قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشت؟

56
5744

بیگ بنگ: اخترشناسان کاملأ مطمئن هستند که چه اتفاقی پس از بیگ بنگ رخ داد، اما قبل از آن، چه چیزی وجود داشت؟ نظریه های پیشرو در مورد عللِ بیگ بنگ کدام است؟ حدود 13.8 میلیارد سال پیش، جهان با یک انفجار ناگهانی آغاز شد، و همه ی ما را به این مهمانی بزرگ کیهانی دعوت کرد. اما قبل از آن چه اتفاقی افتاد؟

بیگ بنگ، فضا - زمان و سیر تحولی کیهان در 13.8 میلیارد سال
بیگ بنگ، فضا – زمان و سیر تحولی کیهان در 13.8 میلیارد سال

به گزارش بیگ بنگ، معمولأ داستانِ جهان را با بیگ بنگ آغاز می کنیم و سپس در مورد اتفاقی که پس از آن رخ داد صحبت می کنیم. به طور مشابه و کاملأ مخالف با دیدگاه اخترشناسان از جهان، بیشترین میزانی که می توانیم به گذشته برگردیم تابش پس زمینه ی کیهانی است که حدود 380 هزار سال پس از بیگ بنگ رخ داده است. قبل از آن نمی توانیم امیدوار باشیم که چیزی را مشاهده کنیم زیرا جهان به حدی داغ و متراکم بود که چندان شفاف نبود، مثل سوپ نخود، سوپ خوشمزه ای که انرژی بالایی را مصرف می کند.

در شیوه ی زندگیِ نارضایتبخش، احمقانه و زمینیِ مان در واقع نمی توانیم مبدأ جهان را در زمان و فضایی که در آن قرار داریم مشاهده کنیم. لعنت به فضا و زمان … خوشبختانه، گونه های متفکر به ایده هایی دست یافته اند و بخشی از آنها دیوانه کننده است و بخش دیگری نیز از ذهنِ منعطفی برخوردار می باشند. اولین ایده این است که جهان با یک نوسان کوانتومی آغاز شد و تا امروز نیز تورم یافته، چیزی که با ظرافت کامل در طول زمان انبساط پیدا می کند و محصول جانبیِ تصادفی اش وجود ما می باشد.

تصویری هنری از یک سیاهچالۀ کیهانی
تصویری هنری از یک سیاهچالۀ کیهانی

ایده ی جایگزین این است که جهان ما در یک سیاهچاله از جهانی قدیمی تر آغاز شده است؛ در مورد این مسئله فکر کنید و اجازه دهید مغزتان به جوش و خروش بیاید. کیهان پیش از این وجود داشت و این جهان متعلق به ما نبود، سپس این جهان به یک سیاهچاله تبدیل شد و ما و همه چیزهایی که در اطرافمان هست از آن سیاهچاله تشکیل شدند.

در اینجا ایده ی دیگری مطرح می شود، ذراتی را مشاهده می کنیم که در جهان ما بوجود می آیند، چه می شد اگر پس از زمانی طولانی، ذراتِ کل جهان در یک زمان بوجود می آمدند. به طور جدی … این زمان بسیار طولانی است، همراه با تعداد زیادی جهانِ «تقریبی» که هنوز می توانند وجود داشته باشند. اخیرأ، گروه بایسپ۲ شواهدی از تورم اولیه جهان را مشاهده کردند. همانند هرگونه ادعایی از گرانش، نتیجه به شدت مورد بحث و چالش قرار گرفته است. اگر ایده ی تورم کیهانی درست باشد، این امکان وجود دارد که جهان ما بخشی از مولتی ورسِ یا یک چند جهانی بزرگتر باشد. معروفترین فرم این ایده نوعی تورمِ ابدی ایجاد می کند که در آن، جهان ها در طول زمان ایجاد می شوند.

مراحل تحول کیهان، از بیگ بنگ تا اکنون

جهان ما باید یکی از آنها باشد، همچنین احتمالأ این سوال که قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشته مشابه این سوال است که در شمالِ قطب شمال چه چیزی وجود دارد. چیزی که به نظر در ابتدا وجود داشته به علت نیاز دارد و می تواند فقط ناشی از دیدگاه خودمان باشد. دوست داریم فکر کنیم که معلول همیشه دارای علت است، اما جهان می تواند یک استثنا باشد؛ ممکن است جهان بدون علت وجود داشته باشد. شما بگویید، قبل از اینکه مهمانی آغاز شود چه چیزی وجود داشته است؟ نظرتان را بنویسید.

ترجمه: سحر الله وردی/ سایت علمی بیگ بنگ – منبع: universetoday



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

56 دیدگاه‌ها

  1. اگر در مورد جهان خودمون که در وجود ما و افکارمون صحبت محدود کنیم نظر من اینه که در صورت تمام شدن فشار انرژی بیگ بنگ جهان یک لحظه انبساط متوقف میشه در اون لحظه چیزی که ما به نام زمان میشناسیم ثابت بی حرکت میشه از آن لحظه به بعد انقباض جهان شروع تعریف زمان تبدیل به برگشت به گذشته عقبگرد زمان میشه میشه و منقبض شدن کوچک شدن تا نقطه اول ذره اولیه برای تولد و بیگ بنگ دوباره ولی بازم در محدوده زمان میشه گفت تجربه کوچک شدن و بزرگ شدن تعریف ذهنی و قراردادی ما انسانهاست پس لحظات برگشت زمان میتونه مارو بعد مرگ هم به لحظه‌ای همین الان داریم این نوشته رو میخونیم برگردونه چرا و چگونه شاید اون موقع هم هیچکسی ندونه

  2. نظریه من اینه که احتمالا ما چندین بیگ بنگ داشتیم چون بعد انبساط انقباض برگشت وجود داره و نزدیک شدن دوباره پرده‌ها بهم ‌برخورد اونا بهم جرقه‌ای برای بیگ بنگ جدید دونیای جدید و تکرار ولی سوال جدید پیش میاد پشت این پرده‌ها چیه که دنیارو احاطه کردن و دنیای ما بین اونهاست ممکن ما یکی باشیم یا میلیاردها مثل ما وقتی جهانی در حال انبساط مثل جهان ماست جهان‌های همسایه‌ او در حال انقباض هستن و بر عکس تصور اینکه ما از این ‌پرده‌ها عبوردکنیم‌بهدجهانهای اطاق خودمون بریم‌ و کشف کنیم کجاییم در بودن و نبودن خطم میشه در صورت عبور از پرده جهان خودمون اصلا معلوم نیست با چی روبرو میشیم شاید ما وسط یک کندو عسل باشیم و باید بعد از رد کردن میلیارها میلیارد جهان‌های مثل خودمون به پرده آخر برسیم

  3. به نظر من که سیاه چاله های بزگی که در فضا وجود دارند و باعث خمش فضا و زمان می شوند و با بلعیدن ستارها و سیارها در واقع باعث واپاشی اونا شده و مواد حاصل از این واپاشی در قسمتی دیگر از کیهان متمرکز شده و باعث انفجار دیگه و بیگ بنگ دیگه میشه و البته سیاه چاله های بزرگ کمی در فضا این قابلیت رو دارن و سیاه چاله های کوچک این قابلیت رو ندارند و با مرگ سیاه چاله کوچک موادی که از ستارها و سیارات باقی مانده رو دوباره به کیهان پس میدهد.

  4. اگر قبول کنیم که جهان بعد از بیگ بنگ بوجود آمده است، این سوال پیش میاید که بیگ بنگ چه بوده و در کجا قرار داشته، آیا اطراف آن فضایی بوده ( که در این صورت باید گفت بیگ بنگ جزئی از جهان بوده) یا اینکه… در کل نظریه بیگ بنگ ساده نگری بشر است، به نظر من جهان میتونه مانند علامت بی نهایت(∞) در یک چرخه باشه و زمان در این چرخه بی معنی یا بهتره بگم در کهکشان های دیگر متفاوت از زمان کهکشان ما باشه( که باز هم باید به این فکر کنیم که فرای اون چرخه چه چیزی هست)… امیدوارم اونقدری عمر کنم که بشر به راز جهان پی ببره

  5. نمیدونم چرا گیر دادید به سیاهچاله شماها انقدر چیزی وجود داره اما شما قفلید رو یک سیاهچاله (انفجار یک ابراختر) ، بـیخیال بهتره دیدمونو تغیر بدیم شاید خلی ساده تر از این باشه ..

