت کودکان یکی از فامیل بر روی تراس خانه شان بازی می کردند و من با مشاهده کوتاهی نرده های تراس از آرامش پدر و مادر این بچه ها یکه خوردم و موضوع را به ایشان گفتم! جواب چه بود؟ نرده ها خیلی هم کوتاه نیست. البته بچه ها را خدا نگه می دارد! من خودم در بچگی و … ادامه داستان سرایی ایرانی که چگونه خدا بچه ها را محافظت می کند! به یک ماه نکشید که یکی از بچه ها از آن تراس سقوط کرد! شانس یار ایشان بود که تراس در طبقه اول واقع شده بود! با این حال جراحت نسبتا شدید کودک و بیمارستان درب منزل ایشان را زد! حتما حدس زده اید که این پدر و مادر چه درس و تجربه ای گرفتند؟ دوستم می گفت من بین فامیل به چشم شور متهم شدم!!

در گذشته یکی از بازیهای ما این بود که اسکناس تا نخورده ای را آویزان می گرفتیم و از دوستمان می خواستیم هنگام سقوط آن را بگیرد. شخص با دو انگشت شست و اشاره، اسکناس را از وسط آن در میان گرفته و منتظر می ماند، اما به جز در موارد استثنایی نمی توانست اسکناس رها شده را بگیرد. این بازی ساده چه ربطی به عدم رعایت فاصله ایمنی در رانندگی که سبب بسیاری از تصادفات می شود، دارد؟ زمان سقوط اسکناس از میان انگشتان شخص کمی بیش از ۱۰۰ میلی ثانیه است. زمان واکنش یک شخص سالم حدود دو برابر این مقدار است. زمان پلک زدن یک شخص دو برابر این واکنش یعنی حدود ۴۰۰ میلی ثانیه است! برای یک راننده متمرکز، جوان و الکل نخورده ، زمان واکنش به یک حادثه، تشخیص موقعیت، تصمیم گیری و نهایتا فشار پدال ترمز به بیش ازیک ثانیه می رسد.اگر خوشبینانه آن را یک ثانیه فرض کنیم، برای سرعت ۹۰ کیلومتر در ساعت یعنی ۲۵ متر حرکت خودرو تا زمان فشار پدال ترمز! معمولا عوامل دیگر و از جمله عملکرد ترمز تا زمان توقف، این فاصله را به بیش از ۵۰ متر می رساند!این یعنی پیش بینی علمی در رانندگی!

4144545در یک تقاطع، معمولا افراد، حرکت خود را با آهنگ حرکت خودرو در مسیر عمودی تنظیم می کنند، غافل از اینکه آن خودرو هر لحظه ممکن است ترمز بگیرد و زمان عکس العمل شما برای جلوگیری از تصادف،کافی نیست!این بحث، یکی دیگر از سوتی فیلمها را نیز نشان می دهد. گانگستری که هفت تیر را بر روی سر پلیس گذاشته و وی را تهدید می کند! زمان قاپیدن مچ شخص برای یک پلیس حرفه ای همیشه کمتر از واکنش گانگستر و شلیک است! ما معمولا درک درستی از حوادث احتمالی یا تصادف نداریم، چون با احساسات و غرایز خود نتیجه گیری می کنیم. اگر فرض کنیم هر بی احتیاطی در رانندگی یا هر بخشی از زندگی، در همان لحظه با یک مجازات متناسب همراه می شد، فرد به صورت غریزی دست از تکرار این بی احتیاطیها بر می داشت. مثلا یک نیش سوزن به ازای هر خطای رانندگی، اما با عرض تاسف قانون احتمالات بدین گونه نیست!

در این حالت مجازات خطاها جمع شده و یکباره دامن خاطی را می گیرد! مثلا در رانندگی می شود “تصادف”، که گاهی واقعا جبران ناپذیر است! گاهی تنها رعایت یک درک علمی در همین بحث رانندگی می تواند آمار سوانح را به شدت کاهش دهد و به گفته یکی از خوش ذوقان چه بسا در آینده در جاده ها نه تنهاکشته ندهیم، بلکه زاد و ولد هم داشته باشیم! یاد بگیریم، عمل کنیم و به کودکان خود آموزش دهیم. از پیش بینی های علمی در تمامی ابعاد زندگی خود استفاده کنیم. اگر موج این فرهنگ علمی در یک جامعه گسترده شود، نتایج آن خیره کننده تر از بسیاری از شعارهای زود گذر خواهد بود!

