هیچ پایانی برای جهانهای موازی نیست!

14
1593

جهان هستی ما پر از رمز و رازهای ناشناخته است، اما آگاهیهای بشر نشان می دهد که تاکنون تنها یک درصد از کل کیهان شناخته شده است(البته طبق مشاهدات و در غیر اینصورت شایدم صفر). این ناآگاهی زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که صحبت از جهانهای موازی و تکرار نامحدود هستی به میان بیاید.
اخترشناسان و منجمان بزرگ در طول تاریخ با جستجو در آسمان بی کران به دنبال کشف ناشناخته های جهان بوده اند. این دانشمندان تلاشهای خود را با ابتدایی ترین تجهیزات نجومی آغاز کردند و اکنون به دستگاههای بسیار پیشرفته ای برای درک کیهان رسیده اند. با وجود این هنوز دانسته های بشر از عالم هستی بسیار ناچیز است.
shutterstock_12310231
آنچه که ما درباره جهان می دانیم نشان می دهد که کیهان در مجموع ۴ درصد از گازهای بین کهکشانی، ۰٫۶ درصد از ستارگان و سیارات و ۰٫۴ درصد از نونرینو تشکیل شده است. (فقط یک نظریه است) این تمام آن چیزی است که انسان تاکنون موفق به کشف آن شده است. اما همه این ۵ درصد فوق هم به طور کامل نمی شناسد. در واقع ستاره شناسان در خوش بینانه ترین حالت تنها موفق شده اند یک درصد از کل جهان را مشاهده کنند.(البته در خیال) در حقیقت دانسته های بشر از دو بخش بسیار بزرگتر جهان بسیار ناچیز است. این دو بخش ماده و انرژی تاریک هستند: ۲۳ درصد از عالم هستی از ماده تاریک و ۷۲ درصد از انرژی تاریک تشکیل شده است. آگاهی بشر درباره این دو بخش بسیار مهم که تقریبا ۹۵ درصد از عالم وجود را در بر می گیرند تقریبا هیچ است. اما این پایان راه نیست به طوری که برپایه برخی تئوریها باید یک نیروی دافعه نیز در اولین دقایق پس از بیگ بنگ ایجاد شده باشد که تا ابد برای انسان ناشناخته خواهد بود. این نیروی دافعه به طور بالقوه می تواند منجر به ایجاد جهانهای موازی و متعدد شود. برای درک بهتر جهانهای موازی متعدد لزوما به کسی مثل شما نیاز است که شما نباشید. این کسی مثل شما در حال خواندن این مقاله است که کسی مثل من نوشته است که من نیستم. این کسی مثل من در کشوری مثل ایران زندگی می کند که ایران ما نیست و بر روی زمینی که زمین ما نیست. مفهوم تکرار جهانهای بی پایان بسیار قدیمی است. علاوه بر فیلسوفان مکتب میلتوس که در قرن پنج قبل از میلاد در شهر میلتوس یونان شکل گرفت، لوئی آگوستی بلانک، نویسنده، جامعه شناس، آرمان گرا و انقلابی فرانسوی (۱۸۸۱-۱۸۰۵) نیز به ante litteram (پیش از حرف) در جهانهای موازی اعتقاد داشت.

سپس مکانیک کوانتوم تئوری “ابر- ریسمانها” (Superstring theory) را مطرح کرد. این تئوری درباره تمام ذرات و نیروهای بنیادی طبیعت توضیح می دهد و این نیروها و ذرات را به صورت لرزه هایی از “ابر ریسمانهای متقارن” مدلسازی می کند. دانشمندان پیرو این تئوری در مورد جهانهای موازی بر این باورند که”جهان به طور بی پایانی تکرار می شود.”
اما دو دانشمند به نامهای پائول استاینهارت و نیل توراک که از برجستگان عالم کیهان شناسی هستند نظریه ای را ارائه داده اند، آنها معتقدند جهان ما ممکن است تنها جهان این هستی نبوده و تنها یکی از صدها و هزاران یا بی نهایت جهان دیگر باشد. ایدۀ جالب آنها این است که جهان مجموعه دوره های بی پایان از بیگ بنگهای بی پایان تا به ابدیت است !
آنها از تئوری ریسمان و تئوری مشتق شدۀ آن تئوری M استفاده می کنند. در تئوری M نه تنها چهار بعد، بلکه یازده بعد وجود دارد. ده بعد فضایی و یک بعد زمانی. تئوری M می تواند یک نظریه موعود و یکپارچه از میان تمام نیروها و اجزای بنیادی طبیعت باشد، که این دانشمندان با فرمولهای ریاضی و فیزیک در تلاش برای یکپارچه کردن آن هستند.
تئوری آنها به این صورت می باشد که جهانهای سه بعدی در یک دنیای غشایی واقع شده اند و در عالم ،جهان غشایی بسیاری وجود دارد ، که از همان غشای سلولی گرفته شده است، که یکی از این جهانها جهان ماست که با فاصله اندکی از جهان غشایی دیگر جدا شده است وقتی دو غشا به هم می رسند انرژی را به یکدیگر تزریق می کنند، برخورد این دو جهان سه بعدی یعنی جهان ما با جهان دیگر بیگ بنگ را ایجاد می کند. سپس انرژی تاریک یک تریلیون سال آنها را از هم دور می کند ( انبساط کیهان )، غشاها مسطح می شوند و باز به هم نزدیک می گردند و این روند بی پایان ادامه دارد. البته کار این دانشمندان مطابق با تئوری تورم کیهان می باشد.
ویدئوی مربوطه به همراه زیرنویس فارسی