    • این درسته که منشی جهان باید معلولی بدون علت باشه ولی بیگ بنگ اون معلول نیست چون معلول بدون علت در بعد زمان نمیگنجه چون همیشه بوده پس خارج از بعد زمانه و مادی نیست

  6. به نظر من قبل از وجود بیگ بنگ ذراتی پر انرژی ناپایدار به صورت تصادفی در جهان تهی بی نهایت به وجود می آمدند ولی قدرت ایجاد جهان را به تنهایی نداشتند ولی به صورت اتفاقی چند تا از اون ها در یک لحظه در یک مکانی که وجود نداشته به هم برخورد می کنند و ادغام می شوند و بیگ بنگ به وجود می آید(قبل از بیگ بنگ هیچ چیز حتی اون ذراتی که بیگ بنگ رو به وجود آوردند هم وجود نداشتند و انرژی هم نداشتند ولی با تعامل با یکدیگر پر انرژی می شدند)[این نظر خودم و چون گیج کنندست هر کسی حق داره قبول نکنه]

    • جهان تهی و ذرات چگونه بوجود آمدند؟؟؟
      بصورت ساده اگر جهان رو یک برگه پر از دست خط های گیج کننده در نظر بگیریم ، دو تا سوال پیش میاد اول اینکه دست خط های گیج کننده چگونه بوجود آمدند و دوم و البته سوال اصلی اینکه برگه از چگونه بوجود آمده است.

  7. سلام. ضمن تشکر از دوستان و عزیزانی که در این وب سایت پربار، زیبا، و دوست داشتنی وقت می گذارند و اینهمه مطالب زیبا تهیه می کنند که ما بخونیم، لذت ببریم و یاد بگیریم.
    نظر من اینه که، وقتی که گفته می شه بیگ بنگ از یک نقطه با حداکثر ممکن چگالی انرژی و فضا (و احتمالا زیاد زمان) شروع شده، میشه گفت تقریبا داریم در مورد یک سیاهچاله بسیار عظیم صحبت می کنیم که درون آن تکینگی سبب درهم پیچیدن فضا و انرژی و زمان در یک نقطه شده و احتمالا با رسیدن به یک حد بحرانی، جهان ما از آن سیاهچاله جوانه زده و خلق شده است!
    خوب طبیعتا کسی خواهد پرسید جهان مادر که سبب خلق جهان ما شده کجاست و چگونه خلق شده است و …!
    طبیعتا این دور ادامه داشته است و انسان با علم فعلی نمی تواند به این سوالها پاسخ دهد ولی امیدواریم با رشد علمی بیشتر پاسخ این سوالات یافت شود. البته ممکنست در عمق سیاهچاله های همین جهان ما پاسخی برای این سوالات باشد

  8. “قبل از اینکه مهمانی آغاز شود چه چیزی وجود داشته است؟”

    وقتی جواب سوالی را نمی دونی بهترین شیوه همین شیوه نویسنده است.
    سوالی را مطرح کنید

  9. اولا اگرازافق رویداد سیاه چاله هیچ چیز نمیتواند بیرون بیاید چگونه کل انرژی جهان درلحظه بیگ بنگ که درمحدوده ای بسیار کوچکتر از شعاع شوارترتز شیلد برای کل جرم وانرژی جهان بود ازسیاهچاله اولیه بیرون آمد. اگر چیزی از افق رویداد سیاهچاله نمیتواند بیرون بیاید پس این قانون برای لحظه بیگ بنگ هم صادق است. طبق قانون سیاهچاله ها ما نتیجه میگیریم که شعاع کل جرم وانرژی جهان درلحظه موجود شدن بسیار بزرگ بوده نه خیلی کوچک. درمورد قبل از بیگ بنگ هم بنظر من فضا زمان چهار بعدی بصورت خام وبا ابعادی بی انتها وجود داشته . فضا زمان مثل پیکسلهای صفحه ال سی دی از ذراتی درابعاد پلانک ساخته شده . به نظرمن حجم محدود و مشخصی از پیکسلهای فضازمان توسط عاملی فشرده شده وبه ذرات کوانتومی تبدیل شده. سرمنشا خلقت آگاهی یا عقلیست که پشت ظاهر جهان است. مثل آگاهی ما که پشت ظاهر جسم ماست ودیده نمیشود. همانطور که افکار و تخیلات ما به امواج الکترو مغناطیس تبدیل میشود افکار و دانش خداوند هم نقاط فضا زمان را فشرده کرده و به ذرات تبدیل میکند. درصفحه ال سی دی پیکسلها خاموش وروشن میشوند اما درجهان واقعی پیکسلهای فضا زمان منقبض ومنبسط میشوند

