واقعیت ِ “زمان” چیست؟

37
16902

بیگ بنگ: زمان چیست؟ چرا رو به جلو حرکت می کند؟ آیا واقعی است؟ مفهوم زمان یکی از اسرارآمیزترین مفاهیم در تاریخ فیزیک بوده است و در حال حاضر نیز از مسائل دشوار فیزیک معاصر به‌شمار می‌رود، در این مقاله این موضوع چالش برانگیز بررسی شده است.

mezzanine_791هیچ‌کس بهتر از فرانس کرایوس حساب زمان در دستانش نیست. در آزمایشگاه او در موسسه ماکس پلانک واقع در کراچینگ آلمان که مرکزی مختص اپتیک کوانتومی است، دقیق‌ترین زمان‌سنجی تاریخ انجام شده است. به این معنا که کوچک‌ترین بازه‌های زمانی را که تاکنون مشاهده شده‌، اندازه‌گیری کرده‌اند. کرایوس برای انجام این کار از پالس‌های لیزر فرابنفش استفاده می کند تا حرکت‌های بسیار سریع و کوتاه الکترون‌های درون اتم را ردگیری کند. این پدیده‌ها که او به دنبال کاوش آنهاست، تنها حدود ۱۰۰ آتوثانیه طول می‌کشند.(یک آتوثانیه برابر با ۱۸-^۱۰ ثانیه است)

برای داشتن تصور بهتری از این بازه زمانی در نظر آورید که نسبت ۱۰۰ آتوثانیه به یک ثانیه، مانند نسبت یک ثانیه به ۳۰۰ میلیون سال است! حتی تصورش هم غیرممکن است، اما چنین بازه زمانی‌ای در طبیعت وجود دارد و حتی اندازه‌گیری هم شده است.

کمترین واحد زمان

با این حال حتی کارهای کرایوس هم از کوچک‌ترین مقیاس زمانی بسیار فاصله دارد. یک محدوده زمانی به نام «ابعاد پلانک» وجود دارد که حتی آتوثانیه نیز در برابر آن مانند میلیون‌ها سال است. این مقیاس مرز فیزیک شناخته‌شده را مشخص می‌کند؛ ناحیه‌ای که در آن فواصل و بازه‌های زمانی آنقدر کوتاه هستند که بسیاری از مفاهیم فضا و زمان شروع به فروپاشی ‌کنند.

زمان پلانک یعنی کوچک‌ترین واحد زمانی که معنای فیزیکی دارد، ۱۰ به توان ۴۳- ثانیه است. این مقدار کوچک‌تر از یک ‌تریلیونیم تریلیونیم آتوثانیه است. ماورای آن چیست، آیا زمانی کوچک‌تر از آن هم وجود دارد؟ این زمان ناشناخته است، حداقل برای امروز. تلاش برای درک زمان‌هایی پایین‌تر از ابعاد پلانک، منجر به جهش‌های عجیبی در فیزیک شده است. به طور خلاصه مساله این است که آیا امکان دارد آن زمان (زمانی کوچک‌تر از زمان پلانک) در بنیادی‌ترین سطح واقعیت فیزیکی وجود نداشته باشد.

اگر چنین است، پس زمان چیست و چرا اینقدر واضح و قدرتمندانه دارای حضوری مطلق در تجربه شخصی ماست؟ سیمون ساندرز، فیلسوف فیزیک از دانشگاه آکسفورد در پاسخ به این نوع مسائل می‌گوید: «معنای زمان به طرز وحشتناکی برای فیزیک معاصر مساله‌ساز شده است. وضعیت آنقدر مشکل است که بهترین کاری که شخص می‌تواند انجام دهد، اعلام ندانم گرایی است. یعنی نداشتن هیچ موضع و ترجیحی نسبت به این مساله.»

Timeمشکل زمان از یک قرن قبل آغاز شد، وقتی نظریه‌های نسبیت خاص و نسبیت عام اینشتین، تصور معمول از زمان را به عنوان یک ثابت جهانی در هم ریخت. یکی از پیامدهایش آن بود که گذشته، حال و‌ آینده مطلق نیستند. نظریه‌های آلبرت اینشتین همچنین چالشی جدی در فیزیک به‌ وجود آورد، زیرا قوانین نسبیت عام (که گرانش و ساختار بزرگ مقیاس جهان را توصیف می‌کند) با قوانین فیزیک کوانتومی (که بر جهان کوچک مقیاس حکومت می‌کند) ناسازگار به‌ نظر می‌رسد.

حدود چند دهه قبل دو فیزیکدان مشهور یعنی جان ویلر که در آن زمان در دانشگاه پرینستون بود و برایس دویت از دانشگاه کارولینای‌شمالی، معادله‌ای عجیب و خارق‌العاده ارائه دادند که چارچوبی ممکن برای سازگاری بخشیدن به نسبیت و مکانیک کوانتومی فراهم می‌کرد. اما معادله ویلر-دویت همواره مناقشه‌ برانگیز بوده است، زیرا به سهم خودش پیچیدگی عجیب‌تری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه کرده است، زیرا در این معادله، زمان حذف شده است.

