علم چیست؟

23
17926

بیگ بنگ: پاسخ به این پرسش که « علم چیست» در ابتدا ساده به نظر می رسد. ممکن است پاسخ دهیم که علم تلاشی است برای فهم و یا تفسیر جهان. این پاسخ به نوعی درست است اما دقیق نیست. چون ایدئولوژی ها نیز تلاشی در راستای فهم و تفسیر جهان اند ولی در دایره علم قرار نمی گیرند.

تصویری از عرفان کسرایی در حال آزمایشی با عنوان "آنتروپی و زندگی انسان" در دانشگاه کاسل آلمان
تصویری از عرفان کسرایی در حال آزمایشی با عنوان “آنتروپی و زندگی انسان” در دانشگاه کاسل آلمان

تفکیک علم از غیر علم یا به عبارتی آنچه که بعنوان شبه علم شناخته می شود، سرفصلی فوق العاده با اهمیت در « فلسفه علم» است. علم در فرهنگ ما در قبال معانی متفاوتی چون آگاهی، ادراک، شناخت، فهم و معرفت به کار می رود، و به دلیل وجود معانی مختلف ، ابهاماتی نیز در فهم این واژه وجود دارد. “علم” از واژه لاتین (science) مشتق شده است. علم در معنای اصطلاحی روشی است نظام مند درباره نگرش انسان به طبیعت که با روش های معین بدست می آید و هدف آن برقراری رابطه ثابت بین پدیدارهاست. امروزه شاید بتوان پنج تعریف از ماهیت « علم» ارائه داد:

۱- علم به مثابه کار دانشمند
۲- علم به مثابه تکنولوژی
۳- علم به مثابه خیر و خوبی
۴- علم به مثابه نهاد
۵- علم به مثابه کار آزمایشگاهی

تعریف نخست، علم را ذیل عنوان کار دانشمند تعریف می کند و به نوعی پاسخ به این پرسش است که « دانشمند کیست؟» واضح است که دانشمند کسی است که به کار علم مشغول است. این تعریف ارزش خاصی ندارد، چرا که برای ارائه تعریف علم، مفهوم دانشمند را پیش کشیده و برای تعریف دانشمند، مفهوم علم را. بنابراین، این تعریف دوری (circular) است و هیچ معرفت جدیدی به ما نمی دهد.

در نظرگاه دوم، هیچ تمایزی میان علم و تکنولوژی وجود ندارد. علم، پل ها، قرص های ویتامین، سفرهای فضایی و بمب های هسته ای است. به واقع ابهتی که علم داراست، آمیزه ای است از تحسین رفاه و آسایشی که دانش علمی به ارمغان آورده و دلهره از آن سنخ ویرانگری که ممکن است همین دانش پدید آورد. حقیقتی که در این تصور از دانش نهفته، این است که به علم بعنوان ناجی بشریت یا ویرانگری محتمل می توان نگاه کرد. علم سیطره و درک بی سابقه ای از طبیعت را به انسان داده است. بین علم و تکنولوژی تمایزات مهمی وجود دارد. تکنولوژی نمایانگر کاربرد داشن علمی در صنعت، هنر و همه گونه مسائل علمی است. در واقع با داشتن حداقل دانش علمی، برخورداری از تکنولوژی کاملا ممکن است. اما علم و تکنولوژی الزاما دو روی سکه نیستند و بخش بزرگی از علم هیچ گونه کاربرد عملی یا تکنولوژی عاجلی ندارد. نه فقط بین دانش علمی و تکنولوژی بلکه میان نظریه علمی از یک سو و دانش علمی از سوی دیگر باید تمایز قائل شد.

science

در تعریف سوم علم به مثابه هر آنچه درست و نیکوست، هر آنچه خیر است و صحیح مطرح می شود. در نزد عامه هم این تعریف بسیار معمول است. بارها شنیده ام که حتی افراد دور از دانش نیز برای تایید پندارها و اعتقادات خودشان بر علمی بودن آنها تاکید می کنند و اصرار دارند که اخبار و گفته ها و محصولاتشان علمی است. آنها نمی خواهند گفته هایشان غیر علمی باشد چرا که در نظر عامه مردم واژه غیر علمی واژه نادرستی است. از همین رو که حتی فروشنده مهره مار یا فروشندگان سنگ ماه تولد هم اصرار دارند که محصولاتشان مورد تایید علم است. بیشتر مجریان برنامه های فریب عمومی این معنای ضمنی را در نظر دارند که وقتی می گویند فلان چیز علمی است، صرفا مرادشان اسن است که آن چیز خوبی است. بارها شنیده ام که باورمندان به توانایی های فرا طبیعی، اصرار دارند که کارشان علمی است و علم هم اعمال و باورهای آنان را تایید می کند.

چهارمین تعریف، علم را همچون نهاد می داند. علم حمایت دولت ها، منابع مالی سازمان های اقتصادی و تسهیلات دانشگاه های بزرگ و سازمان های آموزشی دیگر را بدست آورده است. به واقع این نتیجه نهادی شدن علم در فرهنگ جوامع انسانی است. معنای نهادی شدن علمی بسیار فراتر از اینهاست. این به آن معناست که پژوهش علمی، کاری مشترک شده که حمایت دانشمندان بسیاری را لازم دارد. معیارهای مشترک در جامعه علمی، پیامدهای تکنولوژیکی احتمالی، به ویژه از نظر بودجه عمومی علم، همه و همه سبب شده که یک تعریف از علم مبتنی بر علم به مثابه نهاد در نظر گرفته شود.

طبق آخرین تعریف، آنچه که علم را از دیگر فعالیت ها متمایز می کند این است که علم در آزمایشگاه دنبال می شود. حتی جایی که آن آزمایشگاه ممکن است لبه آتشفشان ، ژرفای اقیانوس، یا فضای بیرون زمین باشد. دانشمندان در شرایط کنترل شده ای در آزمایشگاه ها کار می کنند و امور واقع طبیعت را بررسی می کنند. شاید گمراه کننده ترین بینش به علم، از همین درآمیختگی علم با آزمایشگاه ناشی می شود، ولی با تمام این تفاسیر این مدل هم به نوعی تعریفی از علم ارائه می دهد، هرچند که این تعریف اساسا نیازمند شرح و بسطی به مراتب بیش از اینهاست.

نویسنده: عرفان کسرایی – دانشگاه کاسل آلمان


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

23 دیدگاه‌ها

  1. علم یک توان نورانی است که هستی در دامان آن، هم هست و هم ادامه دارد .
    .
    دانش مقدار آگاهی ما از این علم اُست.
    .
    و وقتی آگاهی ما از جنس دانش است و منطبق با علم که دارای چهار ویژگی باشد .
    .
    پاسخگوی سوالات در حوزه خودش باشد
    .
    بین بحثها روابط ارگانیک وجود داشته باشد
    .
    معطوف به عدالت باشد .
    .
    مدار آن خدا باشد

  2. تبدیل دانش و آموخته ها به عمل (ساخت و تولید ) در عرصه های صنعتی، شیمیایی، ادبی و هنری، اجرایی ، تولیدی، دارویی، فنی و مهندسی را علم می گویند
    بطور کلی؛ عمل کردن به آموخته ها را علم
    می گویند
    همه ی مردم دانش دارند ، اما اگر به عمل و کار اجرایی موثر تبدیل شود ، آن یک نوع علم است
    مثل علم مکانیکی/ علم آشپزی/ علم ساخت دارو/ علم الکترونیک/ علم شیمی / و …
    مثلا دانشجوی الکترونیک ، دانش الکترونیک را دارد ولی ممکن است علم ساخت مدار مجتمع را نداشته باشد
    مثلا ؛ همه ی مردم می دانند که نماز از اعمال خوب و شایسته است ، اما چند نفر از مردم ( چند درصد) نماز می خوانند

    با آرزوی موفقیت برای شما

  3. حداقل کاش نویسنده مقاله تعریف شخصی خودش رو از علم میگفت…
    وقتی به طبیعت نگاه میکنی و به قانون هاش پی میبری و ازین قانون ها برای شناخت بیشتر طبیعت.انسان.هستی و توجیه تمام پدیده های اطراف استفاده میکنی …درست همینجا علم متولد میشه…

  4. انسان وقتی که در این دنیای حد شکسته زندگی میکند هیچگاه نمیتواند چیزی را تعریف کند که هیچ شناختی از ان ندارد همه علم را به نفع خوشان تعریف کرده اند اما کسی میتواند علم راتعریف کند که حقیقت انرا درک کرده باشد
    ایا حقیقت علم ایم مطالب است که ما و شما میگوییم یا بالاتر است

  5. باعرض سلام وادب واحترام امیدوارم خسته نباشید
    متاسفانه من تعریفه علم رانفهمیدم لطفارسیدگی کنیدوبه طورخلاصه ترمینوشتیدبهترمیبودبازم ممنون