ماتریکس و فرضیه شبیه‌سازی

9
153

بیگ بنگ: «نیک باستروم» در سال ۲۰۰۳ با انتشار مقاله‌ای فلسفی، اذهان را دچار اغتشاش بزرگی کرد: «آیا ما در یک شبیه‌سازی کامپیوتری زندگی می کنیم؟»

matrix simulation argument nick bostrom xبه گزارش بیگ بنگ، شاید واقعیت بخشی از یک شبیه‌سازی کامپیوتری باشد. اگر فیلم ماتریکس را دیده باشید، این فرضیه برایتان آشنا جلوه می کند. در این فیلم، یک هکر به یک گروه یاغی می پیوندد تا علیه ماشین‌های هوشمند مصنوعی که انسان‌ها را در یک واقعیتِ شبیه‌سازی شده گرفتار کرده‌اند، مبارزه و قیام کند. اما بر اساس مقاله‌ای که به تازگی منتشر شده است، وقتی باستروم پیش نویس مقاله خود را ارائه داد، فیلم ماتریکس را ندیده بود.

به باور باستروم، ایدۀ شبیه‌سازی وی نتیجه‌یِ منطقی دو چیز بوده است: علاقمندی‌اش به نظریه انتخاب مشاهده که موضوع رساله دکتری وی بوده است و گمانه‌زنی‌هایش در خصوص تاثیر بالقوه فناوریِ در حال پیشرفت بر آینده. او در مصاحبه با یکی از مجلات گفت: «وقتی این دو پس زمینۀ انتزاعی را در اختیار دارید، ایده شبیه‌سازی خود را بیشتر نمایان می کند.»

از دیدگاه سطحی، ایدۀ شبیه‌سازی باستروم سرکش‌تر و دیوانه‌وارتر از آینده هولناکی که در فیلم ماتریکس به تصویر کشیده شده، نیست. این احتمال مورد تاکید قرار می گیرد که انسان قبل از رسیدن به مرحله پسا-انسانی منقرض خواهد شد. اما بر اساس ایده‌ای که باستروم مطرح کرده است، ما زمانی به مرحله پسا-انسانی خواهیم رسید که تمامی قابلیت‌های فناوری را بدست آورده باشیم. لذا فناوریِ مورد نیاز برای انجام شبیه‌سازی‌های متقاعدکننده از واقعیت هم در این زمره قرار می گیرد؛ انسان به مرحله پسا-انسانی خواهد رسید، اما بعید است به تعداد قابل توجهی، تاریخچه‌اش را شبیه‌سازی کند.

ما اکنون به واقع در یک شبیه‌سازی کامپیوتری از تاریخ یک تمدن پسا-انسانی زندگی می کنیم. این یکی با قواعد ریاضی همراه است. اگر انسان به چنین مرحله‌ای رسیده است، ولی اقدام به انجام شبیه‌سازی نکرده، در واقع باید میلیون‌ها نمونه از این واقعیت‌های شبیه‌سازی شده وجود داشته باشد و فقط یکی از آنها به معنای واقعی کلمه، «واقعی» است. پس احتمال دارد ما در یکی از واقعیت‌های جعلی زندگی می کنیم.

اگر واقعیت ما «واقعی» باشد، پس ظاهرا هنوز راه زیادی برای رسیدن به مرحله پسا-انسانی در پیش داریم. اما این عامل باعث نشده است دانشمندان بزرگی از قبیل نیل دگراس تایسون و ایلان ماسک دست از اندیشیدن در مورد نظریه باستروم بردارند. گفتنی است برخی از افراد میلیاردر در زمینه فناوری به دانشمندان پول می دهند تا آنها ما را از شبیه‌سازی آزاد کنند؛ نوعی از شبیه‌سازی که ما در آن به دام افتاده‌ایم. به باور باستروم، این افراد باید قدری کوتاه بیایند. او به «Vulture» گفت: «تلاش برای رهایی از شبیه‌سازی فرضی قدری نامعقول است. احتمال موفقیت خیلی کم و قابل اغماض است. اگر تاثیرگذار نباشد، حجم عظیمی از سرمایه مالی هدر می رود. اگر هم موفقیت حاصل شود، میتواند فاجعه‌آمیز باشد.»

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: futurism.com


9 دیدگاه ها

  1. ایده جالب و حیرت انگیز ای
    هرچند بیشتر به افسانه های علمی شبیه
    این جور ایده ها اگر هم منجر به شکست بشه که احتمالش خیلی کاملا طبیعی خواهد بود