کارلو روولی، فیزیکدانی از دانشگاه مارسی در فرانسه می‌گوید: «زمان ناگهان از معادله ویلر-دویت ناپدید می‌شود و این موضوعی است که برای بسیاری از نظریه‌پردازان معما شده است. شاید بهترین راه برای فکر کردن درباره واقعیت کوانتومی کنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بی‌زمان باشد.» تا به حال هیچکس در استفاده از معادله ویلر-دویت برای یکی‌ کردن نظریه کوانتوم و نسبیت عام موفق نشده است. با این حال اقلیت قابل‌ توجهی از فیزیکدان‌ها شامل روولی معتقدند هر نظریه موفقی از تلفیق دو شاهکار فیزیک قرن بیستم نهایتا جهانی را توصیف خواهد کرد که در آن زمان به‌طور اجتناب‌ناپذیری وجود ندارد.

جهت پیکان زمان

این مساله که زمان ممکن است وجود نداشته باشد در میان فیزیکدانان به نام «مساله زمان» شناخته می‌شود. این مساله ممکن است بزرگ‌ترین مساله باشد اما هنوز از پیچیده‌ترین سوال در مورد زمان فاصله دارد. «مساله زمان» در رقابت با این واقعیت عجیب در رتبه دوم قرار می‌گیرد که قوانین فیزیک توضیح نمی‌دهند چرا زمان همواره رو به جلو می‌رود. تمام قوانین فیزیک – چه قوانین نیوتن و اینشتین یا حتی قوانین کوانتوم – با معکوس شدن جهت زمان به همین صورت کنونی باقی خواهند ماند تا جایی که ما می‌توانیم بگوییم، با اینکه زمان یک فرآیند یک‌ سویه است و هرگز معکوس نمی‌شود، هیچ قانونی آن را محدود نمی‌کند. یعنی هیچ‌ یک از قوانین فیزیک یک‌ سویه بودن جهت زمان را تضمین نمی‌کنند.

ست‌ لوید، یک متخصص مکانیک کوانتومی از دانشگاه MIT در پاسخ به این سوال که زمان چیست، می‌گوید: «این بسیار اسرارآمیز است که چرا ما یک‌ چنین پیکان زمان واضحی داریم. توضیح معمول برای این مساله آن است که برای مشخص کردن آنچه در یک سیستم اتفاق می‌افتد، شما نباید تنها قوانین فیزیکی حاکم بر آن سیستم را معین کنید، بلکه باید بعضی از شرایط اولیه و پایانی آن را نیز مشخص کنید.»

لوید می‌گوید مبنای تمام شرایط اولیه، بیگ بنگ است. فیزیکدانان باور دارند که جهان به صورت یک توپ ساده و بسیار فشرده از انرژی آغاز شده است. به‌ رغم اینکه قوانین فیزیک خود نمی‌توانند پیکان زمان را به‌ وجود آورند، انبساط کیهان که هنوز هم ادامه دارد این کار را انجام می‌دهد. همانطور که جهان منبسط می‌شود، پیچیده‌تر و بی‌نظم‌تر می‌شود.

end-of-timeافزایش بی‌نظمی (که فیزیکدان‌ها آن را افزایش آنتروپی می‌نامند) ناشی از انبساط کیهان، ممکن است منشأ آن چیزی باشد که ما به عنوان رژه رو به‌ جلو و بی‌وقفه زمان تصور می‌کنیم. از این دیدگاه، زمان چیزی نیست که جدا از جهان وجود داشته باشد. خارج از کیهان هیچ تیک‌ تاک ساعتی وجود ندارد. اکثر ما تمایل داریم به زمان آن‌گونه که نیوتن فکر می‌کرد، فکر کنیم: «زمان مطلق، درست و ریاضی به دلیل ماهیتش به طور یکنواخت و مستقل از هر چیز خارجی، جریان دارد.»

اما همانطور که اینشتین اثبات کرد، زمان قسمتی از بافت جهان است. برعکس آنچه که نیوتن باور داشت، ساعت‌های معمولی ما چیزی مستقل از جهان را اندازه نمی‌گیرند. طبق گفته لوید، در واقع ساعت‌ها اصلا زمان را اندازه‌گیری نمی‌کنند. او می‌گوید: «اخیرا به موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی در بولدر رفتم؛ یک آزمایشگاه دولتی که محل نگهداری ساعت اتمی استاندارد است. من به آنها گفتم ساعت‌های شما زمان را بسیار دقیق اندازه می‌گیرند. آنها در جواب گفتند، ساعت‌های ما زمان را اندازه‌گیری نمی‌کنند! من فکر کردم این حرف از سر تواضع است. اما آنها گفتند: نه، تعریف زمان آن چیزی است که ساعت‌های ما اندازه‌گیری می‌کنند. این حرف کاملا درست است. آنها زمان استاندارد جهانی را تعریف می‌کنند. زمان با تعداد تیک‌های ساعت‌های آنها تعریف می‌شود.»