نویسنده: احمد مصدر / سایت علمی بیگ بنگ

منابع بیشتر: Mental chronometry , visualexpert

image_pdfimage_print
(15 نفر , میانگین : 4٫80 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=23632
احمد مصدر

احمد مصدر

نویسنده این مطلب : احمد مصدر ، فوق ليسانس شيمي. علاقمند به علوم مختلف از جمله فيزيك و فلسفه علم می باشد و به عنوان نویسنده در وب سایت بیگ بنگ فعالیت می کند.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۴ پاسخ‌ها

  1. Araz Turan گفت:

    دوستان واقعا از همتون ممنونم که همچین سایت پر ارزشی را راه اندزی کرده این
    واقعا مطالبتون خیلی عالین و آدم واقعا لذت میبره
    من خیلی در مورد مرگ فکر کرده ام و نمیدونم نظرم درسته یا نه ولی اعتقادم بر اینه که این خدا نیست که مارو میکشه بلکه این خود ما هستیم که خودمونو میگشیم.
    چون درک درستی از خدا و قوانین حاکم بر این دنیا نداریم.
    ما واقعا نمیدونیم خدا چطور موجودیه
    آیا خدا واقعا تو زندگی ما دخالت میکنه یا اینکه فقط داره تماشا میکنه و فقط لحظاتی که اونو میخوایم تو زندگیمون دخالت میکنه

  2. armin گفت:

    سلام

    الن تورینگ به خاطر مرگ یکی از دوستانش اعتقادش رو از دست داد.
    دوست عزیز این سوال جاش اینجا نیست و باید خودتون با یک سری کلید واژه جست و جو کنید و اخر سر خودتون تحلیل کنید.

    اقای مصدر توی دارو خونه بودم به جای خمیردندون اوال ب یه خمیر دندون مریدنت خریدم، فقط به خاطر حمایت از شرکت پاکشو، که اونم فقط به خاطر حمایت از شما.

  3. مرتضی گفت:

    می خواستم بگم که مقالاتیم در مورد پارادوکس ها فلسفی بزارین،مثل شانس اخلاقی…ممنون مطلب بسیار خوب بو چد

  4. حکیم غزیعلی گفت:

    من هیچ گمان نمی‌کنم که وضع بشر الزاماً در گذر زمان بهتر شده. نخست آنکه «بهتر» گواهی از سنجشی با معیارهای بیرونی می‌دهد، در گزاره‌ی «X بهتر شده» پرسش «در قیاس با چه چیز» به طور تلویحی پاسخ داده می‌شود. اگر ما ارزش‌های انقلاب فرانسه را بپذیریم، آنگاه ناگزیر هستیم که بگوییم بله، تاریخ روایت حرکت پله‌پله‌ی بشر به سمت قله‌های تعالی‌ست، وضع انسان‌ها دائم بهتر شده و از این به بعد نیز تنها بهتر خواهد شد. من ولی به آن ارزش‌ها پایبند نیستم، برای من دسترسی همگانی به منابع آموزشی برای مثال یک ارزش محسوب نمی‌شود، بلکه خواستار محدود کردن دسترسی به این منابع برای کسانی که استعداد، علاقه و اشتیاق به آنرا دارند و این ویژگی‌ها را به طور مداوم از طریق آزمایش و خطای مداوم اثبات می‌کنند هستم، و «آموزش اجباری عمومی» را ظلمی بزرگ در حق کسانی می‌دانم که فاقد ضریب هوشی بسنده برای موفقیت در سیستمی دانش‌محور هستند. این صرفاً یک مثال است، اما منظور اینکه پیشرفت و پسرفت در قیاس با ارزش‌هایی بیرونی و میزان نزدیکی پدیده‌ی مورد برسی با آن ارزش‌ها سنجیده می‌شود، طبق معیارهای فمینیستی ایران کشوری‌ست پیشرفته‌تر از افغانستان و اسلوواکی پیشرفته‌تر از ایران و فرانسه پیشرفته‌تر از اسلوواکی، برای مثال. طبق معیارهای من افزون بر برابری جنسیتی، ارزش‌های دیگری همچون رضایت جنسی، آمار زاد و ولد، میزان افسردگی، انگیزه برای پیشرفت و … معیارهایی هستند باید در نظر بیاوریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *