آیا ما در یک جهان هولوگرام زندگی می کنیم؟

14
1847

بیگ بنگ: جهان می تواند یک هولوگرام بسیار بزرگ باشد و هر آنچه که می بینید، شامل این مقاله و ابزاری که با استفاده از آن این مقاله را می خوانید، می تواند یک تصویر ساختگی از واقعیت باشد. به ساده ترین شکل می توان گفت که واقعیتِ ما – یعنی بخشی از جهان که می توانیم مشاهده کنیم – می تواند فقط یک ترسیمِ سه بعدی از واقعیت باشد.

در یک سیاه‌چاله، نظریه گرانش اینشتین ظاهراً با فیزیک کوانتمی تضاد پیدا می‌کند. اماّ اگر جهان یک تصویر هولوگرافیکی باشد، این تضاد قابل حل است.
در یک سیاه‌چاله، نظریه گرانش اینشتین ظاهراً با فیزیک کوانتمی تضاد پیدا می‌کند. اماّ اگر جهان یک تصویر هولوگرافیکی باشد، این تضاد قابل حل است.

به گزارش بیگ بنگ، در ابتدا، یک درسِ مختصرِ فیزیک را مرور می کنیم. جهانی که در آن زندگی می کنیم دارای سه بعدِ فضایی است: طول، عرض و عمق. یک هولوگرام در واقع یک تصویرِ سه بعدی از یک شی است که بصورت لیرزی در یک فضای دو بعدی نقش بسته است؛ این فضای دو بعدی دارای طول و عرض است اما فاقد عمق می باشد – به عبارت دیگر، یک سطحِ صاف مانند کاغذ است. این تصویرِ سه بعدی وقتی ظاهر می شود که نور به سطحِ دوبعدی در یک زاویه ی معین برخورد می کند. اگرچه تصویرِ سه بعدی و تصویرِ دو بعدیِ مسطح بسیار متفاوت به نظر می رسند، اما هر دوی آنها ترسیمی از یک شیِ یکسان هستند.

بنابراین درونِ یک هولوگرام بودن به چه معناست؟ به بیانِ ساده می توان گفت که جهانِ شناخته شده مان – بخشی که در آن زندگی می کنیم و می توانیم به طور علمی آن را مشاهده کنیم – و بخشِ ساده ترِ آن یعنی یک منطقه ی دوبعدی در دور دست هر دو یک واقعیتِ یکسان را نشان می دهند. هیچکدام از آنها واقعی نیستند؛ هر دو تجلیِ از واقعیت می باشند. این نظریه عجیب به نظر می رسد اما توسط دو مطالعه توسط « یوشیفومی هیاکوتاک» ، فیزیکدانی از دانشگاهِ ایباراکی در نوامبرِ ۲۰۱۳ انتشار یافته است.

در یک مطالعه، او یک مدلِ کامپیوتری از جهانِ ۱۰ بعدی را نشان می دهد که شامل یک سیاهچاله میباشد – منطقه ای که گرانش مانع از فرارِ هر چیزی، حتی نور می شود. وی سپس انرژیِ درونیِ سیاهچاله را با انرژی درونیِ یک منطقه ی خارجیِ تک بعدی و فاقدِ گرانش مقایسه کرده و آن را در مقاله ای جداگانه شرح داده است. این محاسبات با اطمینانِ کامل بر هم منطبق بودند. مدلِ هیاکوتاک کاملأ شبیهِ جهانمان نیست، اما به یک احتمالِ وسوسه انگیز اشاره می کند. مطالعات او نشان می دهد که، دو جهانِ بسیار متفاوت در مدلِ او می توانند یک واقعیتِ را نشان دهند و می تواند برای جهانِ شناخته شده ی سه بعدی و سطحِ بدون جاذبه ی دو بعدی در دوردست نیز صدق کنند.

آیا جهان ما واقعی است یا هولوگرامی در پهنه گیتی؟ ممکن است هر چه به آن می نگریم تنها تحریفی از واقعیت باشد.
آیا جهان ما واقعی است یا هولوگرامی در پهنه گیتی؟ ممکن است هر چه به آن می نگریم تنها تحریفی از واقعیت باشد.

یافته های هیاکوتاک باعث تحریکِ فیزیکدانان شد، زیرا ممکن است به یافتن «نظریه ی همه چیز» کمک کند؛ زیرا این نظریه در نهایت می تواند دو نظریه اصلی ترین فیزیک را با یکدیگر تطبیق  دهد. اولین نظریه یعنی نسبیتِ عام را توضیح می دهد که جاذبه ی سیارات و دیگر اشیای عظیم چگونه می توانند فضا زمان را پوشش دهند. سپس، مکانیکِ کوانتوم، یعنی پدیده های اتمی و زیراتمی که رفتارِ بسیار متفاوتی دارند را توضیح می دهد – اما گرانش را توضیح نمی دهد. نظریه ی هولوگرافیک وی نشان می دهد که فضا، زمان، گرانش و تمام چیزهای پیچیده ی دیگر در جهانی که از قوانینِ نسبیتِ عام پیروی می کند برابر با یک مدلِ ساده تر و بدون گرانش است که بوسیله ی مکانیکِ کوانتوم اداره می شود. او می‌گوید که با این وجود، اثبات عددی این که این دو جهان ظاهراً متفاوت در واقع با هم یکی هستند امید می‌دهد که ویژگی‌های گرانشی جهانِ ما می‌تواند روزی به وسیله کیهانی ساده‌تر و تنها از طریق نظریه کوانتمی توضیح داده شود.

این نتیجه گیری در مطابقت با مدلی بحث انگیز است که در سال ۱۹۹۷ توسط فیزیکدان نظری مالداسنا، از موسسه ی مطالعه ی پیشرفته نجومی مطرح شده است. این نظریه ی عجیب تا بحال مورد آزمون قرار نگرفته است اما مدل های ریاضی احتمال می دهند که این اصل تأمل برانگیز ممکن است درست باشد. اگر نظریه ی هولوگرافیک برای جهانمان بکار رود، آیا به معنای واقعیت است، همانطور که آن را یک توهم می پنداریم؟ مالداسنا، گفت: «بله، می توانید بگویید که ما یک توهم یا یک پدیده ی نوظهور هستیم. اگر ما در چنین جهانی زندگی می کردیم، می توانستیم یک توصیفِ تقریبی باشیم.» این فقط یک سخنِ بزرگ فیزیکی نیست، بلکه خود فیزیک است.

 منبع ترجمه: بیگ بنگ / منبع: are we living in a hologram

مطالعه بیشتر در: nature , dailymail

مشاهده مقالات دانشمند ژاپنی:
http://arxiv.org/abs/1311.7526

http://arxiv.org/abs/1311.5607


14 دیدگاه ها

  1. واقعا درکش سخته و چالش برانگیز. با مطالعه این مطالب دارم به این نتیجه می رسم که فلاسفه و متفکران قدیمی کشور ما مثل ابوعلی سینا و شمس و مولانا هم در نوشته هاشون اشاراتی به این معنی داشته اند که واقعا از سطح درک مردم زمانشون و حتی حالا بالاتره – اگه در این زمینه (عقاید فلاسفه در مورد جهان و آفرینش) مطلبی بدست آوردین لطفا در سایت قرار بدین ممنون

    • خیر این نظریه میگه که اطلاعات(جرم,انرژی,نیروها و البته موئلفه های آگاهی ما) روی جهان واقعی وجود دارد اما این جهان واقعی هندسه ای سه بعدی دارد(۲ بعد فضا+زمان) اما مشکل این جاست که ما جهان را ۴ بعدی یعنی با ۳ بعد فضایی درک می کنیم پس خودآگاهی ما در جسم فیزیکی ماست اما هندسه ی جسم فیزیکی خود و دیگر جسم های فیزیکی را تحریف شده می بینیم

  2. سلام.
    در صورت امکان یه بخشی رو تحت عنوان «آموزش» به سایتتون اضافه کنید تا بچه های علاقه مند به این حوزه ها ،در صورت تمایل، بتونند به صورت پایه ای اون مباحث رو (مثلا فیزیک کوانتوم یا…) «به صورت یک دوره» یاد بگیرند و این مطالب رو فقط به دیده ی پیشرفت علم نگاه نکنند.(مثلا میشه لینک pdf جزوات اساتید دانشگاه های تهران رو به عنوان منبع اعلام کرد.)
    امروز، مشکل ما اینه که با علومی مثل فیزیک جدید در حد اطلاعات عمومی و سطحی آشنا هستیم و کار به مباحث پیشرفته و آماری و … که میرسه، پس میزنیم. ممنون

  3. سئوال : آیا اندازه کوچکتر از طول پلانک هم وجود داره ؟!
    جواب : خوب معلومه وجود داره ! . مگه میشه مثلا طول یا زمان ۱۰ به توان منفی ۲۴۰ نداشته باشیم ؟! . میشه واقعا ؟! جواب این سئوال خیلی بدیهیه ! . اینکه هنوز علم به اونجا نرسیده و از نظر تئوری ثابت نشده دلیل نمیشه که وجود نداشته باشه ! . درسته ؟! .