زمان یعنی تیک‌ تاک ساعت؟

روولی، مدافع جهان بدون زمان می‌گوید: زمان‌سنج‌های موسسه استاندارد، این کار را درست انجام می‌‌دهند. به‌ علاوه نقطه‌ نظر آنها با معادله ویلر-دویت سازگار است. «ما هیچ‌ گاه، زمان را نمی‌بینیم، ما تنها ساعت‌ها را مشاهده می‌کنیم. اگر شما بگویید این جسم حرکت می‌کند، واقعا منظورتان آن است که جسم اینجاست وقتی عقربه ساعت شما اینجاست و به همین ترتیب مراحل حرکت جسم را می‌توانید توصیف کنید.

ما می‌گوییم زمان را با ساعت اندازه می‌گیریم، اما تنها عقربه‌های ساعت را می‌بینیم نه خود زمان را و عقربه‌های ساعت درست مانند موارد مشابه دیگر تنها متغیرهای فیزیکی هستند. بنابراین به یک معنا ما تقلب می‌کنیم، زیرا آنچه واقعا مشاهده می‌کنیم متغیرهایی فیزیکی هستند به عنوان توابعی از متغیرهای فیزیکی دیگر، اما ما آن را طوری نمایش می‌دهیم که انگار همه چیز در زمان تغییر می‌کند.»

تصویری از کارلو روولی – فیزیکدان ایتالیایی
تصویری از کارلو روولی – فیزیکدان ایتالیایی

روولی افزود: « آنچه درباره معادله ویلر-دویت پیش می‌آید آن است که ما مجبور به توقف این بازی می‌شویم. در عوض معرفی این متغیر ساختگی (یعنی زمان که خودش مشاهده‌ پذیر نیست)، باید تنها توصیف کنیم که متغیرها چگونه به متغیرهای دیگر مرتبط هستند. سوال این است که آیا زمان یک ویژگی بنیادی واقعیت است یا تنها یک نمایش ماکروسکوپی از چیزهاست؟ من آن را تنها یک اثر ماکروسکوپی می‌دانم؛ چیزی که تنها برای اشیای بزرگ ظهور می‌یابد.»

به‌ طور خلاصه مساله این است که ممکن است زمان در بنیادی‌ترین سطح واقعیت فیزیکی وجود نداشته باشد. منظور روولی از «اشیای بزرگ» هر چیزی است که بزرگ‌تر از ابعاد اسرارآمیز پلانک باشد. تا به حال هیچ نظریه فیزیکی‌ای به‌طور کامل جهان را در ابعادی کوچک‌تر از ابعاد پلانک، توصیف نکرده است. یک امکان آن است که اگر فیزیکدان‌ها بتوانند نظریه کوانتوم و نسبیت عام را وحدت بخشند، فضا و زمان توسط نسخه تغییر یافته‌ای از مکانیک کوانتومی توصیف خواهد شد.

در چنین نظریه‌ای، فضا-زمان دیگر یکنواخت و پیوسته نخواهند بود بلکه شامل بخش‌هایی گسسته(کوانتا) هستند. درست مانند نور که از بسته‌های منفرد انرژی با نام فوتون تشکیل شده است. اینها آجرهای سازنده فضا و زمان هستند و تصور اینکه فضا و زمان از چیز دیگری ساخته شده باشد آسان نیست. مولفه‌های فضا و زمان جز در فضا و زمان در کجا می‌توانند وجود داشته باشند؟

کوانتای فضا و زمان

همانطور که روولی توضیح می‌دهد، در مکانیک کوانتومی تمام ذرات ماده و همچنین انرژی را می‌توان به صورت موج توصیف کرد. موج نیز یک ویژگی غیرعادی دارد: تعداد نامحدودی از آن می‌تواند در یک مکان وجود داشته باشد. اگر روزی نشان داده شود که زمان و مکان از کوانتا تشکیل یافته‌اند، تمام آنها می‌توانند در یک نقطه بدون بعد روی هم تلنبار شوند.

روولی می‌گوید: «به معنایی فضا و زمان در این تصویر ذوب می‌شوند. دیگر فضا وجود ندارد، تنها کوانتاهایی وجود دارند روی کوانتاهای دیگر بدون اینکه در فضا غرق شوند.» روولی به همراه یکی از مهمترین ریاضیدانان دنیا یعنی آلن کونس از کالج فرانسه در پاریس روی این موضوع کار کرده است. آنها همراه هم چارچوبی را ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد، چگونه آنچه ما به عنوان زمان تجربه می‌کنیم ممکن است از یک واقعیت بی‌زمان و بنیادی‌تر ظهور یافته باشد.

salvador-dali-soft-watch-at-the-moment-of-first-explosion-c1954-1359930349_orgهمان‌گونه که روولی توصیف می‌کند: «زمان احتمالا یک مفهوم تقریبی است که در ابعاد بزرگ ظاهر می‌شود. کمی شبیه مفهوم سطح آب که از لحاظ ماکروسکوپی معنا دارد اما در ابعاد اتمی معنای خود را از دست می‌دهد.» روولی با فهمیدن اینکه توضیحاتش ممکن است راز زمان را عمیق‌تر کند، می‌گوید بیشتر دانش فعلی ما روزی گیج‌کننده به نظر می‌رسید. «من فهمیده‌ام که این تصویر مشهودی نیست. اما این موضوع فیزیک بنیادی است: یافتن روش‌های جدید فکر کردن درباره جهان و دیدن اینکه آیا این روش‌ها کار می‌کنند یا نه. من فکر می‌کنم وقتی گالیله گفت زمین می‌چرخد، به همین شکل غیرقابل فهم بود. فضا برای کوپرنیک شبیه فضا برای نیوتن نبود و فضا برای نیوتن مانند فضا برای اینشتین نبود. ما همیشه کمی بیشتر می‌آموزیم.»

روولی احساس می‌کند که یک انقلاب دیگر در مفهوم زمان به همین زودی اتفاق می‌افتد. «وقتی مقاله ۱۹۰۵ اینشتین منتشر شد، تفکر مردم درباره فضا-زمان را تغییر داد. ما دوباره در آستانه‌ واقعه‌ای شبیه آن هستیم.» وقتی گرد و خاک‌ها فرو نشینند، زمان هرچه که باشد می‌تواند حتی عجیب‌تر و وهم‌انگیزتر از چیزی باشد که پیشینیان ما می‌توانست تصور کند.

سایت علمی بیگ بنگ / منابع: discovermagazine.com , Carlo Rovelli , Wheeler–DeWitt equation



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

37 دیدگاه‌ها

  1. به نظر من زمان به پویایی و جنبش بنیادی ترین ذرات سازنده جهان وابسته است تا و زمانی جهان حرکت و جنبش داشته باشه زمان هم وجود داره. برای درک این قضیه فرض کنید تک تک ذرات سازنده کیهان از حرکت بایستند و هیچ فرایند فیزیکی (گرانش٬ انتقال امواج و … ) رخ نده اون وقت زمان هم هیچ معنی نداره. پس حرکت و پویایی شرط وجود زمانه.

  2. سلام.به نظر من زمان واقعی ترین و دقیق ترین مسئله فیزیکیه که خودش ماهیت فیزیکی نداره.درتمام مسائل فیزیکی نقش داره و همیشه رو به جلوست.مادی نیست که خم بشه.وانیشتن هم علامه دهر نیست.فقط یه دانشمنده معتبره.براش خیلی احترام قائلم ولی مطمئنم که هر انسانی میتونه اشتباه کنه.اگه با سرعت نور ویا حتی بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم(البته همونجور که میدونیم سرعتی بالاتر از سرعت نور نیست) زمان متوقف نمیشه و راه خودش رو ادامه میده.مثالش هم ساده هست.بطور مثال نور حدود ۸ دقیقه طول میکشه تا از خورشید برسه به زمین.اگه با سرعت نور، زمان حذف میشد میبایست میگفتیم نور خورشیددر لحظه به زمین میرسه.و برای درک بهتر به جای نور خورشید خودتون رو بذارید و فکر کنید که الان با سرعت نور دارید از خورشید به سمت زمین می آیید.نه تنها زمان متوقف نمیشه، بلکه شما حدود ۸ دقیقه تو سفر هستید.حالا همینو به ستاره های دورتر تعمیم بدهید.در خوشبینانه ترین حالتش تو این مثال،شما نور های قبل و بعد از خودتون رو نمیبینید.ولی زمان داره کار خودش رو میکنه.مسئله بعدی اینکه اگه تمام اجسام در گیتی، برای مدتی هیچ حرکت نداشته باشند،که باز هم البته چنین چیزی ممکن نیست ولی فرضش هم خالی از لطف نیست، گیتی همان مدت رو بی حرکت بوده و یه زمانی طی شده.و باز هم زمان، کار خودش رو کرده و متوقف نشده‌.زمان همیشه بوده و هست و خواهد بود.چه روابط و ریاضیات ما اثباتش کنن چه نکنن.چه ما انسانها باشیم چه نباشیم.چه درکی از زمان وجود داشته باشه چه نداشته باشه.چه بخواهیم،چه نخواهیم..
    و……
    مسئله بعدی اینکه زمان رو ما اونطور که بکارمون بیاد تقسیم کردیم.در واقع زمان رو میتونستیم یه جور دیگه تقسیم کنیم‌.مثلا از آغاز بیگ بنگ تا الان ۱ واحد یا مثلا ۱۰۰۰ واحد و ….
    زمان رو همونطوری که به همچین واحد بزرگی میتونیم تقسیم کنیم میتونیم تا بینهایت به واحهای ریز و کوچک تقسیم کنیم.و تقسیم زمان نهایت نداره.ولی البته این تقسیم بندی ( تا بینهایت واحد بزرگ یا بینهایت واحد کوچک) مشکلی رو از کار ما باز نمیکنه و در نتیجه تقسیمش هم لزومی نداره.

