چرا مردم به تئوری توطئه اعتقاد دارند؟

بیگ بنگ: در قطاری نشسته­ ام که عده ­ای از طرفداران فوتبال در آن هستند؛ تازه از بازی برگشته ­اند و مشخصا تیمشان برده است؛ صندلی­ های اطراف مرا اشغال کرده­ اند. یکی از آنها روزنامه ­ای تا شده را برداشته و در حالی که آخرین مطلب “حقایق دیگر” که دونالد ترامپ نویسندۀ آن، سعی بر چپاندن آن در سر مردم دارد را می­ خواند، زیر لب لبخندی پر معنا می­ زند. با بیگ بنگ همراه باشید و ماجرای “مارک لورچ” استاد علوم ارتباطات و شیمی، دانشگاه هال را دنبال کنید:

بقیه آنها نیز در مورد علاقۀ رئیس جمهور امریکا به تئوری توطئه صحبت می­ کردند. خیلی سریع مسیر گفتگو به سمت توطئه­ های مختلف تغییر پیدا کرد و من در حال لذت­ بردن از استراق سمع، به مورد تمسخر قراردادن طرفداران زمین تخت و آخرین صحبت­ های گوئینت پالترو توسط آنها گوش می­ دادم. صحبت­ ها آرام شد و یکی از آنها رشته کلام را با این جمله بدست گرفت: «این چیزا ممکنه مزخرف باشن ولی لطفا به من نگید که چیزایی که همه قبول دارن رو قبول دارید! مثلا فرود روی ماه، مشخصه که دروغه اونم نه یه دروغ درست و حسابی. اون روز توی این وبسایته خوندم که اصلا توی عکسها ستاره ­ای وجود نداره!»

خیلی برای من جالب بود که بقیه گروه هم با “شواهد” فرود دروغین روی ماه وارد صحبت شدند. سایه ­های متناقض در عکس­ها، به اهتزاز درآمدن پرچم در محیطی که جو ندارد، چگونه از نیل آرمسترانگ فیلمبرداری می ­شد وقتی کسی نبود که دوربین را نگه دارد. تا دقایقی پیش آنها افرادی منطقی به نظر می­ رسیدند که قادر بودند شواهد را کنار هم گذاشته و نتیجه ­ای منطقی بدست آورند. اما به نظر می ­آید اوضاع کمی وارد جاده خاکی شده است. پس یک نفس عمیق کشیدم و تصمیم گرفتم وارد صحبت آنها شوم. «در واقع همه­ این مسائل را می­ توان به سادگی توضیح داد…»

آنها به طرف من چرخیدند و از اینکه یک غریبه جرئت کرده بود وسط حرف­هایشان بپرد مات و مبهوت بودند. من بدون هیچ ناامیدی به حرف ­های خود ادامه دادم و با حقایق و توضیحات منطقی به سوی آنها تاختم. «پرچم در باد به اهتزاز در نیامد بلکه وقتی باز آلدرین آن را بر روی سطح ماه فرو کرد بخاطر میلۀ منعطفش کمی تکان خورد. تصاویر موقع روز در ماه گرفته شدند و مشخصا شما نمی ­توانید در روز ستاره ­ای را در آسمان ببینید. سایه­ های عجیب بخاطر لنزهای عریضی بود که استفاده می­ شد، در واقع این لنزها باعث ایجاد اختلال در تصویر می­ شدند.»

«و هیچکس از نیل آرمسترانگ در حال پیاده­ شدن از سفینه فیلم­برداری نکرد. دوربینی خارج از سفینه تعبیه شده بود که لحظۀ قدم­ گذاشتن روی ماه رو ثبت کرد. اگر هم این توضیحات کافی نیستند باید بگویم که تیر آخر برای اثبات صحبت­ های من، تصاویر مدارگرد شناسایی ماه است که در آن، مسیرهای طی­ شده توسط فضانوردان بر روی ماه دیده می­ شود» توی دلم گفتم: «ترکوندم!»

اما به نظر می ­رسید مخاطبین من حتی ذره ­ای قانع نشده بودند. آنها با ادعاهای مسخره ­تری جواب من رو دادند. استنلی کوبریک صحنه را شبیه ­سازی کرد، پرسنل اصلی به طرز مرموزی فوت شده­ اند و… قطار در ایستگاهی می­ ایستد که مقصد من نیست اما من از فرصت استفاده کرده و از آنجا خارج می­ شوم. در حالی که حس احمق­ ها را داشتم و حواسم به فاصلۀ قطار و سکو بود، به این فکر می­کردم که چرا صحبت­ های من اینقدر در قانع ­کردن این افراد ناموفق بودند.

جواب ساده این بود که حقایق و مباحثه ­های منطقی چندان به درد تغییر عقاید مردم نمی­ خورند. دلیل این مسئله این است که مغزهای منطقی ما چندان سیم­ پیچی تکامل­ یافته و منحصر بفردی ندارند. یکی از دلایل به وجود آمدن متداول نظریه­ های توطئه این است که ما تمایل به تحمیل یک ساختار به جهان و توانایی شگفت ­انگیزی در شناسایی الگوها داریم. البته تحقیقات تازه­ ای نشان داد که میان نیاز یک فرد به یک ساختار و تمایل باور به تئوری توطئه رابطه مستقیم وجود دارد.

برای مثال این توالی را در نظر بگیرید:

۱ ۱ ۰ ۰ ۱ ۰ ۰ ۱ ۰ ۰ ۱ ۱ ۰ ۰

آیا شما الگویی را می­ بینید؟ احتمالا بله؛ و شما تنها نیستید. یک رای­ گیری در توئیتر(که بازسازی یک پژوهش بسیار دقیق بود) نشان داد ۵۶ درصد مردم نظرشان با شما یکی است. حتی با این وجود که من این توالی را با انداختن شیر یا خط نوشته بودم. به نظر می­ رسد نیاز ما به ساختار و مهارت شناسایی الگو در ما می ­تواند بیش­ فعال باشد و باعث به وجود آمدن تمایل به شناسایی الگوها در ما بشود. مثل صور فلکی، ابرهایی که به شکل سگ هستند و واکسن­ های عامل اوتیسم، که در واقع وجود ندارند.

توانایی دیدن الگوها احتمالا رفتاری مفید در نیاکان ما به منظور بقا بوده است. بالاخره بهتر است نشانه­ های وجود یک شکارچی خطرناک را اشتباها مشاهده کنیم تا اینکه از یک گربۀ بزرگ و گرسنه غافل بشویم. اما همین تمایل را در دنیای غنی از اطلاعات بکار گرفته و ارتباط علت و معلولی را مشاهده می­ کنیم که وجود ندارند.

تئوری توطئه؛ هر جا که بگی

دلیل دیگری که ما مشتاق باورکردن تئوری توطئه هستیم این است که ما حیواناتی اجتماعی هستیم و جایگاه ما در جامعه،(از دیدگاه تکاملی) بسیار مهم­تر از صادق و درست­ بودن است. متعاقبا ما همواره رفتار و عقایدمان را با افراد هم ­سطح خودمان مقایسه می­ کنیم و سعی می­ کنیم با تغییر آنها، میان این افراد جا شویم. این یعنی اگر طبقه اجتماعی ما به چیزی اعتقاد داشته باشد، احتمال زیاد ما نیز همرنگ مردم خواهیم بود. در سال ۱۹۶۱ اثر اجتماعی بر روی رفتار مردم، با انجام آزمایش گوشۀ خیابان توسط روانشناس اجتماعی، استنلی میلگرام و همکاران او، به خوبی نشان داده شد.(او بیشتر بخاطر کارهایش در زمینۀ اطاعت از مسئولین مشهور است)

این آزمایش بسیار ساده(و جالب) است و شما می­ توانید آن را تکرار کنید. فقط یک گوشه شلوغ از خیابان را انتخاب کرده و به مدت یک دقیقه به آسمان خیره شوید. احتمال زیاد افراد بسیار کمی می­ ایستند و جهت نگاه شما را دنبال می ­کنند. در این آزمایش، میلگرام دریافت که حدود ۴ درصد رهگذران می ­ایستند. حالا به دوستان خود بگویید که به مشاهدات شما از آسمان بپیوندند. با بیشتر شدن افراد گروه، به طبع افراد بیشتری ایستاده و به آسمان خیره می­ شوند. وقتی تعداد افراد به ۱۵ نفر رسید، ۴۰ درصد رهگذران ایستاده و به آسمان نگاه می­ کنند.

