واقعیت ِ “زمان” چیست؟

44
24260

بیگ بنگ: زمان چیست؟ چرا رو به جلو حرکت می کند؟ آیا واقعی است؟ مفهوم زمان یکی از اسرارآمیزترین مفاهیم در تاریخ فیزیک بوده است و در حال حاضر نیز از مسائل دشوار فیزیک معاصر به‌شمار می‌رود، در این مقاله این موضوع چالش برانگیز بررسی شده است.

mezzanine_791هيچ‌كس بهتر از فرانس كرايوس حساب زمان در دستانش نيست. در آزمايشگاه او در موسسه ماكس پلانك واقع در كراچينگ آلمان كه مركزي مختص اپتيك كوانتومي است، دقيق‌ترين زمان‌سنجي تاريخ انجام شده است. به اين معنا كه كوچك‌ترين بازه‌هاي زماني را كه تاكنون مشاهده شده‌، اندازه‌گيري كرده‌اند. كرايوس براي انجام اين كار از پالس‌هاي ليزر فرابنفش استفاده می کند تا حركت‌هاي بسيار سريع و كوتاه الكترون‌هاي درون اتم را ردگيري كند. اين پديده‌ها كه او به دنبال كاوش آنهاست، تنها حدود 100 آتوثانيه طول مي‌كشند.(یک آتوثانیه برابر با 18-^10 ثانیه است)

براي داشتن تصور بهتري از اين بازه زماني در نظر آوريد كه نسبت 100 آتوثانيه به يك ثانيه، مانند نسبت يك ثانيه به 300 ميليون سال است! حتي تصورش هم غيرممكن است، اما چنين بازه زماني‌اي در طبيعت وجود دارد و حتي اندازه‌گيري هم شده است.

كمترين واحد زمان

با اين حال حتي كارهاي كرايوس هم از كوچك‌ترين مقياس زماني بسيار فاصله دارد. يك محدوده زماني به نام «ابعاد پلانك» وجود دارد كه حتي آتوثانيه نيز در برابر آن مانند ميليون‌ها سال است. اين مقياس مرز فيزيك شناخته‌شده را مشخص مي‌كند؛ ناحيه‌اي كه در آن فواصل و بازه‌هاي زماني آنقدر كوتاه هستند كه بسياري از مفاهيم فضا و زمان شروع به فروپاشي ‌كنند.

زمان پلانك يعني كوچك‌ترين واحد زماني كه معناي فيزيكي دارد، 10 به توان 43- ثانيه است. اين مقدار كوچك‌تر از يك ‌تريليونيم تريليونيم آتوثانيه است. ماوراي آن چيست، آيا زماني كوچك‌تر از آن هم وجود دارد؟ اين زمان ناشناخته است، حداقل براي امروز. تلاش براي درك زمان‌هايي پايين‌تر از ابعاد پلانك، منجر به جهش‌هاي عجيبي در فيزيك شده است. به طور خلاصه مساله اين است كه آيا امكان دارد آن زمان (زماني كوچك‌تر از زمان پلانك) در بنيادي‌ترين سطح واقعيت فيزيكي وجود نداشته باشد.

اگر چنين است، پس زمان چيست و چرا اينقدر واضح و قدرتمندانه داراي حضوري مطلق در تجربه شخصي ماست؟ سيمون ساندرز، فيلسوف فيزيك از دانشگاه آكسفورد در پاسخ به اين نوع مسائل مي‌گويد: «معناي زمان به طرز وحشتناكي براي فيزيك معاصر مساله‌ساز شده است. وضعيت آنقدر مشكل است كه بهترين كاري كه شخص مي‌تواند انجام دهد، اعلام ندانم گرایی است. يعني نداشتن هيچ موضع و ترجيحي نسبت به اين مساله.»

Timeمشكل زمان از يك قرن قبل آغاز شد، وقتي نظريه‌هاي نسبيت خاص و نسبيت عام اينشتين، تصور معمول از زمان را به عنوان يك ثابت جهاني در هم ريخت. يكي از پيامدهايش آن بود كه گذشته، حال و‌ آينده مطلق نيستند. نظريه‌هاي آلبرت اينشتين همچنين چالشي جدي در فيزيك به‌ وجود آورد، زيرا قوانين نسبيت عام (كه گرانش و ساختار بزرگ مقياس جهان را توصيف مي‌كند) با قوانين فيزيك كوانتومي (كه بر جهان کوچک مقیاس حكومت مي‌كند) ناسازگار به‌ نظر مي‌رسد.

حدود چند دهه قبل دو فيزيكدان مشهور يعني جان ويلر كه در آن زمان در دانشگاه پرينستون بود و برايس دويت از دانشگاه كاروليناي‌شمالي، معادله‌اي عجيب و خارق‌العاده ارائه دادند كه چارچوبي ممكن براي سازگاري بخشيدن به نسبيت و مكانيك كوانتومي فراهم مي‌كرد. اما معادله ويلر-دويت همواره مناقشه‌ برانگيز بوده است، زيرا به سهم خودش پيچيدگي عجيب‌تري از فهم ما نسبت به زمان به نظريه نسبيت اضافه كرده است، زیرا در این معادله، زمان حذف شده است.

كارلو روولي، فيزيكداني از دانشگاه مارسي در فرانسه مي‌گويد: «زمان ناگهان از معادله ويلر-دويت ناپديد مي‌شود و اين موضوعي است كه براي بسياري از نظريه‌پردازان معما شده است. شايد بهترين راه براي فكر كردن درباره واقعيت كوانتومي كنار گذاشتن زمان باشد. به اين ترتيب توصيف بنيادي از جهان بايد بي‌زمان باشد.» تا به حال هيچكس در استفاده از معادله ويلر-دويت براي يكي‌ كردن نظريه كوانتوم و نسبيت عام موفق نشده است. با اين حال اقليت قابل‌ توجهي از فيزيكدان‌ها شامل روولي معتقدند هر نظريه موفقي از تلفيق دو شاهكار فيزيك قرن بيستم نهايتا جهاني را توصيف خواهد كرد كه در آن زمان به‌طور اجتناب‌ناپذيري وجود ندارد.

جهت پيكان زمان

اين مساله كه زمان ممكن است وجود نداشته باشد در ميان فيزيكدانان به نام «مساله زمان» شناخته مي‌شود. اين مساله ممكن است بزرگ‌ترين مساله باشد اما هنوز از پيچيده‌ترين سوال در مورد زمان فاصله دارد. «مساله زمان» در رقابت با اين واقعيت عجيب در رتبه دوم قرار مي‌گيرد كه قوانين فيزيك توضيح نمي‌دهند چرا زمان همواره رو به جلو مي‌رود. تمام قوانين فيزيك – چه قوانين نيوتن و اينشتين يا حتي قوانين كوانتوم – با معكوس شدن جهت زمان به همين صورت كنوني باقي خواهند ماند تا جايي كه ما مي‌توانيم بگوييم، با اينكه زمان يك فرآيند يك‌ سويه است و هرگز معكوس نمي‌شود، هيچ قانوني آن را محدود نمي‌كند. يعني هيچ‌ يك از قوانين فيزيك يك‌ سويه بودن جهت زمان را تضمين نمي‌كنند.

ست‌ لويد، يك متخصص مكانيك كوانتومي از دانشگاه MIT در پاسخ به اين سوال كه زمان چيست، مي‌گويد: «اين بسيار اسرارآميز است كه چرا ما يك‌ چنين پيكان زمان واضحي داريم. توضيح معمول براي اين مساله آن است كه براي مشخص كردن آنچه در يك سيستم اتفاق مي‌افتد، شما نبايد تنها قوانين فيزيكي حاكم بر آن سيستم را معين كنيد، بلكه بايد بعضي از شرايط اوليه و پاياني آن را نيز مشخص كنيد.»

لويد مي‌گويد مبنای تمام شرايط اوليه، بیگ بنگ است. فيزيكدانان باور دارند كه جهان به صورت يك توپ ساده و بسيار فشرده از انرژي آغاز شده است. به‌ رغم اينكه قوانين فيزيك خود نمي‌توانند پيكان زمان را به‌ وجود آورند، انبساط کیهان كه هنوز هم ادامه دارد اين كار را انجام مي‌دهد. همانطور كه جهان منبسط مي‌شود، پيچيده‌تر و بي‌نظم‌تر مي‌شود.

end-of-timeافزايش بي‌نظمي (كه فيزيكدان‌ها آن را افزايش آنتروپي مي‌نامند) ناشي از انبساط کیهان، ممكن است منشأ آن چيزي باشد كه ما به عنوان رژه رو به‌ جلو و بي‌وقفه زمان تصور مي‌كنيم. از اين ديدگاه، زمان چيزي نيست كه جدا از جهان وجود داشته باشد. خارج از كيهان هيچ تيك‌ تاك ساعتي وجود ندارد. اكثر ما تمايل داريم به زمان آن‌گونه كه نيوتن فكر مي‌كرد، فكر كنيم: «زمان مطلق، درست و رياضي به دليل ماهيتش به طور يكنواخت و مستقل از هر چيز خارجي، جريان دارد.»

اما همانطور كه اينشتين اثبات كرد، زمان قسمتي از بافت جهان است. برعكس آنچه كه نيوتن باور داشت، ساعت‌هاي معمولي ما چيزي مستقل از جهان را اندازه نمي‌گيرند. طبق گفته لويد، در واقع ساعت‌ها اصلا زمان را اندازه‌گيري نمي‌كنند. او مي‌گويد: «اخيرا به موسسه ملي استاندارد و تكنولوژي در بولدر رفتم؛ يك آزمايشگاه دولتي كه محل نگهداري ساعت اتمي استاندارد است. من به آنها گفتم ساعت‌هاي شما زمان را بسيار دقيق اندازه مي‌گيرند. آنها در جواب گفتند، ساعت‌هاي ما زمان را اندازه‌گيري نمي‌كنند! من فكر كردم اين حرف از سر تواضع است. اما آنها گفتند: نه، تعريف زمان آن چيزي است كه ساعت‌هاي ما اندازه‌گيري مي‌كنند. اين حرف كاملا درست است. آنها زمان استاندارد جهاني را تعريف مي‌كنند. زمان با تعداد تيك‌هاي ساعت‌هاي آنها تعريف مي‌شود.»

زمان يعني تيك‌ تاك ساعت؟

روولي، مدافع جهان بدون زمان مي‌گويد: زمان‌سنج‌هاي موسسه استاندارد، اين كار را درست انجام مي‌‌دهند. به‌ علاوه نقطه‌ نظر آنها با معادله ويلر-دويت سازگار است. «ما هيچ‌ گاه، زمان را نمي‌بينيم، ما تنها ساعت‌ها را مشاهده مي‌كنيم. اگر شما بگوييد اين جسم حركت مي‌كند، واقعا منظورتان آن است كه جسم اينجاست وقتي عقربه ساعت شما اينجاست و به همين ترتيب مراحل حركت جسم را مي‌توانيد توصيف كنيد.

ما مي‌گوييم زمان را با ساعت اندازه مي‌گيريم، اما تنها عقربه‌هاي ساعت را مي‌بينيم نه خود زمان را و عقربه‌هاي ساعت درست مانند موارد مشابه ديگر تنها متغيرهاي فيزيكي هستند. بنابراين به يك معنا ما تقلب مي‌كنيم، زيرا آنچه واقعا مشاهده مي‌كنيم متغيرهايي فيزيكي هستند به عنوان توابعي از متغيرهاي فيزيكي ديگر، اما ما آن را طوري نمايش مي‌دهيم كه انگار همه چيز در زمان تغيير مي‌كند.»

تصویری از کارلو روولی – فیزیکدان ایتالیایی
تصویری از کارلو روولی – فیزیکدان ایتالیایی

روولی افزود: « آنچه درباره معادله ويلر-دويت پيش مي‌آيد آن است كه ما مجبور به توقف اين بازي مي‌شويم. در عوض معرفي اين متغير ساختگي (يعني زمان كه خودش مشاهده‌ پذير نيست)، بايد تنها توصيف كنيم كه متغيرها چگونه به متغيرهاي ديگر مرتبط هستند. سوال اين است كه آيا زمان يك ويژگي بنيادي واقعيت است يا تنها يك نمايش ماكروسكوپي از چيزهاست؟ من آن را تنها يك اثر ماكروسكوپي مي‌دانم؛ چيزي كه تنها براي اشياي بزرگ ظهور مي‌يابد.»

به‌ طور خلاصه مساله اين است كه ممكن است زمان در بنيادي‌ترين سطح واقعيت فيزيكي وجود نداشته باشد. منظور روولي از «اشياي بزرگ» هر چيزي است كه بزرگ‌تر از ابعاد اسرارآميز پلانك باشد. تا به حال هيچ نظريه فيزيكي‌اي به‌طور كامل جهان را در ابعادي كوچك‌تر از ابعاد پلانك، توصيف نكرده است. يك امكان آن است كه اگر فيزيكدان‌ها بتوانند نظريه كوانتوم و نسبيت عام را وحدت بخشند، فضا و زمان توسط نسخه تغيير يافته‌اي از مكانيك كوانتومي توصيف خواهد شد.

در چنين نظريه‌اي، فضا-زمان ديگر يكنواخت و پيوسته نخواهند بود بلكه شامل بخش‌هايي گسسته(كوانتا) هستند. درست مانند نور كه از بسته‌هاي منفرد انرژي با نام فوتون تشكيل شده است. اينها آجرهاي سازنده فضا و زمان هستند و تصور اينكه فضا و زمان از چيز ديگري ساخته شده باشد آسان نيست. مولفه‌هاي فضا و زمان جز در فضا و زمان در كجا مي‌توانند وجود داشته باشند؟

كوانتاي فضا و زمان

همانطور كه روولي توضيح مي‌دهد، در مكانيك كوانتومي تمام ذرات ماده و همچنين انرژي را مي‌توان به صورت موج توصيف كرد. موج نيز يك ويژگي غيرعادي دارد: تعداد نامحدودي از آن مي‌تواند در يك مكان وجود داشته باشد. اگر روزي نشان داده شود كه زمان و مكان از كوانتا تشكيل يافته‌اند، تمام آنها مي‌توانند در يك نقطه بدون بعد روي هم تلنبار شوند.

روولي مي‌گويد: «به معنايي فضا و زمان در اين تصوير ذوب مي‌شوند. ديگر فضا وجود ندارد، تنها كوانتاهايي وجود دارند روي كوانتاهاي ديگر بدون اينكه در فضا غرق شوند.» روولي به همراه يكي از مهمترين رياضيدانان دنيا يعني آلن كونس از كالج فرانسه در پاريس روي اين موضوع كار كرده است. آنها همراه هم چارچوبي را ارائه داده‌اند كه نشان مي‌دهد، چگونه آنچه ما به عنوان زمان تجربه مي‌كنيم ممكن است از يك واقعيت بي‌زمان و بنيادي‌تر ظهور يافته باشد.

salvador-dali-soft-watch-at-the-moment-of-first-explosion-c1954-1359930349_orgهمان‌گونه كه روولي توصيف مي‌كند: «زمان احتمالا يك مفهوم تقريبي است كه در ابعاد بزرگ ظاهر مي‌شود. كمي شبيه مفهوم سطح آب كه از لحاظ ماكروسكوپي معنا دارد اما در ابعاد اتمي معناي خود را از دست مي‌دهد.» روولي با فهميدن اينكه توضيحاتش ممكن است راز زمان را عميق‌تر كند، مي‌گويد بيشتر دانش فعلي ما روزي گيج‌كننده به نظر مي‌رسيد. «من فهميده‌ام كه اين تصوير مشهودي نيست. اما اين موضوع فيزيك بنيادي است: يافتن روش‌هاي جديد فكر كردن درباره جهان و ديدن اينكه آيا اين روش‌ها كار مي‌كنند يا نه. من فكر مي‌كنم وقتي گاليله گفت زمين مي‌چرخد، به همين شكل غيرقابل فهم بود. فضا براي كوپرنيك شبيه فضا براي نيوتن نبود و فضا براي نيوتن مانند فضا براي اينشتين نبود. ما هميشه كمي بيشتر مي‌آموزيم.»

روولي احساس مي‌كند كه يك انقلاب ديگر در مفهوم زمان به همين زودي اتفاق مي‌افتد. «وقتي مقاله 1905 اينشتين منتشر شد، تفكر مردم درباره فضا-زمان را تغيير داد. ما دوباره در آستانه‌ واقعه‌اي شبيه آن هستيم.» وقتي گرد و خاك‌ها فرو نشينند، زمان هرچه كه باشد مي‌تواند حتي عجيب‌تر و وهم‌انگيزتر از چيزي باشد كه پیشینیان ما مي‌توانست تصور كند.

سایت علمی بیگ بنگ / منابع: discovermagazine.com , Carlo Rovelli , Wheeler–DeWitt equation



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

44 دیدگاه‌ها

  1. قبلاً هم در سایت اینستاگرام شما به این موضوع اشاره کرده ام که باید اول یک اصل بلا تردید را که من آنرا *اصل همزمانی* برای تمامی کائنات قابل مشاهده میباشد قبول کنیم. زیرا باید باور کنیم که هر جرم یا جسمی حتی یک اپسیلون از زمان جاری یا همان اصل همزمانی خارج شود دیگر قابل مشاهده برای ما نمی باشد و به بیان دیگر متعلق به این جهان ما نخواهد بود.
    بنابر این من تمامی نظریه هایی که مبتنی بر اختلاف زمانی یک جسم دارای حرکت نسبت به یک جسم ثابت را بیان می دارند باطل میدانم. مثال واضح آن فضانوردانی که با سرعت بسیار بالا زمین را ترک کرده و در نقطه ای بسیار دورتر از مرکز زمین برای مدت طولانی مثلاً سه ماه بسر میبرند و سپس با همان سرعت به زمین باز میگردند و چشم در چشم ما که بفرض بدون هیچ تحرکی در زمین باقی مانده ایم نگاه میکنند و واقعیت این است که هر دو دقیقاً در یک زمان قرار داریم نه یک ذره جلوتر و نه یک ذره عقب تر.
    البته بحث اتساع زمانی چیز دیگری است که میتواند قابل قبول باشد و من هم به آن اعتقاد دارم. اینکه درک گذشت زمان یا به بیان بهتر درک مقاطع زمانی میتواند برای شرائط متفاوت متغیر باشد و اینکه شخصی یا جرمی که با سرعت زیاد حرکت میکند مقاطع کوچکتری از زمان را درک میکند و بر عکس شخص یا جرمی که ثابت است مقاطع بزرگتری از زمان را درک میکند. همچنین اعتقاد دارم که اجرام هر کوچکتر نیز با مقاطع کوچکتر زمان سر و کار دارند و اجرام هرچه بزرگتر با مقاطع بزرگتر زمان سر و کار دارند. مثال آن نقطه ای که بر روی محور شعاعی دوار در نزدیک مرکز دایره باشد و نقطه ای که بر روی همان محور شعاعی ولی در نزدیک محیط دایره باشد. هر دو نقطه همزمان می چرخند ولی با درک متفاوتی از مسافت طی شده.

  2. زمان توهمی بیش نیست یه رل گل بزن تا بفهمی چی میگم . 1 دقیقه برا 10 دقیق میشه . پس زمان ساخته ذهن ماست . میتونیم زمان رو کند و تند کنیم . البته این راجب درک ما از زمانه . نه جهان هستی

    • چیزی که ما برای درک زمان ساختیم فقط تناوب هستش.چون تناوب تنها واقعیت فیزیکی ملموس برای اذهان ماست.در واقع ما برای درک و تعریف زمان تقلب کردیم! چرا؟ چون بهش نیاز داریم! درک ماهیت زمان تا زمانی که خودمون رو داخل مسائل فیزیکی محبوس کردیم کاملا نشدنیه!

  3. به نظر من زمان به پویایی و جنبش بنیادی ترین ذرات سازنده جهان وابسته است تا و زمانی جهان حرکت و جنبش داشته باشه زمان هم وجود داره. برای درک این قضیه فرض کنید تک تک ذرات سازنده کیهان از حرکت بایستند و هیچ فرایند فیزیکی (گرانش٬ انتقال امواج و … ) رخ نده اون وقت زمان هم هیچ معنی نداره. پس حرکت و پویایی شرط وجود زمانه.

  4. سلام.به نظر من زمان واقعی ترین و دقیق ترین مسئله فیزیکیه که خودش ماهیت فیزیکی نداره.درتمام مسائل فیزیکی نقش داره و همیشه رو به جلوست.مادی نیست که خم بشه.وانیشتن هم علامه دهر نیست.فقط یه دانشمنده معتبره.براش خیلی احترام قائلم ولی مطمئنم که هر انسانی میتونه اشتباه کنه.اگه با سرعت نور ویا حتی بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم(البته همونجور که میدونیم سرعتی بالاتر از سرعت نور نیست) زمان متوقف نمیشه و راه خودش رو ادامه میده.مثالش هم ساده هست.بطور مثال نور حدود ۸ دقیقه طول میکشه تا از خورشید برسه به زمین.اگه با سرعت نور، زمان حذف میشد میبایست میگفتیم نور خورشیددر لحظه به زمین میرسه.و برای درک بهتر به جای نور خورشید خودتون رو بذارید و فکر کنید که الان با سرعت نور دارید از خورشید به سمت زمین می آیید.نه تنها زمان متوقف نمیشه، بلکه شما حدود ۸ دقیقه تو سفر هستید.حالا همینو به ستاره های دورتر تعمیم بدهید.در خوشبینانه ترین حالتش تو این مثال،شما نور های قبل و بعد از خودتون رو نمیبینید.ولی زمان داره کار خودش رو میکنه.مسئله بعدی اینکه اگه تمام اجسام در گیتی، برای مدتی هیچ حرکت نداشته باشند،که باز هم البته چنین چیزی ممکن نیست ولی فرضش هم خالی از لطف نیست، گیتی همان مدت رو بی حرکت بوده و یه زمانی طی شده.و باز هم زمان، کار خودش رو کرده و متوقف نشده‌.زمان همیشه بوده و هست و خواهد بود.چه روابط و ریاضیات ما اثباتش کنن چه نکنن.چه ما انسانها باشیم چه نباشیم.چه درکی از زمان وجود داشته باشه چه نداشته باشه.چه بخواهیم،چه نخواهیم..
    و……
    مسئله بعدی اینکه زمان رو ما اونطور که بکارمون بیاد تقسیم کردیم.در واقع زمان رو میتونستیم یه جور دیگه تقسیم کنیم‌.مثلا از آغاز بیگ بنگ تا الان ۱ واحد یا مثلا ۱۰۰۰ واحد و ….
    زمان رو همونطوری که به همچین واحد بزرگی میتونیم تقسیم کنیم میتونیم تا بینهایت به واحهای ریز و کوچک تقسیم کنیم.و تقسیم زمان نهایت نداره.ولی البته این تقسیم بندی ( تا بینهایت واحد بزرگ یا بینهایت واحد کوچک) مشکلی رو از کار ما باز نمیکنه و در نتیجه تقسیمش هم لزومی نداره.

    • تو در چهارچوب خودت زمان رو 8 دقیقه اندازه گیری می کنی کسی که با سرعت نور حرکت میکنه چهارچوب تو برای اون شخص شکسته میشه اون شخص گذر زمان رو حس نمی کنه انگار زمان برای اون شخص متوقف شده چرا؟؟ چون تحت تبدیل لارنتس 8 دقیقه زمان تو میشه 0 برای اون شخص. این ریاضیه که میگه زمان برای شخص متوقف میشه این یک حرف نیست، حساب دو دوتا چهارتاست لذا نظر شما درست نیست.

      • اگر همه ی اجسام حرکتی نداشته باشن و در جهان پویایی وجود نداشته باشه، شما چیستی زمان رو چطور توصیف میکنید که میگید زمان باز هم هست و داره جلو میره ؟

  5. سلام. به نظر بنده زمان به کلیه اتفاقات و اکت هایی که بر روی اتم تاثیر میگذراه میگن. اگه کتاب حرکت جوهری ملاصدرا رو خونده باشید متوجه منظور من میشید، زمان یعنی حرکت یعنی اکت یعنی یک تغییر در روند ثابت اتم های یک ماده. از اونجا که حرکت در کوچکترین ذره اتم که چرخش اکترون به دور هسته میباشد بصورت ذاتی وجود داره پس در نتیجه زمان بصورت ذاتی درون اتم ها پیاده سازی شده و اینکه بخوایم به زمان مسلط بشیم ابتدا باید بتونیم به حرکت اتم های درون ماده مسلط بشیم و اون حرکت رو کنترل کنیم تا بتونیم به زمان مسلط بشیم، و این به نظر من قابل انجامه البته نه تمام و کمال بلکه بصورت محدود، شاید بتونیم حرکت رو سرعت ببخشیم که در این صورت میتونیم آهنگ گذر زمان رو تندتر کنیم و اصطلاحا به آینده سفر کنیم اما اینکه بتونیم حرکت اتم ها رو معکوس کنیم و به اصطلاح به گذشته سفر کنیم امکانش خیلی کمه، شاید در حد صفر، ممنون میشم اگه کسی نظری یا نقدی به نظر بنده داره برام ایمیل کنه

    • نکته خوبی اشاره کردی به نظرم می شه با کنترل سرعت فرآیندها اونارو به گذشته و آینده برد ولی برای اینکه کل جهان رو به گذشته یا آینده ببریم نمیدونم قابل انجام باشه. به طور مثال تصور کنیم وقتی ما در آزمایشگاه یک باکتری رو استخراج می کنیم و سرعت تولید پروتئین هاش رو زیاد می کنیم و باکتری که تا دیروز 5 روزه رشد می کرد و 30 روز عمر داشت الان 1 روزه زشد می کنه و 1 سال عمر داره درک متفاوتی از زمان خواهد داشت.

  6. به نظر من زمان باید در یک واحدی تعریف شود چون انسان است که آنرا تجربه میکند اما این واحد باید حداقلیت خودراداشته باشد و چون حداقلیت در ذرات سازنده و اتم بیان می شود مطالعه بسیار دقیق و فوق العاده کوانتوم نیاز است که باید در ساحه ی علم فیزیک بررسی شده و تبیین گردد.

  7. بنا بر دیدگاه انیشتین که می گه شما وقتی به سرعت نور برسین زمان برای شما متوقف می شه شاید بتوان گفت که عدم حرکت یا ثابت موندن موجب توقف زمان نمی شه

  8. زمان .
    درک ما از زمان حرکت های تناوبی است .اگر حرکت های تناوبی وجود نداشت تصور ما از زمان به گونه دیگری می بود .
    هر گاه صحبتی از زمان میشود ما آن را با یک حرکت تناوبی می سنجیم .
    مثلا یک ثانیه که توسط اونگ ساعت اندازه گیری می شود . یک روز مدت زمان یک گردش زمین به دور خود
    یک سال معادل حرکت یک دور زمین حول خورشید .
    بدون این حرکت های تناوبی مفهوم زمان خیلی به سختی قابل درک است

  9. سلام دوستان. به نظرمن زمان دارای ماهیت وساختاراست وبزودی کشف خواهد شد. آنچه را مازمان مینامیم خود زمان نیست بلکه آهنگ تغییر پدیده هاست. مفهوم زمان در علم فیزیک نیز خود زمان نیست بلکه برداشت ذهن ما از واقیتی بنیادی تر است ، مثل پدیده حرکت وتغییر پدیده ها برروی صفحه ال سی دی . که درحقیقت حالتهای مختلف و متفاوت تصاویردرفریمای فیلم است که مفهومی بنام حرکت،تغییر وچیزی شبیه زمان را به ذهن ما القا میکند. فضا زمان هم میتوانند فریمهای جهان باشند که پدیده ها برروی آن آشکار میشوند و وقتی هرپدیده درهر فریم جهان موضع متفاوتی با فریمهای قبل وبعد ازخود داشته باشند ذهن ما با حرکت در بعدزمان فریمهای جهان را یکی پس ازدیگری پشت سر میگذارد و خیال میکند زمان درحال گذر است درصورتی که ذهن وآگاهی انسان دربعد بالاتر درحال حرکت است.

  10. چطور ممکن است چیزی که وجود ندارد تاب بردارد؟!!!!
    همانطور که جرم در زمان خمیدگی ایجاد میکند. مثلا زمان برای ما که روی زمین هستیم نسبت به جایی دوراز اجرام سماوی کندتر میگذرد. آیا میشود چیزی که وجود ندارد را خم کرد؟؟؟؟؟

    • زمان تنها توهمی ساخته شده از ذهن ماست
      اون چیزی که ما با زمان اشتباه می گیریم تغییر حالت مواد هست.
      مثلا اگه به قول ما زمان رو نگه داریم میبینیم که تقییر حالتی در مواد رخ نمیده. یا اگه زمان رو به عقب برگردونیم میبینیم که مواد به حالت قبلی خودشون برمیگردن. در واقع این که می گن ما در زمان به سمت جلو حرکت میکنیم به خاطر همین است
      برای درک خم شدنش در مورد ارتباط بین جاذبه و ابعاد ماده تحقیق کن
      خیلی کمکت می کنه

    • سلام.به نظر من زمان واقعی ترین و دقیق ترین مسئله فیزیکیه که خودش ماهیت فیزیکی نداره.درتمام مسائل فیزیکی نقش داره و همیشه رو به جلوست.مادی نیست که خم بشه.وانیشتن هم علامه دهر نیست.فقط یه دانشمنده معتبره.براش خیلی احترام قائلم ولی مطمئنم که هر انسانی میتونه اشتباه کنه.اگه با سرعت نور ویا حتی بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم(البته همونجور که میدونیم سرعتی بالاتر از سرعت نور نیست) زمان متوقف نمیشه و راه خودش رو ادامه میده.مثالش هم ساده هست.بطور مثال نور حدود ۸ دقیقه طول میکشه تا از خورشید برسه به زمین.اگه با سرعت نور، زمان حذف میشد میبایست میگفتیم نور خورشیددر لحظه به زمین میرسه.و برای درک بهتر به جای نور خورشید خودتون رو بذارید و فکر کنید که الان با سرعت نور دارید از خورشید به سمت زمین می آیید.نه تنها زمان متوقف نمیشه، بلکه شما حدود ۸ دقیقه تو سفر هستید.حالا همینو به ستاره های دورتر تعمیم بدهید.در خوشبینانه ترین حالتش تو این مثال،شما نور های قبل و بعد از خودتون رو نمیبینید.ولی زمان داره کار خودش رو میکنه.مسئله بعدی اینکه اگه تمام اجسام در گیتی، برای مدتی هیچ حرکت نداشته باشند،که باز هم البته چنین چیزی ممکن نیست ولی فرضش هم خالی از لطف نیست، گیتی همان مدت رو بی حرکت بوده و یه زمانی طی شده.و باز هم زمان، کار خودش رو کرده و متوقف نشده‌.زمان همیشه بوده و هست و خواهد بود.چه روابط و ریاضیات ما اثباتش کنن چه نکنن.چه ما انسانها باشیم چه نباشیم.چه درکی از زمان وجود داشته باشه چه نداشته باشه.چه بخواهیم،چه نخواهیم..
      و……
      مسئله بعدی اینکه زمان رو ما اونطور که بکارمون بیاد تقسیم کردیم.در واقع زمان رو میتونستیم یه جور دیگه تقسیم کنیم‌.مثلا از آغاز بیگ بنگ تا الان ۱ واحد یا مثلا ۱۰۰۰ واحد و ….
      زمان رو همونطوری که به همچین واحد بزرگی میتونیم تقسیم کنیم میتونیم تا بینهایت به واحهای ریز و کوچک تقسیم کنیم.و تقسیم زمان نهایت نداره.ولی البته این تقسیم بندی ( تا بینهایت واحد بزرگ یا بینهایت واحد کوچک) مشکلی رو از کار ما باز نمیکنه و در نتیجه تقسیمش هم لزومی نداره.

  11. به نظر من هم زمان وجود نداره و این اصلن هم عجیب نیست، فقط حرکت وجود داره. کسانی که زمان رو می سنجند با استفاده از حرکت این کارو می کنن. مثلا طول روز یا حرکت الکترون
    اما عجیب اینه که چرا این حرکت ها همیشه هماهنگ هستنند
    مثلا اگه یک فوتون رو این طرف کهکشان و یکی دیگه رو اون طرف کهکشان ول کنیم چرا هر دو هماهنگ با هم حرکت می کنند (یعنی یکی آهسته و دیگری سریع تر حرکت نمیکنه) چه ارتباطی بین اجزای هستی وجود داره که با هم هماهنگ هستند؟
    اگه همه چیز از حرکت بایسته زمان متوقف میشه
    اگه سریع تر حرکت کنه زمان هم سریع تر میگذره
    زمان به حرکت وابسته ست و تا چیزی نباشه که حرکت کنه زمان هم وجود نداره
    به نظرم دانشمندا باید در مورد حرکت فکر کنند، اینکه پیوسته ست یا گسسته؟
    امکان پیوسته بودنش هم معقولانه نیست
    حرکت گسسته است، یعنی الکترون در یک کوانتوم فضا از بین میره و در کوانتوم بغل دستی دوباره به وجود میاد
    سوال اینه که چرا؟ چرا چنین هماهنگی ای وجود داره؟
    وقتی از دور به مانیتور نگاه می کنیم فکر می کنیم آنچه که می بینیم واقعا حرکت می کنند اما از نزدیک که نگاه کنیم فقط چراغ های ریزی می بینیم که روشن و خاموش میشن. خب اینجا یه برنامه هست که باعث میشه چیزهای معناداری نمایش داده بشن و روشن و خاموش شدن چراغ ها تصادفی نباشه
    اما در مورد طبیعت چه چیزی وجود داره؟ چه برنامه ای؟

    • سلام سخن شما بسیار جالب و زیبا بود ولی برای نقض این موضوع می شه به این اشاره کرد که همون طور که تو مقاله بالا اشاره شد سرعت حرکت ذره ایی مثل الکترون میلیون ها برابر سرعت حرکت یک جسم ماگروسکوپی هستش درواقع شاید همون حرکت
      پس در اینجا ما نیاز به معیاری برای اندازه گیری این اختلاف هستم که برای اندازه گیری این اختلاف سرعت ما از مفهومی به اسم زمان نیاز پیدا می کنیم ولی این موضوع تنها درک منه و من اصلا حرف شمارو نقض نمی کنم ?

    • بنابر نظریه انیشتین شما وقتی به سرعت نور برسین زمان برای شما متوقف می شه و وقتی صحبت از سرعت می شه یعنی ما حرکتی داریم با شتاب متغیر که باعث به وجود اومدن سرعت می شه پس این به این منظور نیست که شما وقتی ساکن باشی و حرکتی نداشته باشی دیگه زمانی برای شما وجود ندارد

      • به نظرم درمورد نظریه نسبیت بیشتر تحقیق کن
        اگه بخوام اونو به زبون ساده بیان کنم:
        فرض کن یه ماشینی با تندی ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می کنه، اگه کنار جاده ایستاده باشیم و ماشین رو نگاه کنیم خیلی سریع به نظر می رسه، اما اگر هم جهت و با تندی تقریبا برابر با اون حرکت کنیم و بهش نگاه کنی خیلی هم سریع نیست!!!!! مگه نه؟
        بهت پیشنهاد می کنم که به جای ماشین نور رو تصور کنی…

    • حرفت کاملا درسته
      آفرین
      زمان تنها توهمی ساخته شده از ذهن ماست
      اون چیزی که ما با زمان اشتباه می گیریم تقییر حالت مواد هست.
      مثلا اگه به قول ما زمان رو نگه داریم میبینیم که تقییر حالتی در مواد رخ نمیده. یا اگه زمان رو به عقب برگردونیم میبینیم که مواد به حالت قبلی خودشون برمیگردن. در واقع این که می گن ما در زمان به سمت جلو حرکت میکنیم به خاطر همین است
      زمان بعد چهرم ماده است زیرا از بعد تعدادی شی(بعد سوم) که در کنار هم قرار می گیرند تشکیل میشود
      🙂

  12. به نظر من زمان تعریفیه که مغز ما برای زندگی و آگاهی از دنیا داره درکش میکنه. کسانی که مثل من تجربه استفاده از مواد روانگردانو دارن میدونن که تجربه بی زمانی چقدر عجیب و اسرار امیزه. وقتی متوجه میشی که دنیا از نگاهی بالاتر چقدر کوچیکه.

  13. به عقیده من نباید به همه مسائل جهان از دریچه فیزیک نگاه کرد اینکه زمان را که هنوز درک ماهیتش برای انسان ناشناخته باقی مانده و احتمالا هم ناشناخته خواهد ماند را بخواهیم به روش تجربی و تجزیه آزمایشگاهی و ریاضی تحلیل کنیم و مثلا بمانند ذرات اتم آنرا به واحدهای کوچک تقسیم کنیم و از این رهگذر ماهیت و واقعیت آنرا کشف کنیم به نظر تلاش بی ثمریست و دانش فیزیک نمیتواند مسئله زمان را که احتمالا پدیده ای غیر فیزیکی است را تبیین کند. درک از زمان برخلاف درک ما از ماده. ناهمگون است و بهترین شاهد بر این مدعا نامفهوم بودن نظریات دانشمندان حتی برای خود ایشان است و نظیر مسائل کوانتومی که بعضا غیر قابل توضیح و تفسیرند، انسان گرفتار در ابعادی که نسبیت در آن حکومت میکند را دچار تناقض ادراکی و نظری میکند.

    • اين حرف شما را تا حدودي قبول دارم
      و اين کار اشتباه است که همه چيز را از فيزيک تجربي انجام دهيم و درک کنيم
      ولي اين حرف را هم قبول ندارم چيز ديگري بنام متافيزيک جداگانه وجود دارد.

      به نظر من ما در درياي واقعيت هايي هستيم که يکسري فيزيکي و يکسري متافيزيکي است ولي فهم دريچه ارتباط اين دو همان انکار فيزيکدانان تجربي براي اثبات تجربيات است.

      م.ح.چ

    • چطوره کلا عقلمونو بندازیم دور ؟
      (دانش فیزیک نمیتواند مسئله زمان را که احتمالا پدیده ای غیر فیزیکی است را تبیین کند)
      (بهترین شاهد بر این مدعا نامفهوم بودن نظریات دانشمندان حتی برای خود ایشان است)
      برا حرفاتون دلیلم دارید؟ دومی خیلی جالبه. مثلا دانشمندا میشینن دورهم انقد حرف میزنن که آخرش خودشونم نمیفهمن چی میگن بعد همونو به عنوان نظریه، ثبت جهانی میکنن.

    • مطلب جالب بود
      اما قضيه اينجاست كه زمان مي تونه فقط تيك تاك بعد از بيگ بنگ باشه ، يعني هيچ ماهيت فيزيكي نداره . مثل مثال مقاله كه مي گفت ما زمان ر اندازه نمي گريم ، بلكه فقط مثل يه الگو هستيم تا بقيه هم طبق اين قضيه پيش برن .
      نسبيت عام ميگه يه جسم با جرم زياد مي تونه صفحه فضا زمان رو منحني كنه ، يعني زمان اونجا چطور مي گذره ؟ با چه دركي از زمان اينجا بحث انحراف اومده ؟ مگه زمان چيزي ماديه كه يه صحفه ازش با صفحه فضا برخورد كرده باشه . ما فقط داريم ثانيه هايي رو كه از بيگ بنگ مي گذره رو مي شماريم . زمان رو به جلوعه براي اينكه ما داريم از لحظه بيگ بنگ دور مي شيم !
      مگه اينكه دوباره به بيگ كرانچ برسيم كه باز هم شمارش دور شدن ما از بيگ بنگ مي تونه رو به اينده باشه .
      ممنون ميشم اگه نظري داريد بگيد ، اگه اشتباه مي كنم يا هر چيزي ….

      • عیولاااااا
        از طرز فکرت خیلی خوشم اومد منم مثه تو فکر می کنم
        اما در جواب به سوالت در مورد نسبیت عام باید بگم که از ابتدای بچگی به ما جاذبه رو اشتباه فهموندن.
        اگه بخوام به طور خلاصه بگم: هر چیزی که جرم داره، جاذبه هم داره مثلا اگه یه سیب جرم زمین رو داشته باشه می تونه ماه رو به سمت خودش جذب کنه. حالا اصل مطلب یعنی اینکه اصلا جاذبه چطوری کار می کنه، در واقع اگر فضا رو یه صفحه پارچه ای در نظر بگیری(دو بعدی) اگه یه گوی فلزی یا یه چیز دیگه رو روی پارچه بذاریم، پارچه کمی فرو میره و ”شیب در اون ایجاد میشه”. حالا اگه یه گوی سبک تر روی پارچه قرار بدیم، می بینیم که شیب حاصل از گوی سنگین، باعث میشه تا گوی سبک تر به سمت گوی سنگین بره (اگر گوی سبک دی حرکت باشد مثل مدار یک ستاره به دور آن می چرخد)
        اما این چیزی که من گفتم توی بعد دوم بود. همونطور که میدونی بعد های بالاتر، از کنار هم قرار گرفتن بعد های پایین تر به وجود میان(مثلا بعد دوم(صفحه) کنار هم قرار گرفتن تعدادی خط(بعد اول) به وجود میاد) اگه می خوای بدونی که زمان چطوری خم میشه بهت پیشنهاد می کنم که درمورد ابعاد ماده و مخصوصا بعد چهارم ماده(زمان) تحقیق کنی. من بهت قول میدم دیدت نسبت به دنیا عوض میشه…

      • عیولاااااا
        از طرز فکرت خیلی خوشم اومد منم مثه تو فکر می کنم
        اما در جواب به سوالت در مورد نسبیت عام باید بگم که از ابتدای بچگی به ما جاذبه رو اشتباه فهموندن.
        اگه بخوام به طور خلاصه بگم: هر چیزی که جرم داره، جاذبه هم داره مثلا اگه یه سیب جرم زمین رو داشته باشه می تونه ماه رو به سمت خودش جذب کنه. حالا اصل مطلب یعنی اینکه اصلا جاذبه چطوری کار می کنه، در واقع اگر فضا رو یه صفحه پارچه در نظر بگیری(دو بعدی)، اگه یه گوی فلزی یا یه چیز دیگه رو روی پارچه بذاریم، پارچه کمی فرو میره و ”شیب در اون ایجاد میشه”. حالا اگه یه گوی سبک تر روی پارچه قرار بدیم، می بینیم که شیب حاصل از گوی سنگین، باعث میشه تا گوی سبک تر به سمت گوی سنگین بره (اگر گوی سبک در حرکت باشد مثل مدار یک ستاره به دور آن می چرخد)
        اما این چیزی که من گفتم توی بعد دوم بود. همونطور که میدونی بعد های بالاتر، از کنار هم قرار گرفتن بعد های پایین تر به وجود میان(مثلا بعد دوم(صفحه) کنار هم قرار گرفتن تعدادی خط(بعد اول) به وجود میاد) اگه می خوای بدونی که زمان چطوری خم میشه بهت پیشنهاد می کنم که درمورد ابعاد ماده و مخصوصا بعد چهارم ماده(زمان) تحقیق کنی. من بهت قول میدم دیدت نسبت به دنیا عوض میشه…