  4. برای درک بهتر پیشنهادم به علاقه مندان ذیدن مستند what’s realityهست که جواب بسیاری از پرسش هاست.
    این نظریه شایدچیز زیاد جدیدی نیست و فلاسفه قدیدم و برخی ادیان هم اشاراتی به این نظریه دارند حال اینکه در حال حاضر مطالعات جامع تری پیرامون این موضوع صورت گرفته.

  5. “فیزیک‌دان‌های زیادی هستند که حدس می‌زنند شاید کل این جهان درون یک برنامه‌ی شبیه‌سازی کامپیوتری باشد. شواهدی هم وجود دارد که میگوید ما درون یک هولوگرام کیهانی زندگی می‌کنیم”
    این مطلب رو که خوندم سرچ زدم و مطالب اینجارو خوندم و گفتن نظر خودمم بگم
    من درک و اطلاعات زیادی درباب این مسایل ندارم ولی صرفا علاقه مند هستم که بخونم پس اگه اشتباهی یه مطلبی رو فهمیده باشم به بزرگی خودتون ببخشید:
    وقتی میگیم که حاصل یه برنامه کامپیوتری هستیم یاد جهان های موازی میافتم که شاید تو یکی از این جهان ها مرده باشیم شاید تو یکی هنوز متولد نشدیم و…
    به نظر من سازنده های ما(خالق ما) تو بی نهایت جهان موازی که شبیه سازی کردن سعی کردن همه حالات ممکن رو پیاده کنن و ببینن نتیجه کار چی میشه
    اگه این حرفی ک گفتم و درکی که از جهان های موازی دارم درست باشه یه جوری میشه گف که این دوتا همدیگه رو توضیح میدن و اثبات میکنن؟

  6. ما انسانها عادت داریم بر اسال مغز و ذهن خود همه چیز را تفکیک کنیم و راجع به آن توضیح دهیم در حالیکه جهان ما در خیلی از بعدها تفکیک ناپذیر است و در هم تنیده است و تفکیک آن کار غلطی است (منشاء علم فیزیک و شیمی و غیره همین تفکیک پذیری است که ما انسانها بوجود آورده ایم که این قضیه باعث شده که یک بعد یا چند بعد به ابعاد جهان پیرامون ما بوجود بیاید که ناشی از ذهن ماست) و ما انسانها آنرا بوجود آورده ایم . در حالیکه جهان اطراف خود مجموعه ای از قوانین در هم تنیده و غیر قابل تفکیک می باشد . و باید بگویم در جهانی که انسان بوجود آورده است (ذهنی ) هر چیزی که انسان به آن باور داشته باشد و بصورت نظریه در آورده شود به طور ناخودآگاه در جهان و در این بعدی که انسان در آن زندگی می کند بوجود می آید. حال ما می خواهیم با ذهن تفکیک پذیر دنیای واقعی و یا شاید غیر واقعی را بررسی کنیم که هیچوقت امکان ندارد مگر اینکه علمی فیزیک غیر قابل تفکیک بوجود بیاید(در هر صورت جهان واقعی چیزی نیست که ما درک می کنیم و چیزی که می بینیم و یا لمس می کنیم صرفا” جهان تفکیک شده ذهنی ما انسانهاست) مثل خیلی از باورهایی که وجود دارد و عملا” وجود ندارد

  7. در ادامه بحث بالا باید بگویم اگر شما خودتان را عادت بدهید که که تفکیکی به مسائل نگاه نکنید و این منطق را بر ذهن خود مستولی کنید که دیگر همه چیز را به صورت جز به جز نگاه نکنید (به مفهوم کلی ) که برای درک گفته من باید روش فکر کنید تا بفهمید منظورم چیست بعد از یک مدت متوجه خواهید شکه که از سیارات باهوش موجودات باهوش تر از ما با شما تماس می گیرند و واقعیت و علم خود را به شما انتقال میدهند این منطق انسانی است که که به خاطر شرایط جسمی خود به همه چیز جز به جز نگاه می کند و برای هر چیز یک قانون جداگانه می آورد در حالیکه آن جسم شامل قوانین متقعدد و بعضا” یک قانون بیشتر نیست که انسان آنرا به قوانین متعدد تقسیم کرده است در در قالب علم شناختی خود آن را تعریف کرده است و اگر انسانی بتواند با قوانین حاکم بر آن چیز آنرا تفسیز کنند شاهد اتفافات عجیب و بعضا” درک بعضی از مسائل می شود که دیگران متوجه آن نمی شوند و لزوما جهان اطراف آن چیزی که هست نیست بلکه چیزی که ما می بینیم و درک می کنیم هست ولی شکل و بعد آن با چیزی که ما می بینیم فرق می کند

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.