  10. سلام. با یک رویکردی دیگری هم می شه در مورد قبل از بیگ بنگ فکر کرد که ساده تر باشه و اون بعد از اتمام این دوره عالمه ! به عبارتی دیگه اگر به علت کمبود علم بشری قادر نباشیم تفسیری از قبل از بیگ بنگ داشته باشیم می توانیم از فرضیه تخمین وضعیت دنیا در آینده دور برای پاسخ به سوال قبل از بیگ بنگ استفاده کنیم.
    اگر بپذیریم که بی نهایت بیگ بنگ وجود دارد یا اینکه این جهان حاصل تصادم جهان های موازی یا حاصله انتقال از یک سیاه چاله به بعدی بوجود آمده است، متعاقبا پذیرفتم بعد از اتمام دوره چند میلیارد ساله عالمی که در آن هستیم، قراره چنین اتفاقی بیافته . از این رو اثرات و نشانه های آن بیگ بنگ بعدی و یا آن تصادمی بعدی را بایستی در نشانه ها و تحولات نجومی دیروزی یا امروزه و آتی مشاهده کرد.

  11. من نظری خاصی ندارم چون چیزی نمیدونم از علم فزیک،
    ولی تا جائیکه فکر من کار میکنه اینست که برای هرچیزی شروع باید قائل شد یعنی بیگ بنگ شاید آغاز همه ی هستی باشه و یا شاید یگ بنگ یکی از میلیون ها آغاز و شروع هستی باشد طوریکه جهان شاید از نقطه یی که آغاز شده بعد یه جای ازبین رفته باشد . و دوباره آغاز شده و بعدش دوباره از بین رفته باشد همینطور تا بینهایت هست شده و بعدش از بین رفته باشد. … شایدم چیزی باشه که هچکس رازش را نداند.

  12. بنظر من اینکه این جهان در یک سیکل بینهایت هست و مرتبا دچار بیگ گرانژ و بیگ بنگ میشه رو قبول ندارم… چون عمر تقریبی هر جهان 60 میلیارد سال میشه… واگه این جهان ها رو بینهایت فرض کنیم باید موجوداتی درش تکامل پیدا کرده باشن که انقدر در علم پیشرفت کردن ک ما امروز اثرشون رو میدیدیم… منظورم موجود مادی نیست… بلکه این سیکل بینهایت موجوداتی رو خلق میکرد ک بخاطر پیشرفت علمشون از همه لحاظ میتونستن فرای تخیل ما در همه چیز تصرف داشته باشن و از بیگ گرانژ هم جون سالم ب در ببرند و الان بر کل کائنات حکمرانی میکردن

  13. بله ولی با دیدگاه جهان های موازی دیگر نمیگیم قبل از بگ بنگ . چون تنها با بیگبنگ بوده که جهان ما بوجود اومده نه با چیزی قبل از قبل از بیگ بنگ . چیزی به نام بیگ بنگ وجود نداره .

  14. فرض كنيم قبل از بيگ بنگ فهميديم چه بود ، آيا باز سوال پيش نمى آيد كه قبل از قبل بيگ بنگ چه بوده و همينطور قبل آن و قبل تر ، پس بهتر نيست قبول كنيم جهان بى نهايت است ، چون هر دفعه براى آغاز دنيا نياز به قوانين فيزيك هس و اين قوانين هميشه وجود دارند و همين قوانين باعث بيگ بنگ شده پس نميتوان گفت بيگ بنگ شروع همه چيز است

  15. هستی از هیچ زمانی وهيچ مکانی شروع نشده بلکه از حالتی به حالت دیگر درآمده هیچ فضایی. بدون زمان نميتونه باشه درصورتی زمان شروعی داره که قبلش هیچ فضایی نباشه که این غیر ممکنه چراکه فضا نامحدوده پس زمان هم نامحدوده (شروع و پایان ندارد) اگر فضارو جزو هستی بدونم مشکل حل ميشه بیگ نمیتونسته شروع بشه مگر اینکه قبلش هستی آماده تغیر شکل بوده باشه این خیلی احمقانه است که فکر کنیم جهان هستی شروعی دارد چطور ميشه چیزی خود به خود به وجود بیاد(قانون اول ترمو)پس هیچ شروعی ندارد و طبق قوانین نیوتن هیچ پایانی نخواهد داشت

  16. و اینجاست که انسان می ماند با چند ابزار و مقیاس ساده برای بررسی عظمتی شگرف
    با قاشقی اگر کوهی را میکندیم حتما با ذهن و داده هایی ساده هم میتوانیم این عظمت را درک کنیم.

  17. در نهایت به نظر میرسه ما احتمال بسیار کوچک از یک واقعه هستیم.
    در هر حال ما چون مهره ای سفید از بین بی نهایت مهره ی سیاه از کیسه ی درآمده ایم.
    سوال اینجاست؟!
    بقیه ی احتمالات ممکن میتوانستند چگونه باشند؟!

  18. 1-بنظر من ماده يعني همان انرژي وفضا دوروي يك سكه هستند وپيوسته ماده از فضا و فضا ازتبخير ماده بوجود ميآيد در حقيقت انفجار بزرگ هم از فشردگي فضا كه در قالب ماده بوده است شكل گرفته ولذا اين ماده ميتواند تا يك حد محدودي تبديل به فضا شود و سپس با بازگشت خود به نقطه صفر مجددا به ماده فشرده در حد صفر تبديل شود
    2-جهان هاي موازي نيز نميتوانند تا بي نهايت وجود داشته باشند زيرا تشكيل آنها هم خود مستلزم آغاز و پاياني بايد باشد لذا اگر اين فرضيه مورد قبول بخواهد واقع شود بايستي به گونه اي داراي محدوديتي باشد به همين منظور من تصور ميكنم كه سر انجام دنيا بايد ابتدا و انتهايش در هر يك از نقاط كروياش بايد به هم پيوسته باشد بطوريكه پس از يك بار گشتن به دور دنيا( با سرعت نور) كليه كهكشانها از شكلي به شكل ديگر تبديل شده اند و لذا تا ابد به هيچ كهكشاني با ساختار اوليه اش برخورد نخواهيم كردو چون فيزيك مغز بشر توان درك چند بعدي را ندارد لذاتصور اتصال ابتدا و انتهاي هر نقطه از علم برايش محال ميباشد.

  19. سلام شايد جهان يک برنامه ى كامپيوترى باشه همون طور كه در كامپيوتر يک سرى قوانين وضع مى شه و البته كامپيوترى مى خواد كه خيلى قدرت مند باشه چون بايد اطلاعات هر واكسل (اطلاعات سه بعدى) رو ذخيره كنه و دليل مقدار بار و جرم هر ذره هم همون قوانين باشه البته فرضيه ى ضعيفيه ولى مى تونه خيلى از مشكلات فيزيک رو حل كنه و يک جور نظريه ى همه چيز باشه البته مقالاتى هم در اين راستا منتشر شده و با قوى ترين كامپيوتر ها تونستند جهانى كوچكتر از اتم ايجاد كنند!

    • این فرضیه یک اشکال اساسی دارد و اونهم اینکه بالاخره جهانی با موجوداتی هوشمند وجود دارند که این جهان را مدل کرده اند و هنوز اون سوال اساسی وجود خواهد داشت و آن اینکه آنها که این جهان را در کامپیوتر مدل کرده اند کیستند

  20. عزیزم بیگ بنگ یه جور انفجار گرانشی بوده اون وقت اگه قوانین فیزیک وجود نداشته باشه چجوری این انفجار به وجود میاد؟ در ثانی جهان ما یکی از چند جهان پراکنده درکل جهانه . اگه قوانین فیزیک نبودن ‘ پس اون جهان ها یهویی سر در آوردن؟ وقتی ما به بیگ بنگ فکر می کنیم باید کوانتومی فکر کنیم

  21. جهان و زمان ومکان و کل قوانین فیزیک بعد از بیگ بنگ بوجود آمده .قبل از بیگ بنگ زمان و مکان وجود نداشت. پس نمیشه گفت قبل از بیگ بنگ …نمیشه زمان و مکان برای یک اتفاق خاص تعریف کرد چون زمان مکان با بیگ بنگ بوجود آمده

  22. البته باید گفت میدان پرانشی نه یک سیاه چاله ولی خب به هر حال این یک نظره. همچنین من موافقم با اینکه شاید بیگ حاصل برخورد دو جهان دیگه باشه. شاید همین برخورد باعث سلسله اتفاقات کوانترمی که من گفتم باشه.

