چرا سیب از درخت می‌افتد؟

27
7143

بیگ بنگ: آیا فکر می‌کنید که جواب را می‌دانید؟ اولین جواب شما به احتمال زیاد جاذبه یا گرانش است. خب درست. اما گرانش چیست؟ گفتن اینکه سیب می‌افتد چون گرانش وجود دارد، جوابی بسیار مختصر است. بلی، گرانش وجود دارد اما دقیقا چطوری سیب را می‌کشد؟ این نیروی کشش چیست؟ خب بگذارید تا خیالتان را راحت کنیم و بگوییم که اساسا چیزی به به اسم نیروی گرانش وجود خارجی ندارد. خیر، صفحه را نبندید، گرانش وجود دارد، اما نیرویی در کار نیست.

istock largeبه گزارش بیگ بنگ، تفکر نادرستی که نسبت به گرانش وجود دارد آن را با نیروهایی مانند نیروی الکترومغناطیس که یک میدان مغناطیسی ایجاد می‌کند مقایسه می‌کنند. برای درک درست اینکه گرانش چیست باید خود را مجبور کنید تا جهان را جوری دیگر ببینید. اگر آماده یک شوک علمی هستید پس با ما همراه شوید.

خب سیب چرا از درخت می‌افتد؟ این سوالی بود که احتمالا ذهن بسیاری را در طول تاریخ به خود مشغول ساخته ولی تنها آیزاک نیوتن حوصله پرداختن به این اتفاق روزمره را داشت و هم اکنون بسیاری نیوتن را کاشف جاذبه می‌دانند. ولی این ادعا کمی مشکل دارد. گرچه نیوتن نخستین کسی بود که توانست جاذبه را محاسبه کند و با تکیه بر روابط ریاضی بتواند حرکت اجرام مختلف را در فضا پیش‌بینی کند، اما قادر به توضیح چیستی گرانش نبود. او گرانش را « Force acting at a distance» نامید. یعنی نیرویی که از فاصله اثر می‌گذارد. نیوتن قادر نبود تا فرای ریاضیات، ماهیت گرانش را توضیح دهد و از همین رو آن را خصلت ذاتی اجسام می‌دانست.

یعنی هر جسمی یا هر جرمی، دارای نیرویی است که دیگر اجرام و اجسام را به خود جذب می‌کند. البته این مانعی برای محاسبه حرکت اجسام و حل مشکلات روزمره نبود. اکثر نیازهای مهندسی آن زمان با نبوغ نیوتن پاسخ داده می‌شد. اما وقتی که لازم بود تا حرکت اجرام آسمانی بزرگ‌تر و دور از زمین پیش‌بینی شود، پای این محاسبات کمی می‌لنگید. این ناشی از عدم درک چیستی گرانش بود. اینکه چرا و چه گونه دو جسم همدیگر را می‌ربایند پاشنه آشیل نیوتن بود. برای سالیان طولانی این سوال در ذهن کسی نقش نبسته بود و اگر هم بود، شاید در توضیح آن می‌ماندند. چه بسا که پاسخ در چنگ زمان است.

این آلبرت اینشتین بود که توانست با درک ماهیت فضا و زمان به چیستی گرانش برسد. برای سادگی به جزئیات چگونگی  آن نمی‌پردازیم. از این نقطه به بعد باید درک پیشین خود از جهان را کنار گذاشته و آماده دید نوینی باشید.

چیزی که اینشتین به آن پی برد این بود که گرانش نیروی جادویی که نیوتن می‌پنداشت نبود. اصلا گرانش نیرو نبود بلکه صرفا عارضه‌ی جانبی خم شدن بافت فضا است!  برای درک بهتر باید متوجه باشید که فضا بافت دارد که می‌تواند مانند یک خمیر نان کوچک و بزرگ شود. بله، بافت فضا مانند سطح یک پارچه کشی است که قابلیت تغیر شکل را دارد. اما چطور؟ خب این تغییر شکل یا به اصطلاح distortion تحت تاثیر جرم ماده اتفاق می‌افتد. هرجای کیهان ما که جرمی وجود داشته باشد می‌تواند بافت فضا را (عرض، طول، ارتفاع) را خمیده کند.

عکس شماره یک

به این عکس (عکس1) دقت کنید. خورشید و زمین هر دو بر روی بافت فضا قرار دارند. (در اینجا ما سه بعد فضا را به دو بعد، یعنی به یک سطح، کاهش دادیم تا درک آن آسان‌تر شود). این دو جسم چون دارای جرم هستند، یعنی اتم دارند، باعث می شوند که بافت فضا از حالت معمولی خود خارج شده و خمیدگی پیدا کند. این خصلت بافت فضا است که در مقابل هر جرمی واکنش نشان دهد. بله حتی بدن شما و موبایلی که در درست دارید چون جرم دارد بافت فضا را کمی تحریف می‌کند (گرچه این خمیدگی بسیار ناچیز است). خب تا اینجا متوجه شدیم که بافت فضا می‌تواند مانند ژله یا یک پارچه کشی تحت تاثیر جرم تغییر شکل دهد. صبور باشید زیرا در حال نزدیک شدن به سوال اولیه‌مان هستیم.

حال به تصویر زیر بنگرید (عکس2). فرض بگیرید این صفحه دو بعدی در اصل بافت(طول، عرض، ارتفاع) فضا است و آن نقطۀ قرمز سیب ماست. سیب ما در حال حرکت در مسیر مستقیم خود است و بدون هیچ مزاحمی(نیروی وارده) در مسیر فضا به حرکت مستقیم خود ادامه می‌دهد. اگر نیرویی به آن وارد نشود از مسیر خود منحرف نمی‌شود(اینرسی). اما بگذارید این سناریو را کمی دست کاری کنیم.

digital blue grid
عکس شماره دو

حال اگر سیب ما در مسیرش به خورشید، که به دلیل جرم زیادش بافت فضا به طور قابل توجه منحرف می‌کند، برسد  به سمت خورشید حرکت می‌کند(عکس 3). اشتباه نکنید خورشد آن را نمی‌کشد و به سیب هیچ نیرویی وارد نمی‌شود. سیب در حال حرکت در مسیر مستقیم خودش است و مسیرش دیگر مستقیم نیست چون جرم خورشید فضا را خمیده کرده. وقتی که فضا خمیده شود، سیب هم چون در فضا حرکت می‌کند به سمت خودش می‌رود. مانند سیبی که در پیچ روخانه می‌پیچد، نیرویی بر سیب وارد نشده است، اما مسیر رودخانه تغیر کرده و سیب هم به ناچار از آن تبعیت می‌کند.

به همین دلیل است که زمین حول خورشید در مدار است. زمین در حال حرکت در مسیر مستقیم خود بوده ولی جرم خورشید چنان بافت فضا را خم کرده که و به دور خود پیچیده که زمین به دور خورشید می‌چرخد. این اتفاق را گرانش می‌گوییم. گرانش چیزی جز تغییر مسیر اجسام به علت خمیدگی بافت فضا توسط جرم نیست. پس گرانش یک نیرو نیست تغیر هندسۀ بافت فضا است. چیزی به اسم میدان گرانش در واقعیت وجود ندارد، بلکه این محدوده بافت فضا در جوار یک جسم جرم‌دار است که مسیر اجسام را به خود منحرف می‌کند.

spacetime curvature
عکس شماره سه

چیزی دیگری که باید تصحیح شود این است که در مثال ما مجبور بودیم تا سه بُعد فضا را برای سادگی به دو بُعد کاهش دهیم، ولی باید توجه کرد که فضا سه بعد دارد و اجسام را در بر می‌گیرد، پس وقتی که یک جسم فضا را خم می‌کند از همه طرف فضا را خم می‌کند.(عکس 4)

dccfdedaece
عکس شماره چهار

پس هر جسمی که از هر کجای زمین یا خورشید رد شود در مسیر خمیده فضا به سمت آن را می رود چون بافت فضا دور تا دور آن جسم خمیده شده است(عکس 5).

hqdefault
عکس شماره پنج

اما هنوز یک مشکل وجود دارد تا بفهمیم چرا سیب از درخت می‌افتد. در این مثال سیب فضانورد ما در حال حرکت است که وقتی مسیرش تغیر می‌کند به سمت خورشید می رود. اما اجسام دو حالت اولیه (اینرسی) دارند. قانون اول نیوتن را یادتان هست؟

“وقتی برآیند نیروهای وارد بر جسم صفر باشد(یعنی نیرویی به آن وارد نشود)، اگر جسم در حالت سکون باشد تا ابد ساکن می‌ماند، و اگر جسم در حال حرکت (با سرعت ثابت) باشد تا ابد با همان سرعت و در همان جهت به حرکت ادامه می‌دهد. به این قانون، قانون لختی یا اینرسی هم می‌گویند”.

خب ما حالت دوم را در نظر گرفتیم که سیب در حال حرکت با شتاب ثابت است. اما اگر سیب در حالت سکون باشد چه؟ وقتی که در حالت سکون باشد دیگر اگر مسیرش هم تغییر کند نتیجه‌ای نخواهد داشت و به سمت آن جرم تغیر مسیر نمی‌دهد. مانند سیبی که از شاخه درخت آویزان است. اما اگر ما شاخه را ببریم چرا سیب به سمت زمین می‌افتد؟ مگر سیب در حرکت بوده که در مسیر خمیده فضا به سمت زمین منحرف شود؟ بله در حرکت بوده. اما نه در بعد سه بُعد فضا بلکه در بُعد چهارم، زمان.

در اینجا به آخرین پله‌ی رسیدن به جوابمان هستیم پس خوب دقت کنید. دوستان چیزی که اینشتین در مدل نسبیت عام خود ارائه داد یکپارچگی بافت فضا و زمان بود. زمان پدیده‌ای جدای سه بُعد فضا نیست، بلکه بُعد دیگری است که فقط ما قادر به دیدن و حس کردن آن نیستیم و فقط تاثیر آن را روی ماده می‌بینیم. مغز ما قادر به پردازش گذشته و آینده نیست و فقط می‌تواند برش محدود “اکنون” را درک کند. زمان در کنار سه بُعد دیگر عرض، طول و ارتفاع، چهار بُعد بافت فضا-زمان را تشکیل می دهد. ولی ما نمی‌توانیم هیچ جوره این چهارمین بُعد را به تصویر بکشیم، زیرا در بند سه بُعد فضایی محدودیم. اما شاید بهترین نزدیک‌ترین مثال همان مثال روخانه باشد.

tumblr ncfkoqsixwtvqihoیک رودخانه دارای سه بُعد طول و عرض و ارتفاع (عمق آن) هست و آبی را که در آن می گذرد را بعد زمان فرض می گیریم. حال اگر شما با دستتان سیبی را در آب روخانه نگه دارید سیب نسبت به سه بُعد فضایی دارای سکون است اما نسبت به جریان آب چه؟ خیر، آب (یا همان جریان زمان) بر سیب می‌گذرد و از آن جایی که جریان زمان، امری نسبی است پس می‌شود گفت که سیب در آب هم در حال حرکت است حتی با اینکه شما آن را گرفته‌اید و نسبت به بستر رودخانه سکون دارد.

در واقعیت هم همین امر اتفاق می‌افتد. تمام اجسامی که در سه بُعد فضا سکون دارند و از نظر ما بی‌حرکت‌اند، در بعد زمان در حالت حرکت هستند، ولی ما این حرکت را حس نمی‌کنیم چون مغز ما جسمی سه بُعدی است و مادۀ سه بُعدی نمی‌تواند فرای این سه بُعد را تجسم کند. مانند اینکه شما بخواهید پارچ آبی را درون یک مربع دو بُعدی که بر روی کاغد نقاشی کرده‌اید، جای دهید.

پس زمان یه مفهوم انتزاعی نیست و بُعد دیگری از واقعیت است که بر همه اجسام در حال گذر است حتی اجسامی که در حالت سکون هستند(اگر سیب تا ابد هم تکان نخورد ولی فاسد که می‌شود چون زمان بر آن جریان دارد). خب سیبی که از شاخه‌ی درخت آویزان است با اینکه حرکت فضایی ندارد ولی حرکت زمانی دارد. و از آن جایی که زمان هم بعد دیگری از فضا است، وقتی که مسیر فضایی سیب در اثر وجود جرم خمیده شود، مسیر زمانی آن را خمیده شده (یا به عبارتی زمان بر آن جسم آهسته‌تر می‌گذرد). وقتی که سیب به هر دلیلی از شاخه‌ی درخت رها شود، حرکت زمانی آن به حرکت فضایی هم انتقال می‌یابد. یا در مثال رودخانه ما، وقتی که سیبی را که با دست درون آب بگه داشته‌اید رها کنید، جریان آب(زمان) سیب را در مسیر بستر رودخانه (سه بُعد فضا) حرکت می دهد.

پس بیاییم در اینجا یک جمع‌بندی انجام دهیم. ما بافت فضا-زمان را در کیهان داریم که سه بُعد فضایی و یک بُعد زمانی دارد. این بافت از هم جدا نیست و هرچه سرش بیاید بر هر چهار بعد تاثیر دارد. اگر جرمی در این بافت قرار بگیرد (زمین، خورشید…) این بافت را به سمت خود خمیده می‌کند( مانند وزنه‌ای که روی خمیر نان می‌گذارید). وقتی که بافت فضا-زمان (هر چهار بُعد) خمیده شود مسیر تمام اجسامی که در حال حرکت با شتاب در خط مستقیم هستند هم تغییر می‌کند و به سمت آن جسم می‌روند. حتی اگر جسمی در حالت سکون (فضایی) باشد، با این حال چون در بعد زمان در حرکت است به سمت آن جسم تمایل دارد و به محض اینکه از سکون خارج شود( سیب از شاخه رها شود) به سمت زمین سقوط می‌کند. و بدین صورت سیب از درخت می‌افتد.

در اینجا به پایان توضیح رسیدیم. ممکن است که هنوز دچار سردرگمی و ابهام باشید که طبیعی است. برای درک پدیده گرانش نیاز است تا درک پیشین و سنتی از فضا، زمان، و حرکت را تغییر دهیم که این کمی دشوار است. باید متوجه بود که فضا قابل تغیر شکل است و زمان یک پدیدۀ ثابت نیست بلکه بعد یا مسیری مضافی بر سه بُعد فضا است که آن هم قابل تغییر است. باید درک از حرکت را تغییر دهیم و بدانیم اجسام در حالت سکون در زمان در حرکت‌اند. بخاطر همین میوه‌ها می‌پوسند و آدم‌ها پیر می‌شوند و فلزات زنگ می‌زنند. بله این چیزها ناشی از تغییرات شیمیایی هستند، اما این تغیرات شیمیایی چیزی جز حرکت مولکول‌ها هستند؟ خیر حرکت این مولکول و اتم و ذرات زیر اتمی هستند که باعث تغیر می‌شوند. این تغییر را زمان می‌گوییم. بخاطر همین است که نباید حرکت و فضا را مجزای بحث زمان دانست. همۀ اینها صورت‌های مختلف یک چیز هستند.

امیدواریم که توانسته باشیم بحث گرانش را برای شما باز کنیم، اما برای این کار مجبور بودیم شما را به سفری در عمق فضا-‌زمان ببریم.

نوشتار و ترجمه: فرهاد نامجو، ارشد مطالعات ترجمه دانشگاه شهید باهنر کرمان

سایت علمی بیگ بنگ / منابع بیشتر:

A new way to visualize General Relativity

Why gravity is not a force

howstuffworks.com , How does gravity work

What is gravity , space.com



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

27 دیدگاه‌ها

  1. دست بوس شمام آقای نامجوی عزیز چون از بهترین و ملموس ترین و قابل فهم ترین ترجمه هایی که از این سایت خوندم ترجمه ی شما بود!
    به نظرم ترجمه‌ی خوب یکی از مهم ترین پارامتر های فهم بودن متن مخصوصا علمیه.
    البته موضوع مقاله هم چیزی بود که قبلا درک کرده بودم ولی ترجمه بی نظیر بود

  2. خیلی زیبا و عالی و ساده و قابل فهم‌ بود ممنون ،فقط من یه سوال برام مطرح شده که دوست دارم جوابشو بدونم.وقتی میگیم فضا خم شده و باعث میشه سیب از درخت بیفته کاملا منتطقی هست اما مثلا در مورد مولکوها و گازهای سبکتر از هوا که روبه جهت مخالف جاذبه حرکت میکنن دلیل حرکت اونا چیه؟ یعنی دارن بافت فضارو در جهت مخالف تغییر میدن؟!! و‌ خوب این یکم غیر منطقی میشه که یه ملوکول به این کوچیکی چطوری میتونه بافت فضارو تغییر بده در برابر زمینی به این عظیمی که بافت فضارو تغییر داداه.و همه چیو سمت خودش میکشه؟ ممنون میشم جوابم بدین.

    • دوست عزیز مولکول ها‌ قدرت بسیار زیادی دارند و شما در مقیاس اتمی که به قضیه نگاه کنید متوجه میشید که این جاذبه و دافعه بین خود اتم ها و مولکول ها هم وجود داره و در جوِ زمین هم این مولکول ها بسیار بسیار چگال هستند و از نزدیک باهم در تعامل

    • گازها و مولکولهای سبکی که میفرمایید تحت تاثیر نیروی شناوری قرار دارن که حاصل چگالیه کمترشون نسبت به مولکولهای مجاورشونه و به سمت بالاست

  3. سلام به همه
    یک سوال اگر نیرویی در جاذبه وجود ندارد پس چرا آب دریاها دچار جزر و مدمیشوند آن هم بخاطر جاذبه ماه ؟؟
    چون اگر نیرو و قدرت جذب کردنی در کار نبود پس ماه نمیتوانست هیچ تغییری در حرکت آب زمین ایجاد کند ان هم با فاصله زیاد این قمر و زمین !؟

    • پرسش خوبیه. یکی جواب بده منم میخوام بدونم. یک سوال هم دارم. مگه در همه ابعاد خمیدگی نیست، پس چرا سیب راست پایین میفته و کج نمیاد پایین

  4. ممنون از مقالتون خیلی خوب توضیح داده بودید فقط یکی دوتا سوال دارم اگه گرانش نیرو نیست پس چرا این همه دنبال پیدا مردن گراویتون هستند دانشمندا تا نظریه همه چیز رو تکمیل کنند و دیگه اینکه اگه روزی گراویتون کشف بشه و قاعدتان مثل سه تای دیگه تبدیل به نیرو بشه آیا ما باید این مدل از فضا زمان رو مه شما توضیح دادید رو کنار بزاریم و به یه مدل جدید برسیم؟

  5. کتاب و مقالات زیادی درین باره خوندم ولی نوع ترجمه و بیان شما بسیار تاثیرگذار و زیبا بود که احساس کردم اولین بارمه دارم راجب گرانش میخونم،همونقدر هیجان انگیز.ممنونم

  6. سلام آقای نامجو بسیار سپاسگزارم از حوصله ای که به خرج دادید و وقتی که گذاشتید برای نوشتن این مقاله
    اما باید بگویم فیزیک یک علم بسیار مفهومی و جالبتر از یک خیال پردازی هست.
    اگه کسی فوق نابغه ریاضی باشه هم چنانچه استعداد و علاقه ذاتی به فیزیکو نداشته باشه دستاورد زیادی در علم فیزیک بدست نخواهد اورد!
    حتی اگر مطلب پیچیده از فیزیکو با ریاضیات بیاد اثبات کنه یا فورمول هایی در موردش بنویسه. مثل همین نیوتون که ماهیت چیزی رو که کشف کرده بود رو نتونست پیدا کنه
    نمیگم ریاضی تاثیر کمی داره. به هر صورت فیزیک هم به پیوند با ریاضی خیلی مدیونه! ممنون بابت مقاله خوب شما

  7. سلام
    خداقوت به نویسنده توانا جناب نامجمو
    از اکثر مقالاتی که در سایت خونده بودم ساده‌تر و قابل فهم‌تر بود
    البته نه فقط برای عامه مردم و بلکه حتی برای متخصص‌ها

    یک سوال دارم
    مشخضاً از نسبیت به بعد گرانش دیگه یک نیرو نیست
    و فقط نتیجه خمیدگی و واپیچیدگی بافت فضازمان هست
    اگر اینطور پس چرا در نظریه همه چیز و نظریه های کوانتومی گرانش و… همه دانشمندا 100 ساله سعی دارن گرانش رو به 3 نیروی دیگه طبیعت تلفیق کنن؟ مگه گرانش نیروست که نیاز باشه با 3 نیروی دیگه ترکیب و نیرویی تلفیق شده از 4 نیروی طبیعت رو به وجود بیاره؟

    • ممنون از لطفتون. تا اطلاع محدود من، سعی محققین بر این است که نظریه ای یک پارچه برای توضیح رفتار ذرات زیراتمی و همچنین ذرات ماکرو می باشد. مشکل در اینجاست که شکافی بین نظریه کوانتومی و نسبیت وجود دارد. نسبیت قادر توضیح قلمرو کوانتومی نمی باشد و بالعکس. سعی بر دست یابی به نظریه ای ایست که بتواند هر دورا پوشش دهد بدون اینکه بقیه قوانین و نظریه ها را نقض کند. نظریه ریسمان ها یکی ازین هاست ولی جز پشتوانه ریاضی پشتوانه تجربی براش موجود نیست. این رو باید در اصل از یک فیزیکدان پرسید.

    • حتی در کوانتوم و نظریه‌های کوانتومی گرانش ذرات گراویتون رو حامل نیروی گرانش در نظر می‌گیرن در حالیکه مطابق نسبیت اصلاً گرانش نیرو نیست
      اگر نیرو نیست و چیزی نیست (یعنی نه نیرو و نه انرژی‌ای در کار نیست) گراویتون دقیقاً چی‌رو با خودش حمل می‌کنه؟

  8. بهترین مقاله ایبود که بسیار ساده وروان واقعیت فضا زمان و… را تعریف کرده. با درک این مقاله بسیاری از اطلاعاتی که درباره فیزیک و علم نجوم
    راکه مطالعه می کنیم راحت تر متوجه میشویم. از زحمات شما کمال تشکر را دارم.

  9. و در نهایت از مقاله زیبای شما ممنونم.
    اما یه نکته .هنوز ماهیت واقعی گرانش بطور صد در صد مشخص نیس.
    ما باید منتظر نظریه گرانش کوانتومی باشیم.تا بتونه درون سیاهچاله هارو توصیف کنه و پرده از اسرار عالم برداره.

  10. مقاله ای بسیار عالی با توضیحات کامل .
    اما در این بحث جای یک سوال مهم باقی میماند :
    اگر واقعا گرانش هیچ نیرویی ندارد و فقط بدلیل خم شدن بافت فضا میباشد ! پس چرا در سرتاسر زمین به یک مقدار یکدست ایجاد شده ؟ چراکه هر سیاره یا ستاره ای میتواند بخاطر کروی بودن و نواحی قطب های آن فضای اطراف خود را به اندازه ای متفاوت در هر بخش خود خم کند که در این صورت میبایست وزن هر ماده یا جسمی بعد از جابجا کردن آن در نواحی مختلف زمین متفاوت می بود یعنی یا سبک تر میشدن یا سنگین تر !
    واگر واقعا گرانش فقط بخاطر خم شدن فضا باشد پس نباید هیچ سنگ آسمانی به زمین برخورد میکرد و باید برای همیشه به دور زمین به حول فضای خم شده دور زمین میچرخید .

    • وقت بخیر دوست عزیز. در رابطه با سوال اول شما. بلی همین طور است. اثر گرانش بر روی نقاط جغرافیایی مختلف فرق دارد. به همین دلیل دیگر یک شی واحد کیلوگرم نیست چون جاهای مختلف وزن مختلف از خودش نشون میده. در در رابطه با سوال دوم هم بستگی به شتاب زاویه و حرکت آن جسم دارد.

    • سلام
      دوست من .باید بگم که جاذبه زمین توی همه جا یکسان نیست. در مناطق مختلف و ارتفاعات متفاوت ممکنه فرق داشته باشه.که واقعا هم همینه.

    • و اما نکته دوم:
      برای اینکه یک جسم بتونه در مدار زمین قرار بگیره باید یه سرعت اولیه مناسب داشته باشه.مسیر حرکت یک جسم به سرعت اولیه بستگی داره.
      مقدار این سرعت تقریبا 8کیلومتر بر ثانیه در جهت افق هستش.اگه جسمی رو بتونیم با چنین سرعتی در جهت افق پرتاب کنیم، این جسم میتونه بدون برخورد با زمین بچرخه.البته باید از مقاومت هوا صرف نظر کنیم.مقدار این سرعت از یه رابطه ساده پیروی میکنه که توی دبیرستان تدریس میشه.
      بنظر شما، مسیر جسمی که با سرعت زیاد پرتاب میشه و جسمی که با سرعت کم پرتاب میشه، یکسانه؟قطعا نه .
      ماه میچرخه چون یه سرعت مناسب داشته.امیدوارم به فیزیک ایمان اورده باشی دوست من
      فیزیک خیلی پیچیدس دوست من

    • شما اگه به بالای بلندترین نقطه یه کوه برید وزن شما به نسبت پایین ترین قسمت آن کوه فرق میکنه و این قضیه قابل اندازه گیری است. و در مورد دومین سوال شما ,شما سرعت گریز از مرکز سنگ اسمانی رو حساب نمیکنید یعنی سرعت باید بیش از حد باشه تا بتونه تو مدار گرانشی زمین دور زمین بچرخه .