مطمئنا شما هم این مسئله را زمانی که در فروشگاه ناخودآگاه به همراه مردم به سمت صندوق رفته ­اید، عملا حس کرده ­اید. این قانون در مورد عقاید هم صدق می­ کند. اگر افراد بیشتری به یک مسئله اعتقاد پیدا کنند، احتمال آنکه ما نیز آنرا بپذیریم زیاد است. و اگر در طبقه اجتماعی ما اینطور شود، ما در معرض یک عقیده قرار گرفته­ ایم که در جهان­بینی ما منقش خواهد شد. بطور خلاصه، اثبات اجتماعی بسیار موثرتر از اثبات به همراه شواهد است که همین دلیلی بر پرطرفدار بودن آن در صنعت تبلیغات می­ باشد(۸۰ درصد مادران با آن موافقند).

اثبات اجتماعی تنها یکی از سفسطه­ هایی است که باعث می­ شود ما به شواهد توجهی نکنیم. یک موضوع مشابه، تبعیض تاییدی است که در آن مردم به دنبال اطلاعاتی می ­روند که دیدگاهشان را تایید کرده و چیزهایی که بر ضد این دیدگاه می ­باشد را نادیده می ­گیرند. همۀ ما از این مسئله رنج می­ بریم. فکر کنید آخرین باری که یک مباحثه را در رادیو یا تلویزیون شنیده ­اید چه زمانی بوده است. چقدر مطالبی که بر خلاف عقایدتان بوده، نسبت به مطالبی که به آن اعتقاد دارید، به نظرتان منطقی آمدند؟

به احتمال زیاد، جدا از میزان منطقی ­بودن دو سمت مباحثه، شما دلایل عقاید جبهه مخالف خودتان را رد کرده و عقاید همسو با خودتان را تحسین خواهید کرد. تبعیض در تایید اطلاعات نیز به شکل تمایل به انتخاب اطلاعات از منابعی همسو با عقاید خودتان نمود پیدا می­ کند(که احتمالا ریشه در طبقه اجتماعی دارد که ما عضو آن هستیم). به همین دلیل عقاید سیاسی شما، بر روی خبرگزاری­ های انتخابی شما تاثیر می­ گذارند. البته یک سیستم اعتقادی وجود دارد که سفسطه­ ها را تشخیص داده و از شر آنها خلاص می ­شود.

علم، با تکرار مشاهدات، حکایات را تبدیل به داده کرده، تبعیض تاییدی را کاهش داده و قبول می ­کند که نظریه­ ها می ­توانند با شواهد بروزرسانی شوند. این یعنی علم با تصحیح مشکلی ندارد. با این وجود، تبعیض تاییدی همۀ ما را در بر می­ گیرد. فیزیکدان برتر، ریچارد فاینمن مثالی را شرح داد که در یکی از دقیق ترین زمینه­ های علم، یعنی فیزیک ذرات رخ داده بود:

«رابرت میلیکیان بار الکترون را با آزمایش ریختن قطرات روغن محاسبه کرد و پاسخی را بدست آورد که ما اکنون می ­دانیم چندان دقیق نیست. این پاسخ مقداری اشتباه بود زیرا مقدار گرانروی هوا اشتباه بود. نگاه ­کردن به تاریخچۀ اندازه­ گیری بار الکترون پس از میلیکیان جالب است. اگر شما این پاسخ ­ها را به ترتیب زمان مرتب کنید، متوجه می­ شوید که یکی از این پاسخ ­ها بیشتر از پاسخ میلیکیان است، دیگری کمی بیشتر، بعدی کمی بیشتر و بعدی مقداری بیشتر و در نهایت به عددی می­ رسید که بیشتر است.»

«چرا آنها همان اول متوجه نشدند عدد بعدی کمی بزرگتر است؟ این مسئله چیزی است که دانشمندان از گفتن آن خجالت می­ کشند زیرا احتمالا چنین اتفاقی افتاده است: وقتی آنها به پاسخی بسیار بالاتر از پاسخ میلیکیان می­ رسیدند، گمان می­ بردند که جایی اشتباه کرده ­اند و بدنبال این اشتباه رفته و دلیل آنرا پیدا می ­کردند. زمانی که پاسخی نزدیک­تر به پاسخ میلیکیان می­ یافتند، چندان تمایلی به بررسی آن نداشتند.»