  23. به نظر من بیگ بنگ میتونه ماحصل یک سلسله اتفاقات کوانتومی باشه.اگه فضایی پر از رشته ها قرار داشته باشه, اون موقع میتونه برخوردی بین دو رشته صورت بگیره و یک سیاه چاله یا یک میدان گرانشی کوچک رو تشکیل بده.وقتی برای دومین بار این اتفاق در نزدیکی میدان اولیه به وجود ییاد ممکنه با هم دیگه برخورد کنن و امواج گرانشی به وجود بیارن . این امواج ممکنه که بقیه رشته هارو به هم نزدیک تر کنه و سیاه چاله ای عظیم به وجود بیاره. این سیاه چاله بقیه رشته ها رو می خوره و قوی تر میشه در نتیجع تکینگی سیاه چاله پر جرم تر میشه تا زمانی که اونقدر سنگین باشه که به جای خم کردن فضا , اون رو کاملا ببنده و باعث به وجود اومدن بیگ بنگ بشع.

  24. به نظر شروع جهان از یک نوسان کوانتومی اشتباه است چرا که در این صورت باید همچون نوساناتی وبه تعداد نا متناهی در هر جایی وجود دارد و به تناسب آن می تواند جهانهاي بی شمار تودر تو ایجاد کند که امکان تداخل باهم را خواهند داشت.و همچنین در مورد سیاهچاله نیز باید گفت هرچند که سیاهچاله ها بسیار متراکم و پر جرم هستند و اگر قانون بقای جرم را در نظر بگیریم تولد یک جهان با چندین تریلیون ستاره از آن غیر ممکن خواهد بود.

    • من در پاسخ به آقای علی میگم که مگه ستاره ها یهو یی بعد از بیگ بنگ بوجود اومدت؟ بعد از به وجود اومدن اتم گاز هایی مثل هیدروژن و هلیوم و همجوشی هسته ای اونا ستاره های اولیه به وجود اومدن . چه ربطی به سیاه چاله داره .

  25. من فکر میکنم تمام این مشکلات ما به خاطر این است که نمی توانیم کوانتم و درک کنیم ما وقتی به اغاز چهان بر میگردیم باید کوانتمی فکر کنیم درانجا دیگه صحبت از فضا و زمان معنی نمی ده چون هنوز وجود نداره در انجا نوسانات کوانتمی که قابلیت داشتن از هیچ به وجود و دارند .وجود داره

  26. چه ما قائل به این باشیم که بیگ‌بنگ آغاز جهان باشد یا پیش از آن‌، جهانی یا جهان‌های دیگری هم بوده است یا اینکه قائل باشیم بیگ‌بنگ، انفجاری حاصل از دو یا چند جهان موازی یا مقابل است؛ از پیش پذیرفته‌ایم، وجود همه‌ی آن جهان‌ها، اتم، نیرو و انرژی خود در جای یا زمان یا فضایی وجود داشته‌اند؛ حال پرسش اساسی این‌است: آیا آن جای یا زمان یا فضای همه‌ی آن‌ها، یکی بوده است یا چندتا هستند؟

    • …آیا آن جای یا زمان یا فضای همه‌ی آن‌ها، یکی بوده است یا چندتا هستند؟ آن جای و زمان و فضا چگونه بوده‌اند و چرا بوده‌اند؟!

  27. با سلام
    به نظر من آغاز این جهان نباید با بیگ بنگ شروع شده باشه اگر بیگ بنگ رو قبل از شروع یک نقطه در نظر بگیریم که کل ماده در داخل اون باشه و حجم و چالی صفر داشته باشه پس در آن صورت باید یک سیاه چاله عظیم باشه و همان طور که میدونیم سیاه چاله ها منفجر نمیشوند بلکه طبق نظریه تابش هاوکینگ طی زمان طولانی بخار می شوند و از بین می روند پس چطور ممکنه که یک نقطه با چگالی صفر تبدیل به بیگ بنگ بشه؟؟
    بنده هم معتقد هستم که این جهان در اثر برخورد دو جهان موازی بوجود آمده.

  28. بی شک ما نقطه ای کوچک از جهان بزرگتر هستیم . از کجا معلوم از درون ی سیاهچاله از جهانی دیگر نیامدیم؟ مشکل ما اینه جهان رو با مقیاس خود و درک خود از زمان رو مورد مطالعه قرار میدهیم. دنیا ۱۳/۸ میلیارد سال بوجود آمده به زمان که ما محاسبه کردیم پس چرا ۹۰ میلیارد سال گسترده شده؟؟ زمانو و اندازه رو اشتباه فهمیدیم

    • اين انبساط زياد به دليل انرژی تاريك هست كه لحظه به لحظه سرعت انبساط جهان رو بيشتر ميكنه و باعث شده در ١٤ ميليارد سال قطر جهان قابل مشاهده به ٩٠ ميليارد سال برسه

  29. سلام.به نظر من شاید جهان ما یک اتم از شانه ای یا هر وسیله ای در جهان دیگه باشه.در مورد بزرگی و کوچکی چه نظریه هایی هست؟شاید کل جهان ما یک اتم از جهانی دیگه باشه یا کوچکتر!

      • قطعا خود واقعی انسان، چهره و رفتار او نیست. بلکه چهره و رفتار خاصیت انسان است. شما همیشه آثار صاحب مجلس را می‌بینید و هیچگاه خود صاحب مجلس را نمی‌بینید. ولی از ظاهر و آثار برداشت می‌کنید که صاحب مجلس فردی است که مثل شما خودی دارد اندیشنده و دارای احساس و…؛ چرا؟ چون افعال و آثارش از خود حقیقی او حکایت می‌کند. لذا صاحب مجلس را هم تنها می‌توان با توجه به آثارش شناخت و ما به خود حقیقی هیچکسی راه نداریم.

  30. به نظر من مشکل ما انسان ها اینجاست که زمان رو به عنوان یک متغیر نرده ای اصلی (یک بعد واقعی و اصلی) در نظر می گیریم، شاید درک ما از جهان نامناسب باشه به همین دلیل به چنین پارادوکس هایی در مورد ابتدای جهان می رسیم. در واقعیت طبق چیزی که انیشتین ثابت کرده برخلاف میل ما زمان خیلی نسبیه مثلا زمان برای ما و موجودات بزرگتر و کوچکتر متفاوته، شاید متغیری که برای تغییرات پدیده ها در نظر گرفتیم یعنی زمان نادرست باشه و متغیر اصلی (زمان واقعی) تغییرات و بیان کننده ی پدیده ها عددی به توان زمان (عادی و غیر اصلی) باشه که در واقع بشه به اون استناد کرد. در این صورت درک ابتدای جهان بسیار راحتتر خواهد بود، در این صورت ما هرچقدر هم که در زمان(قابل درک و عادی) عقب بریم زمان اصلی به صفر نمی رسه و در واقع شاید به همین دلیل باشه که هیچ وقت زمان اصلی به قبل از خلقت یعنی منفی بر نمی گرده(چون عدد به توان هیچ عدد حقیقی(زمان غیر واقعی) به صفر و قبل از اون یعنی منفی نمی رسه.
    این تنها یک نظره که شاید مشکل در استاندارد ها (دستگاه SI) و درک ما از جهان باشه.

  31. با سلام

    به نظر بنده، جهان نمی تواند از یک نقطه آغاز شده باشد. آن نقطه اولیه (فضا -زمان صفر) انرژی بسیار بالایی نیاز داشته تا چنین جهانی را پدید آورد. سوال من این است که اگر طبق فرضیه بیگ بنگ این نقطه، نقطه آغازین است بنابراین فضا در آن می بایست صفر مطلق باشد، بنابراین این انرژی در چه فضایی و چگونه ذخیره شده است؟
    (ما همواره برای مهار انرژی در هر مقیاسی نیاز به فضا داریم و در اصل انرژی بدون فضا اصلا قابل تعریف نیست)
    حتی اگر فرض کنیم این جهان از عناصری بنیادی شناخته شده (مانند فرمیون، لپتون، هیگز و یا بوزون هیگز) و ناشناخته ای مانند گراوتیون و امثال آن نیز ساخته شده است و یا حتی فرض کنیم این جهان از “هیچ” ساخته شده و همگی این هیچ ها در آن نقطه متمرکز شده اند، باز هم نیاز به یک برهمکنش هیچ – هیچ داریم که آغازی باشد برای شکل گرفتن جهان از هیچ. حال سوال این است این برهمکنش چگونه در یک فضای صفر متمرکز شده ؟!!!!
    من با نظریه جهان های موازی موافقم. و فکر می کنم ما و آن چیزی که تحت عنوان جهان می شناسیم حاصل یک انتقال است که این انتقال باعث ایجاد چندین جهان موازی می گردد.