  2. نه
    به دیدگاه من جهان شبیه سازی کامپیوتری نیست به یک دلیل ساده
    در شبیه سازی کامپیوتری شما میتوانید انسان را به گونه ای طراحی کنید که در همه ی مکان ها زنده باشد
    یعنی در فضا ، در دریا ، در اتشفشان در همه ی اینها بتواند زنده باشد و زندگی کند
    یعنی در نرم افزار کامپیوتری هرگز محدودیت وجود ندارد
    اما جهان ما و تمام پدیده های درون ان محدودیت دارند ، انسان به اکسیژن وابسته است و در محیطی که اکسیژن ندارد از بین میرود
    اما اگر ما درون برنامه بودیم دیگر در همه جا میتوانستیم زنده بمانیم فرقی نمیکرد روی زمین هستیم یا زیر اب
    میخواهم بگویم در جهان شبیه سازی شده همه چیز ممکن است اما در جهان ما همه چیز ممکن نیست ! یعنی حیات همه جا تشکیل نشده و از بین این همه سیاره در منظومه ی خورشیدی فقط زمین دارای این توانایی شده است
    اگر جهان برنامه ی کامپیوتری بود ، دیگر چیزی تابع منطق عمل نمیکرد همه چیز میتوانست طبق نظر برنامه ساز تغییر کند ، مثلا عطارد دارای حیات میشد و ما بر روی عطارد زندگی میکردیم
    ولی جهان این جوری نشد چون جهان شبیه سازی نیست
    بگذارید یک جور دیگر بگویم ، یک گزاره می گوید تشکیل حیات تابع گرانش است ، یعنی حتما گرانش باید باشد تا حیات تشکیل بشود ، بدون وجود گرانش حیات هم تشکیل نمیشد
    حالا سوال من از طرفداران ایده ی ماتریکس این است
    برای یک جهان شبیه سازی شده ی کامپیوتری نباید فرقی بین وجود گرانش یا عدم وجود گرانش باشد ! یعنی برنامه ساز برای تشکیل حیات نیازی به گرانش ندارد ، در عدم وجود گرانش هم میتواند به هدف خود برسد ،
    اما در جهان ما این اتفاق نمی افتد ، هرگز در محیطی که گرانش ان از یک حد و اندازه ای کمتر است حیات تشکیل نمیشود پس جهان برنامه ی شبیه سازی نیست
    اگر باشد یعنی باید بتواند مرده را زنده کند یا سرطان را خود به خود درمان کند
    ببینید اگر فردا انسان توانست مرده را زنده کند نگویید آها بیا این هم شد . منظور من از زنده کردن مرده ها این است که بتواند بدون ابزار و با معجزه مرده را زنده کند
    این یعنی ماتریکس
    فقط زمانی میتوانید بگویید جهان ماتریکس است که ممکن بودن همه چیز را اثبات کنید چون فقط در برنامه های شبیه سازی میتوان مثلا انسان را به لیوان تبدیل کرد یا مرده را زنده کرد

    • شما در این بخش از نظرتون رو که میفرمایین “اگر جهان برنامه ی کامپیوتری بود ، دیگر چیزی تابع منطق عمل نمیکرد همه چیز میتوانست طبق نظر برنامه ساز تغییر کند” دارین نظر خودتون رو نقض میکنین.
      طبق نظر شما اینجا برنامه نویس همه کاره هست، برنامه نویس میتونه طبق منطق خودش عمل کنه. مثلا شرط بذاره اگر گرانش مثلا از ۹٫۸۱ m/s۲ کمتر یا بیشتر بود، حیات تشکیل نشه و قص علی هذا. شاید ما در شبیه سازی زندگی میکنیم که منطق برنامه نویسش شرایطی که ما درش هستیم رو حکم میکنه!

    • جناب ناشناس وقتی شبیه یازی باشه اسمش با خودشه دیگه همه چی طبیعیه من که دستی به کامپیوتر دارم میدونم بعدشم اگه سیستم دچار مشکل بشه خودشو بازسازی میکنه و حافظه ما اتومات انگار اتفاقی نیوفتاده
      ساخت چنین چیزی بسیار بسیار رراحته و شاید اگه دانشمندان بخوان با علم الان هم میسازن خیلی راحت
      به فرض در دنیای مجازی دست شما میشکنه نرم افزار طوریه که دقیقا شبیه سازی میکنه و با این شرایط خودشو بازنویسی میکنه

    • فرَض کن توی بازی قارچ بیوفتی توی مذاب و زنده‌ بمونی، حرفتون درست نیست چون توی بازیهای کومپیوتری هم مرگ وجود داره‌، شاید داخل یه‌ شبیه سازی پیشرفته‌ باشیم.

  3. اگر جهان حتی یک شبیه سازی باشد باز هم چیزی منحصر به فرد در موجودی آگاه حضور دارد، توانایی تجربه کردن و داشتن احساس. آیا به فرض یک کاراکتر بازی کامپیوتری میتواند آگاه باشد و تجربه کند یا این ما هستیم که احساس نشات گرفته از محیط آن بازی و آن کاراکتر را تجربه میکنیم یعنی آن کاراکتر صرفا بازی پیکسل های صفحه نمایش چیزی دیگری نیست و این ماییم که از این بازی پیکسل ها، نقش یک مثلا سرباز در آن بازی کامپیوتری را در ذهن خود مجسم میکنیم. آگاهی را نمی توان دور زد هر چند لایه ای که برای این جهان شبیه سازی میخواهید در نظر بگیرید در انتها و پشت تمام این لایه ها آگاهی به شما خیر مقدم خواهد گفت. هیچ شبیه سازی را نمیتوان بدون شبیه ساز تصور نمود و خود این شبیه ساز موجودی آگاه است و تمام این شبیه سازی ها در ذهن او معنا گرفته و شخصیت هایش در تصور او حضور می یابند و او خود تجربه گر تمام آنهاست. به نظر من جهان میتواند شبیه سازی در بالاترین سطح خود یعنی زندگی باشد که آگاهی یا آگاهی هایی اراده کرده اند در لباس انسانی و یا هر موجود آگاه دیگری حضور یابند و تجربه کنند و ذهن آنان خود بزرگترین سازنده و خالق این جهان شبیه سازی شده می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.