رویدادهای افسانه ای

ممکن است شما به این فکر کنید که همانند رسانه، به سراغ مفاهیم رایج غلط و تئوری­ های توطئه رفته و آنها را با روش خرافه­ شکنی(Myth busting) زیر سوال ببرید. به نظر می­ رسد آوردن کلمۀ خرافه در کنار واقعیت روش خوبی برای مقایسه­ درست و غلط در کنار هم و نمایان­سازی حقیقت می ­باشد. یکی از بارزترین مثال­­ های این زمینه، پژوهشی بود که در آن بروشوری حاوی حقایق و خرافات در مورد واکسن آنفولانزا نوشته شده بود. بلافاصله بعد از خواند این بروشورها، شرکت­ کنندگان دقیقا محتوای “حقایق و خرافات” در برگه را بخاطر داشتند.

اما ۳۰ دقیقه بعد، داستان به کلی عوض شد و افراد خرافات را بیشتر به عنوان حقایق بخاطر داشتند. تصور بر این است که صرفا ذکرکردن خرافات می ­تواند به تقویت آنها کمک کند و با گذشت زمان، شما بافتی که در آن خرافات را شنیدید فراموش می­ کنید(در این مورد، آگاه ­سازی مردم در خصوص واکسن) و تنها خاطرۀ خرافه­ باقی می­ ماند. برای بدترکردن اوضاع، ارائۀ اطلاعات تصحیح ­کننده به گروهی با عقاید محکم، با وجود اینکه اطلاعات شما عقاید آنها را زیر سوال می ­برد، می ­تواند موضع این افراد در مورد دیدگاهشان را تقویت کند.

شواهد جدید نشان از تضاد در عقاید و عدم راحتی در احساساتمان دارد. اما بجای اصلاح عقاید، ما تمایل به توجیح خود داشته و حتی قویتر از قبل نظرات مخالفی را رد می­ کنیم که پا به حریم دیدگاه ­های ما می ­گذراند. این مسئله با نام “اثر بومرنگ” شناخته شده که مشکل بزرگی محسوب می ­شود مخصوصا زمانی که می­ خواهیم افراد را به سمت رفتارهای بهتر سوق دهیم. برای مثال، تحقیقات نشان می­ دهند پیام­ های عمومی با هدف کاهش مصرف سیگار، الکل و موادمخدر اثر عکس دارد. پس اگر نتوان به حقایق اتکا کرد، چطور می ­توان مردم را راضی کرد که عقاید تئوری توطئه و یا دیگر افکار غیرمنطقی خود را دور بریزند؟

سواد علمی می ­تواند در دراز مدت کمک کند. منظور من از سواد علمی، آشنایی با قوانین، اشخاص و تکنیک­ های علمی نیست. بلکه بجای اینها، آشنایی با روش ­های علمی نظیر تفکر تحلیلی می ­باشد. و البته ردکردن تئوری­ های توطئه ارتباط مستقیمی با تفکر تحلیلی دارد. بیشتر مردم از علم استفاده نمی­ کنند اما ما روزانه از کنار آن رد می­ شویم بنابراین لازم است شهروندان به این مهارت دست یابند تا ادعاهای علمی را مورد بررسی نقادانه قرار دهند.

صدالبته تغییر برنامۀ آموزشی یک کشور نمی­ تواند به(تحقق و تفهیم) صحبت­ های من در قطار کمک کند. برای رسیدن به رویکردی سریعتر، مهم است که بدانیم جزئی از یک گروه ­بودن کمک بسیاری می ­کند. قبل از شروع نصیحت، سعی کنید نقاط مشترکی پیدا کنید. در همین خلال، به منظور جلوگیری از نتیجۀ معکوس، خرافات را نادیده بگیرید. اصلا آنها را بازگو و یا تصدیق نکنید. فقط نکات مهم را برسانید: واکسن­ ها ایمن هستند و احتمال ابتلا به آنفولانزا را ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش می­ دهند، ختم کلام. اعتقادات غلط در این زمینه را بازگو نکنید چرا که آنها بهتر در ذهن می­ مانند.

همچنین، با به چالش ­کشیدن جهان ­بینی فرد مقابل، او را آزرده نکنید. سعی کنید توضیحاتی ارائه دهید که با باورهای قبلی آنها همخوانی داشته باشند. برای مثال، می­ توان به راحتی نظر انکارکنندگان محافظه ­کار تغییرات اقلیمی را با پیشنهاد فرصت ­های شغلی در زمینه­ محیط ­زیست، تغییر داد. یک پیشنهاد دیگر؛ از داستان برای رساندن منظور خود استفاده کنید. مردم با راویان داستان، نسبت به صحبت­ های توصیفی و مباحث ه­ای، بیشتر درگیر صحبت می ­شوند. داستان­ هایی که علت و معلول را به هم ربط داده و نتیجه ­گیری دلخواه شما را انجام می­ دهند گزینه­ های خوبی به نظر می ­رسند.

