هیچ پایانی برای جهانهای موازی نیست!

14
1285

جهان هستی ما پر از رمز و رازهای ناشناخته است، اما آگاهیهای بشر نشان می دهد که تاکنون تنها یک درصد از کل کیهان شناخته شده است(البته طبق مشاهدات و در غیر اینصورت شایدم صفر). این ناآگاهی زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که صحبت از جهانهای موازی و تکرار نامحدود هستی به میان بیاید.
اخترشناسان و منجمان بزرگ در طول تاریخ با جستجو در آسمان بی کران به دنبال کشف ناشناخته های جهان بوده اند. این دانشمندان تلاشهای خود را با ابتدایی ترین تجهیزات نجومی آغاز کردند و اکنون به دستگاههای بسیار پیشرفته ای برای درک کیهان رسیده اند. با وجود این هنوز دانسته های بشر از عالم هستی بسیار ناچیز است.
shutterstock_12310231
آنچه که ما درباره جهان می دانیم نشان می دهد که کیهان در مجموع ۴ درصد از گازهای بین کهکشانی، ۰٫۶ درصد از ستارگان و سیارات و ۰٫۴ درصد از نونرینو تشکیل شده است. (فقط یک نظریه است) این تمام آن چیزی است که انسان تاکنون موفق به کشف آن شده است. اما همه این ۵ درصد فوق هم به طور کامل نمی شناسد. در واقع ستاره شناسان در خوش بینانه ترین حالت تنها موفق شده اند یک درصد از کل جهان را مشاهده کنند.(البته در خیال) در حقیقت دانسته های بشر از دو بخش بسیار بزرگتر جهان بسیار ناچیز است. این دو بخش ماده و انرژی تاریک هستند: ۲۳ درصد از عالم هستی از ماده تاریک و ۷۲ درصد از انرژی تاریک تشکیل شده است. آگاهی بشر درباره این دو بخش بسیار مهم که تقریبا ۹۵ درصد از عالم وجود را در بر می گیرند تقریبا هیچ است. اما این پایان راه نیست به طوری که برپایه برخی تئوریها باید یک نیروی دافعه نیز در اولین دقایق پس از بیگ بنگ ایجاد شده باشد که تا ابد برای انسان ناشناخته خواهد بود. این نیروی دافعه به طور بالقوه می تواند منجر به ایجاد جهانهای موازی و متعدد شود. برای درک بهتر جهانهای موازی متعدد لزوما به کسی مثل شما نیاز است که شما نباشید. این کسی مثل شما در حال خواندن این مقاله است که کسی مثل من نوشته است که من نیستم. این کسی مثل من در کشوری مثل ایران زندگی می کند که ایران ما نیست و بر روی زمینی که زمین ما نیست. مفهوم تکرار جهانهای بی پایان بسیار قدیمی است. علاوه بر فیلسوفان مکتب میلتوس که در قرن پنج قبل از میلاد در شهر میلتوس یونان شکل گرفت، لوئی آگوستی بلانک، نویسنده، جامعه شناس، آرمان گرا و انقلابی فرانسوی (۱۸۸۱-۱۸۰۵) نیز به ante litteram (پیش از حرف) در جهانهای موازی اعتقاد داشت.

سپس مکانیک کوانتوم تئوری “ابر- ریسمانها” (Superstring theory) را مطرح کرد. این تئوری درباره تمام ذرات و نیروهای بنیادی طبیعت توضیح می دهد و این نیروها و ذرات را به صورت لرزه هایی از “ابر ریسمانهای متقارن” مدلسازی می کند. دانشمندان پیرو این تئوری در مورد جهانهای موازی بر این باورند که”جهان به طور بی پایانی تکرار می شود.”
اما دو دانشمند به نامهای پائول استاینهارت و نیل توراک که از برجستگان عالم کیهان شناسی هستند نظریه ای را ارائه داده اند، آنها معتقدند جهان ما ممکن است تنها جهان این هستی نبوده و تنها یکی از صدها و هزاران یا بی نهایت جهان دیگر باشد. ایدۀ جالب آنها این است که جهان مجموعه دوره های بی پایان از بیگ بنگهای بی پایان تا به ابدیت است !
آنها از تئوری ریسمان و تئوری مشتق شدۀ آن تئوری M استفاده می کنند. در تئوری M نه تنها چهار بعد، بلکه یازده بعد وجود دارد. ده بعد فضایی و یک بعد زمانی. تئوری M می تواند یک نظریه موعود و یکپارچه از میان تمام نیروها و اجزای بنیادی طبیعت باشد، که این دانشمندان با فرمولهای ریاضی و فیزیک در تلاش برای یکپارچه کردن آن هستند.
تئوری آنها به این صورت می باشد که جهانهای سه بعدی در یک دنیای غشایی واقع شده اند و در عالم ،جهان غشایی بسیاری وجود دارد ، که از همان غشای سلولی گرفته شده است، که یکی از این جهانها جهان ماست که با فاصله اندکی از جهان غشایی دیگر جدا شده است وقتی دو غشا به هم می رسند انرژی را به یکدیگر تزریق می کنند، برخورد این دو جهان سه بعدی یعنی جهان ما با جهان دیگر بیگ بنگ را ایجاد می کند. سپس انرژی تاریک یک تریلیون سال آنها را از هم دور می کند ( انبساط کیهان )، غشاها مسطح می شوند و باز به هم نزدیک می گردند و این روند بی پایان ادامه دارد. البته کار این دانشمندان مطابق با تئوری تورم کیهان می باشد.
ویدئوی مربوطه به همراه زیرنویس فارسی