    • تو در چهارچوب خودت زمان رو ۸ دقیقه اندازه گیری می کنی کسی که با سرعت نور حرکت میکنه چهارچوب تو برای اون شخص شکسته میشه اون شخص گذر زمان رو حس نمی کنه انگار زمان برای اون شخص متوقف شده چرا؟؟ چون تحت تبدیل لارنتس ۸ دقیقه زمان تو میشه ۰ برای اون شخص. این ریاضیه که میگه زمان برای شخص متوقف میشه این یک حرف نیست، حساب دو دوتا چهارتاست لذا نظر شما درست نیست.

  3. سلام. به نظر بنده زمان به کلیه اتفاقات و اکت هایی که بر روی اتم تاثیر میگذراه میگن. اگه کتاب حرکت جوهری ملاصدرا رو خونده باشید متوجه منظور من میشید، زمان یعنی حرکت یعنی اکت یعنی یک تغییر در روند ثابت اتم های یک ماده. از اونجا که حرکت در کوچکترین ذره اتم که چرخش اکترون به دور هسته میباشد بصورت ذاتی وجود داره پس در نتیجه زمان بصورت ذاتی درون اتم ها پیاده سازی شده و اینکه بخوایم به زمان مسلط بشیم ابتدا باید بتونیم به حرکت اتم های درون ماده مسلط بشیم و اون حرکت رو کنترل کنیم تا بتونیم به زمان مسلط بشیم، و این به نظر من قابل انجامه البته نه تمام و کمال بلکه بصورت محدود، شاید بتونیم حرکت رو سرعت ببخشیم که در این صورت میتونیم آهنگ گذر زمان رو تندتر کنیم و اصطلاحا به آینده سفر کنیم اما اینکه بتونیم حرکت اتم ها رو معکوس کنیم و به اصطلاح به گذشته سفر کنیم امکانش خیلی کمه، شاید در حد صفر، ممنون میشم اگه کسی نظری یا نقدی به نظر بنده داره برام ایمیل کنه

    • نکته خوبی اشاره کردی به نظرم می شه با کنترل سرعت فرآیندها اونارو به گذشته و آینده برد ولی برای اینکه کل جهان رو به گذشته یا آینده ببریم نمیدونم قابل انجام باشه. به طور مثال تصور کنیم وقتی ما در آزمایشگاه یک باکتری رو استخراج می کنیم و سرعت تولید پروتئین هاش رو زیاد می کنیم و باکتری که تا دیروز ۵ روزه رشد می کرد و ۳۰ روز عمر داشت الان ۱ روزه زشد می کنه و ۱ سال عمر داره درک متفاوتی از زمان خواهد داشت.

  4. به نظر من زمان باید در یک واحدی تعریف شود چون انسان است که آنرا تجربه میکند اما این واحد باید حداقلیت خودراداشته باشد و چون حداقلیت در ذرات سازنده و اتم بیان می شود مطالعه بسیار دقیق و فوق العاده کوانتوم نیاز است که باید در ساحه ی علم فیزیک بررسی شده و تبیین گردد.

  5. بنا بر دیدگاه انیشتین که می گه شما وقتی به سرعت نور برسین زمان برای شما متوقف می شه شاید بتوان گفت که عدم حرکت یا ثابت موندن موجب توقف زمان نمی شه

  6. زمان .
    درک ما از زمان حرکت های تناوبی است .اگر حرکت های تناوبی وجود نداشت تصور ما از زمان به گونه دیگری می بود .
    هر گاه صحبتی از زمان میشود ما آن را با یک حرکت تناوبی می سنجیم .
    مثلا یک ثانیه که توسط اونگ ساعت اندازه گیری می شود . یک روز مدت زمان یک گردش زمین به دور خود
    یک سال معادل حرکت یک دور زمین حول خورشید .
    بدون این حرکت های تناوبی مفهوم زمان خیلی به سختی قابل درک است

  7. سلام دوستان. به نظرمن زمان دارای ماهیت وساختاراست وبزودی کشف خواهد شد. آنچه را مازمان مینامیم خود زمان نیست بلکه آهنگ تغییر پدیده هاست. مفهوم زمان در علم فیزیک نیز خود زمان نیست بلکه برداشت ذهن ما از واقیتی بنیادی تر است ، مثل پدیده حرکت وتغییر پدیده ها برروی صفحه ال سی دی . که درحقیقت حالتهای مختلف و متفاوت تصاویردرفریمای فیلم است که مفهومی بنام حرکت،تغییر وچیزی شبیه زمان را به ذهن ما القا میکند. فضا زمان هم میتوانند فریمهای جهان باشند که پدیده ها برروی آن آشکار میشوند و وقتی هرپدیده درهر فریم جهان موضع متفاوتی با فریمهای قبل وبعد ازخود داشته باشند ذهن ما با حرکت در بعدزمان فریمهای جهان را یکی پس ازدیگری پشت سر میگذارد و خیال میکند زمان درحال گذر است درصورتی که ذهن وآگاهی انسان دربعد بالاتر درحال حرکت است.

  8. چطور ممکن است چیزی که وجود ندارد تاب بردارد؟!!!!
    همانطور که جرم در زمان خمیدگی ایجاد میکند. مثلا زمان برای ما که روی زمین هستیم نسبت به جایی دوراز اجرام سماوی کندتر میگذرد. آیا میشود چیزی که وجود ندارد را خم کرد؟؟؟؟؟

    • زمان تنها توهمی ساخته شده از ذهن ماست
      اون چیزی که ما با زمان اشتباه می گیریم تغییر حالت مواد هست.
      مثلا اگه به قول ما زمان رو نگه داریم میبینیم که تقییر حالتی در مواد رخ نمیده. یا اگه زمان رو به عقب برگردونیم میبینیم که مواد به حالت قبلی خودشون برمیگردن. در واقع این که می گن ما در زمان به سمت جلو حرکت میکنیم به خاطر همین است
      برای درک خم شدنش در مورد ارتباط بین جاذبه و ابعاد ماده تحقیق کن
      خیلی کمکت می کنه

    • سلام.به نظر من زمان واقعی ترین و دقیق ترین مسئله فیزیکیه که خودش ماهیت فیزیکی نداره.درتمام مسائل فیزیکی نقش داره و همیشه رو به جلوست.مادی نیست که خم بشه.وانیشتن هم علامه دهر نیست.فقط یه دانشمنده معتبره.براش خیلی احترام قائلم ولی مطمئنم که هر انسانی میتونه اشتباه کنه.اگه با سرعت نور ویا حتی بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم(البته همونجور که میدونیم سرعتی بالاتر از سرعت نور نیست) زمان متوقف نمیشه و راه خودش رو ادامه میده.مثالش هم ساده هست.بطور مثال نور حدود ۸ دقیقه طول میکشه تا از خورشید برسه به زمین.اگه با سرعت نور، زمان حذف میشد میبایست میگفتیم نور خورشیددر لحظه به زمین میرسه.و برای درک بهتر به جای نور خورشید خودتون رو بذارید و فکر کنید که الان با سرعت نور دارید از خورشید به سمت زمین می آیید.نه تنها زمان متوقف نمیشه، بلکه شما حدود ۸ دقیقه تو سفر هستید.حالا همینو به ستاره های دورتر تعمیم بدهید.در خوشبینانه ترین حالتش تو این مثال،شما نور های قبل و بعد از خودتون رو نمیبینید.ولی زمان داره کار خودش رو میکنه.مسئله بعدی اینکه اگه تمام اجسام در گیتی، برای مدتی هیچ حرکت نداشته باشند،که باز هم البته چنین چیزی ممکن نیست ولی فرضش هم خالی از لطف نیست، گیتی همان مدت رو بی حرکت بوده و یه زمانی طی شده.و باز هم زمان، کار خودش رو کرده و متوقف نشده‌.زمان همیشه بوده و هست و خواهد بود.چه روابط و ریاضیات ما اثباتش کنن چه نکنن.چه ما انسانها باشیم چه نباشیم.چه درکی از زمان وجود داشته باشه چه نداشته باشه.چه بخواهیم،چه نخواهیم..
      و……
      مسئله بعدی اینکه زمان رو ما اونطور که بکارمون بیاد تقسیم کردیم.در واقع زمان رو میتونستیم یه جور دیگه تقسیم کنیم‌.مثلا از آغاز بیگ بنگ تا الان ۱ واحد یا مثلا ۱۰۰۰ واحد و ….
      زمان رو همونطوری که به همچین واحد بزرگی میتونیم تقسیم کنیم میتونیم تا بینهایت به واحهای ریز و کوچک تقسیم کنیم.و تقسیم زمان نهایت نداره.ولی البته این تقسیم بندی ( تا بینهایت واحد بزرگ یا بینهایت واحد کوچک) مشکلی رو از کار ما باز نمیکنه و در نتیجه تقسیمش هم لزومی نداره.

  9. به نظر من هم زمان وجود نداره و این اصلن هم عجیب نیست، فقط حرکت وجود داره. کسانی که زمان رو می سنجند با استفاده از حرکت این کارو می کنن. مثلا طول روز یا حرکت الکترون
    اما عجیب اینه که چرا این حرکت ها همیشه هماهنگ هستنند
    مثلا اگه یک فوتون رو این طرف کهکشان و یکی دیگه رو اون طرف کهکشان ول کنیم چرا هر دو هماهنگ با هم حرکت می کنند (یعنی یکی آهسته و دیگری سریع تر حرکت نمیکنه) چه ارتباطی بین اجزای هستی وجود داره که با هم هماهنگ هستند؟
    اگه همه چیز از حرکت بایسته زمان متوقف میشه
    اگه سریع تر حرکت کنه زمان هم سریع تر میگذره
    زمان به حرکت وابسته ست و تا چیزی نباشه که حرکت کنه زمان هم وجود نداره
    به نظرم دانشمندا باید در مورد حرکت فکر کنند، اینکه پیوسته ست یا گسسته؟
    امکان پیوسته بودنش هم معقولانه نیست
    حرکت گسسته است، یعنی الکترون در یک کوانتوم فضا از بین میره و در کوانتوم بغل دستی دوباره به وجود میاد
    سوال اینه که چرا؟ چرا چنین هماهنگی ای وجود داره؟
    وقتی از دور به مانیتور نگاه می کنیم فکر می کنیم آنچه که می بینیم واقعا حرکت می کنند اما از نزدیک که نگاه کنیم فقط چراغ های ریزی می بینیم که روشن و خاموش میشن. خب اینجا یه برنامه هست که باعث میشه چیزهای معناداری نمایش داده بشن و روشن و خاموش شدن چراغ ها تصادفی نباشه
    اما در مورد طبیعت چه چیزی وجود داره؟ چه برنامه ای؟