این حرف­ها به این معنی نیست که حقایق و توافقات علمی مهم نیستند. آنها بسیار ضروری نیز هستند اما آگاهی از اشتباهات فکری فرد می ­تواند به شما در رساندن مفهوم بحث، با ابزار مناسب، کمک بسیاری کند. به چالش­ کشیدن عقاید متعصبانه امری ضروری است اما بجای مرتبط ­­کردن نکات و ساختن یک تئوری توطئه، ما باید شواهد را از مسئولان درخواست کنیم. اطلاعاتی که یک عقیده را پشتیبانی می­ کند را بخواهید و به دنبال اطلاعاتی باشید که آنرا آزمایش می­ کنند. بخشی از این فرایند به معنی شناخت غرایض متعصابه، محدودیت­ ها و سفسطه ­ها می ­باشد.

پس ممکن بود گفتگو­ی من در قطار چطور پیش برود اگر من به نصیحت خودم فکر کرده بودم؟ بگذارید برگردیم به آن لحظه که اوضاع داشت به جاده خاکی کشیده می­ شد. این بار من نفس عمیقی کشیده و با این جمله بحث را آغاز می­ کردم: «سلام. تیم خیلی خوب نتیجه گرفت. حیف شد بلیط گیرم نیومد» خیلی سریع گفتگو عمیق می­ شود و ما در حال بحث سر موقعیت­ های احتمالی بعدی تیم توی این فصل هستیم. بعد از چند دقیقه گپ ­زدن، من به سراغ کسی می ­روم که در مورد تئوری توطئه فرود ماه صحبت کرد: «من داشتم در مورد چیزی که شما در خصوص فرود ماه گفتید فکر می­کردم. خورشید تو بعضی جاهای تصویر قابل مشاهده نبود؟» او سر تکان می­ دهد. «که یعنی روز بوده. شما مگه روی زمین توی روز ستاره ­ای می­ بینید؟» «عجب، فکر کنم درست میگی. بهش فکر نکرده بودم. به نظرم این وبسایته همچینم درست نمی­ گفت.»

ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: theconversation.com

image_pdfimage_print
(27 نفر , میانگین : 4٫52 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=69752
رضا کاظمی

رضا کاظمی

دانشجوی کارشناسی مترجمی انگلیسی و علاقمند به مطالب علمی نجومی میباشد و در زمینه انتشار مقاله با وب سایت بیگ بنگ همکاری می کند.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۱۳ پاسخ‌ها

  1. کرم پور گفت:

    بسیار جالب بود، و قابل استفاده برای من که اکثر مواقع با کسانی روبرو می شوم که به همه پدیده ها با بد بینی نگاه می کنند و فکر می کنند نیروی مرموزی پشت سیاستهای کشورها است!

  2. بهزاد گفت:

    ادبیات چندخط بالا بسیار متفاوت بود با بقیه مقاله!
    ‌البته اگه هرسایت دیگه ای بود عادی بود ولی اینجا…

  3. nima گفت:

    هر اجتماعی،روزمرگی های خودشو داره.درگیری های خودشو داره.درگیری های ما،باعث بی خبریمون از همه جا شده و با گونه ای تعصب وار از عقاید خودمون دفاع میکنیم.چونکه دوست داریم عضوی از اجتماع باشیم.به هر حال انسان موجودی اجتماعیه.آمریکا هم یه زمانی مثل ما بوده و الان دل مشغولی های دیگه ای داره.تاریخشون و جو اجتماعی و پنهان کاری های دولتشون به حدی بوده که دیگه مردمش به هیچی باور ندارن.(کلا منظورم از آمریکا،کشورهای جهان اولیه).حق هم دارن.مثلا نبرد لس آنجلس رو چه کسی از حکومتی ها توضیح داد واسه مردم؟جریان پرویز جعفری رو کی توضیح داد؟
    مطمئنا کسایی هم تو این بین پیدا می شن که بخوان از شکاف بین مردم و حکومت به نفع خودشون استفاده کنن.