بر طبق نظريه تورم، تكه كوچكي از يك جهان ممكن است ناگهان متورم شده و شروع به رشد كند. به اين ترتيب، فرزندي زاده مي‌شود كه ممكن است به نوبه خود جهان نوپاي ديگري را به دنيا آورد و اين پروسه زايش و شروع مجدد تا ابد ادامه يابد. حركت حباب‌هاي صابون در هوا را تصور كنيد. اگر به سمت حباب‌هاي صابون محكم فوت كنيد، خواهيد ديد كه برخي از حباب‌هاي صابون نصف شده و حباب‌هاي جديدي ايجاد مي‌كنند. به همين ترتيب جهان‌ها ممكن است به طور پيوسته جهان‌هاي جديدي را از خود ايجاد كنند. در اين فرضيه، بیگ بنگ دائما در حال رخ دادن است. اگر اين سناريو حقيقت داشته باشد ممكن است ما در دريايي از اين جهان‌ها زندگي كنيم. درست مثل حبابي كه در اقيانوسي از ديگر حباب‌ها شناور است. در حقيقت كلمه مناسب‌تر نسبت به كلمه جهان، كلمه جهان‌هاي چندگانه است. ليند اين نظريه را تورم خود به خودي، يا تورم پر آشوب مي‌نامد. چرا كه آنچه او در سر مي‌پروراند فرايند بي‌پاياني از تورم پيوسته جهان‌هاي موازي است. آلن گوث، كسي كه اولين بار نظريه تورم را پيشنهاد كرد معتقد است كه پذيرش نظريه تورم به نوعي ايده جهان‌هاي چندگانه را بر ما تحميل مي‌كند. پذيرش اين نظريه همچنين به اين معني خواهد بود كه جهان ما ممكن است در برهه از زمان دنياي نوزادي را از درون خود توليد كرده باشد يا شايد همين جهان ما حيات خود را با زايش از درون جهاني قديمي‌تر آغاز كرده باشد.



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

14 دیدگاه‌ها

  1. اگه آقای x بره گذشته و گذشته رو یا تاریخ ثغییر بده روی دنیای ما اثر نمیزاره دنیای خودشو ثغییر داده مثال :دنیای آقایx آمریکا بر روی سر مردم ژاپن بمب اتم نداخته باشه

  2. سلام منم در رابطه با این نظریه البته قبل از این را بخونم یه چیزایی نوشته بودم و فرستاده بودم چرا نذاشتین مثل ازدواج جهان ها و تولد جهان و… البته امروز در رابطه با تشابه بررسی انسانی هم یه چیزایی فرستادم امیدوارم تو سایت بذارین

  3. همیشه این سوال پرام پیش میامد که چرا فقط یک بار بیگ بنگ داشته جهان چرا حالا بیگ بنگ نداره با خوندن این اطلاعات جالب فهمیدم کل هستی دائم بیگ بنگ داره و جهانهای بی نهایتی ساخته میشه . درست متوجه شدم؟

  4. ببينيد اين نظريه ها به نحوي صحيح اما ناقص اند،حيف کسي به حرفاي يک دانشجو گوش نميکنه وگرنه خودم فرضيات يا حالا اگر قابل تجربه باشن در اين مورد دارن که ميتونه تمامي نظرياتي که در حورد بيگ بنگ و جهان هاي موازي مطرح شده رو کامل بکنه گ،آقايون همه چيز به نور برميگرده و نظريه نسبيت که انيشتين نتونست کاملش بکنه و واي خدايا که چرا من هيچ غلطي در اين زمينه نميتونم بکنم

  5. فیلم بسیار جالبی بود اما هرچقدر علم پیشرفت میکنه نمیشه قبول کرد که جهان از هیچ به وجود اومده و یا هیچ نقطه ی مشخصی به عنوان مبدا وجود نداره..با اینکه من فیزیک میخونم اما به نظر من این منطقی نیس که هر بحثی که با معادلات قابل توجیه باشه حقیقی است .این منطقی نیس…اتساع جهان قابل درک است اما وقتی به عقب برمیگردیم منطقی است که یه نقطه ی شروع بیابیم .