    • سلام سخن شما بسیار جالب و زیبا بود ولی برای نقض این موضوع می شه به این اشاره کرد که همون طور که تو مقاله بالا اشاره شد سرعت حرکت ذره ایی مثل الکترون میلیون ها برابر سرعت حرکت یک جسم ماگروسکوپی هستش درواقع شاید همون حرکت
      پس در اینجا ما نیاز به معیاری برای اندازه گیری این اختلاف هستم که برای اندازه گیری این اختلاف سرعت ما از مفهومی به اسم زمان نیاز پیدا می کنیم ولی این موضوع تنها درک منه و من اصلا حرف شمارو نقض نمی کنم ?

    • بنابر نظریه انیشتین شما وقتی به سرعت نور برسین زمان برای شما متوقف می شه و وقتی صحبت از سرعت می شه یعنی ما حرکتی داریم با شتاب متغیر که باعث به وجود اومدن سرعت می شه پس این به این منظور نیست که شما وقتی ساکن باشی و حرکتی نداشته باشی دیگه زمانی برای شما وجود ندارد

      • به نظرم درمورد نظریه نسبیت بیشتر تحقیق کن
        اگه بخوام اونو به زبون ساده بیان کنم:
        فرض کن یه ماشینی با تندی ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می کنه، اگه کنار جاده ایستاده باشیم و ماشین رو نگاه کنیم خیلی سریع به نظر می رسه، اما اگر هم جهت و با تندی تقریبا برابر با اون حرکت کنیم و بهش نگاه کنی خیلی هم سریع نیست!!!!! مگه نه؟
        بهت پیشنهاد می کنم که به جای ماشین نور رو تصور کنی…

    • حرفت کاملا درسته
      آفرین
      زمان تنها توهمی ساخته شده از ذهن ماست
      اون چیزی که ما با زمان اشتباه می گیریم تقییر حالت مواد هست.
      مثلا اگه به قول ما زمان رو نگه داریم میبینیم که تقییر حالتی در مواد رخ نمیده. یا اگه زمان رو به عقب برگردونیم میبینیم که مواد به حالت قبلی خودشون برمیگردن. در واقع این که می گن ما در زمان به سمت جلو حرکت میکنیم به خاطر همین است
      زمان بعد چهرم ماده است زیرا از بعد تعدادی شی(بعد سوم) که در کنار هم قرار می گیرند تشکیل میشود
      🙂

  10. به نظر من زمان تعریفیه که مغز ما برای زندگی و آگاهی از دنیا داره درکش میکنه. کسانی که مثل من تجربه استفاده از مواد روانگردانو دارن میدونن که تجربه بی زمانی چقدر عجیب و اسرار امیزه. وقتی متوجه میشی که دنیا از نگاهی بالاتر چقدر کوچیکه.

  11. به عقیده من نباید به همه مسائل جهان از دریچه فیزیک نگاه کرد اینکه زمان را که هنوز درک ماهیتش برای انسان ناشناخته باقی مانده و احتمالا هم ناشناخته خواهد ماند را بخواهیم به روش تجربی و تجزیه آزمایشگاهی و ریاضی تحلیل کنیم و مثلا بمانند ذرات اتم آنرا به واحدهای کوچک تقسیم کنیم و از این رهگذر ماهیت و واقعیت آنرا کشف کنیم به نظر تلاش بی ثمریست و دانش فیزیک نمیتواند مسئله زمان را که احتمالا پدیده ای غیر فیزیکی است را تبیین کند. درک از زمان برخلاف درک ما از ماده. ناهمگون است و بهترین شاهد بر این مدعا نامفهوم بودن نظریات دانشمندان حتی برای خود ایشان است و نظیر مسائل کوانتومی که بعضا غیر قابل توضیح و تفسیرند، انسان گرفتار در ابعادی که نسبیت در آن حکومت میکند را دچار تناقض ادراکی و نظری میکند.

    • این حرف شما را تا حدودی قبول دارم
      و این کار اشتباه است که همه چیز را از فیزیک تجربی انجام دهیم و درک کنیم
      ولی این حرف را هم قبول ندارم چیز دیگری بنام متافیزیک جداگانه وجود دارد.

      به نظر من ما در دریای واقعیت هایی هستیم که یکسری فیزیکی و یکسری متافیزیکی است ولی فهم دریچه ارتباط این دو همان انکار فیزیکدانان تجربی برای اثبات تجربیات است.

      م.ح.چ

    • چطوره کلا عقلمونو بندازیم دور ؟
      (دانش فیزیک نمیتواند مسئله زمان را که احتمالا پدیده ای غیر فیزیکی است را تبیین کند)
      (بهترین شاهد بر این مدعا نامفهوم بودن نظریات دانشمندان حتی برای خود ایشان است)
      برا حرفاتون دلیلم دارید؟ دومی خیلی جالبه. مثلا دانشمندا میشینن دورهم انقد حرف میزنن که آخرش خودشونم نمیفهمن چی میگن بعد همونو به عنوان نظریه، ثبت جهانی میکنن.

    • مطلب جالب بود
      اما قضیه اینجاست که زمان می تونه فقط تیک تاک بعد از بیگ بنگ باشه ، یعنی هیچ ماهیت فیزیکی نداره . مثل مثال مقاله که می گفت ما زمان ر اندازه نمی گریم ، بلکه فقط مثل یه الگو هستیم تا بقیه هم طبق این قضیه پیش برن .
      نسبیت عام میگه یه جسم با جرم زیاد می تونه صفحه فضا زمان رو منحنی کنه ، یعنی زمان اونجا چطور می گذره ؟ با چه درکی از زمان اینجا بحث انحراف اومده ؟ مگه زمان چیزی مادیه که یه صحفه ازش با صفحه فضا برخورد کرده باشه . ما فقط داریم ثانیه هایی رو که از بیگ بنگ می گذره رو می شماریم . زمان رو به جلوعه برای اینکه ما داریم از لحظه بیگ بنگ دور می شیم !
      مگه اینکه دوباره به بیگ کرانچ برسیم که باز هم شمارش دور شدن ما از بیگ بنگ می تونه رو به اینده باشه .
      ممنون میشم اگه نظری دارید بگید ، اگه اشتباه می کنم یا هر چیزی ….

      • عیولاااااا
        از طرز فکرت خیلی خوشم اومد منم مثه تو فکر می کنم
        اما در جواب به سوالت در مورد نسبیت عام باید بگم که از ابتدای بچگی به ما جاذبه رو اشتباه فهموندن.
        اگه بخوام به طور خلاصه بگم: هر چیزی که جرم داره، جاذبه هم داره مثلا اگه یه سیب جرم زمین رو داشته باشه می تونه ماه رو به سمت خودش جذب کنه. حالا اصل مطلب یعنی اینکه اصلا جاذبه چطوری کار می کنه، در واقع اگر فضا رو یه صفحه پارچه ای در نظر بگیری(دو بعدی) اگه یه گوی فلزی یا یه چیز دیگه رو روی پارچه بذاریم، پارچه کمی فرو میره و ”شیب در اون ایجاد میشه”. حالا اگه یه گوی سبک تر روی پارچه قرار بدیم، می بینیم که شیب حاصل از گوی سنگین، باعث میشه تا گوی سبک تر به سمت گوی سنگین بره (اگر گوی سبک دی حرکت باشد مثل مدار یک ستاره به دور آن می چرخد)
        اما این چیزی که من گفتم توی بعد دوم بود. همونطور که میدونی بعد های بالاتر، از کنار هم قرار گرفتن بعد های پایین تر به وجود میان(مثلا بعد دوم(صفحه) کنار هم قرار گرفتن تعدادی خط(بعد اول) به وجود میاد) اگه می خوای بدونی که زمان چطوری خم میشه بهت پیشنهاد می کنم که درمورد ابعاد ماده و مخصوصا بعد چهارم ماده(زمان) تحقیق کنی. من بهت قول میدم دیدت نسبت به دنیا عوض میشه…

      • عیولاااااا
        از طرز فکرت خیلی خوشم اومد منم مثه تو فکر می کنم
        اما در جواب به سوالت در مورد نسبیت عام باید بگم که از ابتدای بچگی به ما جاذبه رو اشتباه فهموندن.
        اگه بخوام به طور خلاصه بگم: هر چیزی که جرم داره، جاذبه هم داره مثلا اگه یه سیب جرم زمین رو داشته باشه می تونه ماه رو به سمت خودش جذب کنه. حالا اصل مطلب یعنی اینکه اصلا جاذبه چطوری کار می کنه، در واقع اگر فضا رو یه صفحه پارچه در نظر بگیری(دو بعدی)، اگه یه گوی فلزی یا یه چیز دیگه رو روی پارچه بذاریم، پارچه کمی فرو میره و ”شیب در اون ایجاد میشه”. حالا اگه یه گوی سبک تر روی پارچه قرار بدیم، می بینیم که شیب حاصل از گوی سنگین، باعث میشه تا گوی سبک تر به سمت گوی سنگین بره (اگر گوی سبک در حرکت باشد مثل مدار یک ستاره به دور آن می چرخد)
        اما این چیزی که من گفتم توی بعد دوم بود. همونطور که میدونی بعد های بالاتر، از کنار هم قرار گرفتن بعد های پایین تر به وجود میان(مثلا بعد دوم(صفحه) کنار هم قرار گرفتن تعدادی خط(بعد اول) به وجود میاد) اگه می خوای بدونی که زمان چطوری خم میشه بهت پیشنهاد می کنم که درمورد ابعاد ماده و مخصوصا بعد چهارم ماده(زمان) تحقیق کنی. من بهت قول میدم دیدت نسبت به دنیا عوض میشه…