بر طبق نظریه تورم، تکه کوچکی از یک جهان ممکن است ناگهان متورم شده و شروع به رشد کند. به این ترتیب، فرزندی زاده می‌شود که ممکن است به نوبه خود جهان نوپای دیگری را به دنیا آورد و این پروسه زایش و شروع مجدد تا ابد ادامه یابد. حرکت حباب‌های صابون در هوا را تصور کنید. اگر به سمت حباب‌های صابون محکم فوت کنید، خواهید دید که برخی از حباب‌های صابون نصف شده و حباب‌های جدیدی ایجاد می‌کنند. به همین ترتیب جهان‌ها ممکن است به طور پیوسته جهان‌های جدیدی را از خود ایجاد کنند. در این فرضیه، بیگ بنگ دائما در حال رخ دادن است. اگر این سناریو حقیقت داشته باشد ممکن است ما در دریایی از این جهان‌ها زندگی کنیم. درست مثل حبابی که در اقیانوسی از دیگر حباب‌ها شناور است. در حقیقت کلمه مناسب‌تر نسبت به کلمه جهان، کلمه جهان‌های چندگانه است. لیند این نظریه را تورم خود به خودی، یا تورم پر آشوب می‌نامد. چرا که آنچه او در سر می‌پروراند فرایند بی‌پایانی از تورم پیوسته جهان‌های موازی است. آلن گوث، کسی که اولین بار نظریه تورم را پیشنهاد کرد معتقد است که پذیرش نظریه تورم به نوعی ایده جهان‌های چندگانه را بر ما تحمیل می‌کند. پذیرش این نظریه همچنین به این معنی خواهد بود که جهان ما ممکن است در برهه از زمان دنیای نوزادی را از درون خود تولید کرده باشد یا شاید همین جهان ما حیات خود را با زایش از درون جهانی قدیمی‌تر آغاز کرده باشد.



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

14 دیدگاه‌ها

  1. اگه آقای x بره گذشته و گذشته رو یا تاریخ ثغییر بده روی دنیای ما اثر نمیزاره دنیای خودشو ثغییر داده مثال :دنیای آقایx آمریکا بر روی سر مردم ژاپن بمب اتم نداخته باشه

  2. سلام منم در رابطه با این نظریه البته قبل از این را بخونم یه چیزایی نوشته بودم و فرستاده بودم چرا نذاشتین مثل ازدواج جهان ها و تولد جهان و… البته امروز در رابطه با تشابه بررسی انسانی هم یه چیزایی فرستادم امیدوارم تو سایت بذارین

  3. همیشه این سوال پرام پیش میامد که چرا فقط یک بار بیگ بنگ داشته جهان چرا حالا بیگ بنگ نداره با خوندن این اطلاعات جالب فهمیدم کل هستی دائم بیگ بنگ داره و جهانهای بی نهایتی ساخته میشه . درست متوجه شدم؟

  4. ببینید این نظریه ها به نحوی صحیح اما ناقص اند،حیف کسی به حرفای یک دانشجو گوش نمیکنه وگرنه خودم فرضیات یا حالا اگر قابل تجربه باشن در این مورد دارن که میتونه تمامی نظریاتی که در حورد بیگ بنگ و جهان های موازی مطرح شده رو کامل بکنه گ،آقایون همه چیز به نور برمیگرده و نظریه نسبیت که انیشتین نتونست کاملش بکنه و وای خدایا که چرا من هیچ غلطی در این زمینه نمیتونم بکنم

  5. فیلم بسیار جالبی بود اما هرچقدر علم پیشرفت میکنه نمیشه قبول کرد که جهان از هیچ به وجود اومده و یا هیچ نقطه ی مشخصی به عنوان مبدا وجود نداره..با اینکه من فیزیک میخونم اما به نظر من این منطقی نیس که هر بحثی که با معادلات قابل توجیه باشه حقیقی است .این منطقی نیس…اتساع جهان قابل درک است اما وقتی به عقب برمیگردیم منطقی است که یه نقطه ی شروع بیابیم .