  4. مهران گفت:

    سلام من این کامنت رو برای یکی دیگه از مقاله ها هم گذاشته بودم.اولا کره خاکی ما جدا از بخش بندی کشورها یه جامعه کلی انسانی هست که ساختارهای سیستمی خودشو داره و هر سیستمی برای اداره شدن نیاز به یک سرمنشاء و لیدر داره. حالا این لیدرهای اصلی این کره خاکی شاید مشروعیت نداشته باشن شاید کسی نشناستشون شاید آشکار نباشند اما در واقع دارن فعالیتهاشونو میکنن و رو دنیا دارن تاثیر میذارن وضعیت یک منطقه جغرافیایی مثل خاورمیانه و حتی تاریخ صد ساله اخیر کشوری مثل یران و… رو رقم میزنن.غیر از اینا کارهای دیگه ای هم میکنن مثلا جدید ترین و سری ترین تکنولوژی های ساخت بشر رو در اختیار دارن.جدید ترین اطلاعات علمی تو هر زمینه ای چه پزشکی چه الکترونیک چه هوافضا و چه نجوم و کیهانشناسی رو در اختیار دارن.رو دیگر اقمار و سیارات منظومه شمسی از جمله ماه و مریخ پایگاه درست کردند و تجهیزات زیادیو به انجا منتقل کردن.با استفاده از تکنولوژِ هاشون اطلاعات زیادی راجب کهکشانها و جهانهای دور دست دارن و واقعا واقعا یک لحظه به مغزتون فشار بیارن چرا منه کارمند گرافیست ساده که یک رعیت ساده تو یک کشور جهان چندمی هست باید این اطلاعاتو بدونه؟چه دلیلی داره بقیه انسانهای این کره خاکی که رسالت زندگیشون فقط زندگی کردن کار کردن بچه دار شدن و توالی نسل هست باید این اطلاعات دستشون باشه؟اطلاعاتی که تعیین کننده آینده این جامعه بشری رو کل این کره خاکی هست؟هیچ میدونین دلیل تحقیقاتی که رو مریخ داره میشه چیه؟اینکه کل نسل بشر رو منتقل بدن رو اون سیاره!! اره…الان که من نشستم آب گوشتمو تو خونه زدم و لم دادم و بصورت تفریحی سایت بیگ بنگو باز کردم دوتا مطلب بخونم یکم حالم خوب شه، اون ادمها دارن این تصمیم گیری هارو برای آینده بشریت میکنن دارن عملیش میکنن.پس تئوری توطعه حقیقت و واقعا حقایقی هست که دلیلی نداره منو شما ازش مطلع باشیم.

  5. e=mc^2 گفت:

    عالی بود این مقاله .من چندبار خوندمش.لذت بردم .و کاملا موافقم

  6. Zari گفت:

    خیلی تامل برانگیز بود

  7. هادی گفت:

    مقاله فوق العاده خوبی بود.ممنون از بیگ بنگ بابت این مقاله زیبا

  8. ساسان گفت:

    واقعا جالب بود…

  9. احسان قاسمی گفت:

    سلام. واقعا لذت بردم. از وقت و تلاشی که برای جمع‌آوری و تالیف و تصنیف و ترجمه مقالات مختلف انجام میدهید ممنون و سپاسگذارم. مردم جهان و مخصوصا ما مردم ایران بسیار به مطالب علمی و معتبر نیاز داریم. مبارزه با خرافات رو شما دارید به نحو احسن انجام میدید. دوست داشتم منم با شما همکاری میکردم ولی متاسفانه تنبلی و مشغولیت زیاد و روزمرگی اجازه نمیده! البته بیشتر تنبلیه و بقیه ش یه جورایی توجیه کردنه!
    درود بر انسانهای بدون تعصب و مبارز در برابر خرافات.
    شاد و شادمانه باشید.

  10. Mista h گفت:

    مقاله خیلى خوبى بود خسته نباشید واقعا
    فقط اون بخش که آوردن کلمه خرافه روش خوبى براى مقایسه درست و غلط در کنار هم و نمایان سازى حقیقت میباشن و مثالش
    یعنى شرکت کنندگان اون پژوهش بعد مدتى حقایق و در مورد واکسن از یاد بردن و فقط خرافات یادشون موند؟و اون خرافاتم به شکل حقیقت تو ذهنشون شکل گرفت؟
    یکم گیج شدن حالا نمیدونم چون آخر شبه و خوابم میاد یا هرچى:))
    یک توضیح تکمیلى مختصر بدین ممنون میشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *