چرا هنگام روي دادن بعضي از اتفاقات احساس ميكنيم قبلا آن صحنه ها را ديده ايم؟

183
47457

به اين پديده مي گوييم دژا- وو (Deja vu ) معني تحت اللفظي اين كلمه فرانسه «قبلا ديده شده» است. توضيح رايج امروزين روان شناسان درباره اين پديده، بروز اشتباه در فرايند حافظه انسان است، به اين معني كه وقتي صحنه اي را مي بينيم اين صحنه به حافظه كوتاه مدت ما سپرده مي شود و در هر لحظه ذهن ما چند ثانيه پيش تر را از روي حافظه كوتاه مدت به خاطر مي آورد ( وگرنه نمي تونستيم آن صحنه را لحظه به لحظه دنبال كنيم ) اما گاهي اوقات اين عملكرد به نحوي انجام مي شود كه گويي تصاوير چند لحظه پيش از حافظه طولاني مدت بازخواني مي شود و بنابراين تصور مي كنيم اتفاقي كه چند لحظه پيش تر افتاده در گذشته اي دور رخ داده و ما مشغول به خاطر آوردن آن از روي حافظه طولاني مدتمان هستيم.
397669_10151592029388496_1960543857_n
به همين دليل هست كه هميشه حس جست و جو براي خاطره اي دور دست در چنين لحظاتي بسيار قوي است و مدام داريم با خودمام مي گوييم « اين صحنه را قبلا كجا ديده بودم؟ ». هر چند هرگز نمي توانيم زمان و مكان دقيق بروز اين خاطره ي قديمي دروغين را دقيقا به خاطر بياوريم. درباره نحوه دقيق عملكرد مغز ( مثلا اينكه مغر ما پيش از درك هر لحظه آن را از حافظه كوتاه مدت بازخواني مي كند يا اينكه پيش از بازخواني از حافظه كوتاه مدت جريان زمان را به عنوان يك خاطره در جريان درك مي كند) بحث هاي زيادي وجود دارد، اما چيزي كه فعلا روشن است، اين است كه دژا-وو ربطي به روشن بيني و آينده نگري ندارد.
تقريبا دو سوم مردم جهان با چنين تجربه اي رو به رو مي شوند، پس نبايد نگران خراب شدن مغزتان باشيد. بررسي هاي روانپزشگان براي يافتن رابطه اي معني دار ميان بروز دژا-وو و اختلالاتي مثل اسكيزوفرني و عصبي بودن نيز هيچ نتيجه اي نداشته و ارتباطي ميان اين پديده با چنين اختلالاتي وجود ندارد. تنها عارضه مغزي كه ممكن است با دژا-وو مرتبط باشد حمله صرع در ناحيه گيجگاهي مغز است. اغلب مردم در زندگي خود با دوره هاي ملايم حملات صرع رو به رو مي شوند ( كه به معني ابتلا صرع نيست) و اين حملات هم لزوما به معني غش كردن و عوارض رفتاري ظاهري نيستند. دژا-وو مي تواند نشانه بروز چنين حملات زودگذر و خفيفي باشد.



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

183 دیدگاه‌ها

  1. همه اینا درسته ولی زندگی های قبلی ما هم هستند که تو خواب ما میان ویا تو بیداری فکر میکنیم که این صحنه رو یه بار دیدیم حتما دیدیم

  2. سلام ، من ازخیلی سال پیش چنین احساسی رو که قبلا صحنه ای رو دیدم،اتفاقی رو تجربه کردم و…داشتم،الان چند وقته که احساس میکنم کارهایی رو انجام دادم ولی نمیدونم کی و کجا،و جالب اینکه وقتی برای اولین بار انجام میدم بسیار مهارت دارم که همه تعجب میکنن،بعضی وقتا برای انجام دادن کاری به دنبال ابزارهایی میگردم که اصلا نداشته ام و اصلا وجود خارجی ندارد،ولی وقتی توصیف میکنم که با همچین چیزی میشود فلان و چنان کرد همه با تعجب نگاهم می کنند و میگویند ای جان از این اختراع،بخدا دارم دیونه میشم این جوری دیگه نوبره،وقتی میشینم فکر میکنم از افکار درهم و تیکه و پاره همش بیشتر به این نتیجه میرسم که من یه جایی که نمیدونم کجاست و زمانی که معلوم نیست کی بوده زندگیها کردم،برایم خیلی چیزها که اصلا ندیدم کاملا آشنا هستند،گاهی حتی دستانم عادت به استفاده از چیزی دارند که مستمر در جایی دیگر استفاده میکرده اند و اینجا اصلا وجود خارجی ندارد حتی اسم ندارد،خواهش میکنم اگر کسی چنین تجربیاتی داره کمکم کنه تا واقعا دیوانه نشدم ،

    • منم مثل تو همچین مشکلی دارم واقعا بده کل زندگیمو ریخته به هم فقط می خواستم بگم که سعی کنی بهش فکر نکنی و اگه این اتفاق برات افتاد چشماتو ببندی و نفس عمیق بکشی اینجوری آروم میشم چون من مثل توهم اینجوری میگم

    • منم همینطورم .مثلا بعضی وقتا میام یه اهنگ میبینم میرم دانلود میکنم گوش که میدم یه جوریه قابل توصیف نیست احساس میکنم اینو قبلن گوش کردم یا یه چیزیو مینویسم یه لحظه یادم میاد من ینو یه بار دیگم نوشتم مثلا یادم میاد با خدکارم چجوری ورمیرفتم کجا خط چی گذاشتم این چیزا عجیبه واقعا برام

  3. دوستان چرا یکیتون ب این فکر نکرده ک ممکنه حیات قبلیتون (زندگی قبلی) اون صحنه رو تجربه کرده باشه یا شاید ی همزاد یا کپی از شما اون صحنه رو زودتر دیده و ب شما انتقال داده (منظور از انتقال اینکه ممکنه ما همه ی همزاد باشیم ک از تصمیم و دنیای همزاد قبلیمون بوجود اومدیم)

  4. من حدودا از یک ماه قبل برام این اتفاق خیلی پیش میاد حتی شده روز قبل از دیدن یک صحنه میدونستم فردا اون رو میبینم و طرف مقابلم بهم چه حرفهایی رو میزنه، اما اکثرا اتفاقات رو حدود یک دقیقه قبل به یاد میارم که بعدش اتفاق میفته ولی این که روز قبل یادم بیاد تا حالا 4بار تکرار شده، خیلی وقتها هم تو خواب اتفاقاتی رو میبینم که بدون آمادگی قبلی روز بعدش اتفاق میفته، این خیلی خوبه که باهاش تونستم جلو یه تصادف ساده رو بگیرم اما خیلی فشار رو حافظه و روحیه آدم میاره که اگه این بشه یا نشه چی میشه، من از این طریق و حذف خطاهایی که تو دید آیندم میبینم پیشرفت کردم و خیلی اشتباهات رو انجام ندادم ولی بازم تمرکز اصلی آدم رو بهم میزنه که خیلی سخته

  5. سلام من هم بعضی وقتها اینطور میشم چند روز پیش صدای مادرم رو شنیدم در حیات خونه که سرفه میکرد ولی در صورتی که مادرم خواب بود ولی بعد از ربع ساعت اون اتفاق افتاد که من بدو بدو دویدم و رفتم دیدم مادرم یه هسته توی گلوش گیر کرده بعد که خوب شد بهم گفت تو از کجا میدونستی که قبلش ربع ساعت بهم زنگ زده بودی چون من بهش زنگ زده بودم و گفته بود من خواب هستم

  6. سلام. اکثر کسانیکه اینجا نظر دادن از ساختار و کارکرد مغز خبر ندارند. علاوه بر خبر نداشتن از کارکرد مغز از موضوع احتمالات هم اطلاع ندارند و یا نمیخوان زیاد بهش فکر کنند. شاید اگر قبلاً کسی حرف های مثل روح و گذشته و روشن بینی را می زد می شد باور کرد چون نه دستگاه ام آر آی وجود داشت که بتونی مغز رو اسکن کنی و نه چیز دیگری. اما با پیشرفت هایی که امروزه بلحاظ پزشکی شده تا حدود بسیار زیادی می دانیم که چه اتفاقاتی در مغز رخ می ده. البته اگر هم یک پدیده عجیب غریبی هم اتفاق می افته که علم نمی تونه بهش پاسخ بده رومطمئنا در آینده ای نزدیک یا دور ، علم به اکثر اینها هم پاسخ خواهد. اما نباید موضوع را به اسرار خفیه و ارواح کشاند چون اونوقت هیچوقت امکان حل مسئله بوجود نخواهد آمد. در این عصر پیشرفت مطالعاتی مغزی باید کمی چشمانمان را بیشتر باز کنیم و مانند آدمهای قرن های پیش فکر نکنیم. در ضمن یک آزمایش کوچک انجام بدید برای خودتان: این جمله ای را که اینجا می نویسم را آیا می توانید کلمات بعدی اش را پیش بینی کنید؟ «اسم من…. » آیا جای خالی را در اینجا می توانید پر کنید. بله. کلمه «است» حتما هست. یک کلمه دیگه هم که باید قبل از «است» باشد ، نام خودتان و یا یک نفر دیگر است. پس موضوع این است شما اینجا چون الگو در ذهنتان بود توانستید باقی جمله را پیش بینی کنید. یک آزمون دیگر. شما وقتی اولین بار کسی را می بینید چه جملاتی را فکر می کنید که خواهد گفت؟ مشخص هست که الگو احوالپرسی را هم می دانیم. به احتمال بسیار زیاد خواهد گفت سلام. خوبید. حالا اگر کسی الگوهای بیشتری را بداند می تواند حتی جملات طولانی تر و پیچیده تر را هم پیش بینی کند.

    • حرفاتون درست ولی این چیزهای که شماسوال میکنیدمیخواین بگید اون چیزهای که مافک میکنیم دیدیم تااین خیلی فرق نداره منکه اصلا فک نمیکنم اینجوری باشه وقتی یه جا یه نوشته خیلی بزرگ هستش و طرف تواون نوشته غلط عملازیادی داره شماوهمه میتونیدهمیجوری ک میخونیداونم درست کنیدولی اینهای ک مامیبینیم اتفاقه من چندوقت پیش رفتم جنگل وحس کردم ی باردیگه هم به این جنگل ب همین جا به همین جایی که وایستاده ام اومدم ولی هرچقدفک کردم دیدم نه من اینجانیومدم خواب دیدم حالامعلوم نیست که خواب دیدم یاچیز دیگه ای هست نمیدونم اصلانمیدونم

  7. ممنون از سایت بیگ بنگ و مقالات ارزشمند شما و تمام همکاران تان .
    در طول ۷ سال که مطالبتون را دنبال میکنم ، بسیار آموختم و حظّ بسیاری بردم و …

    پایدار بمانید.

  8. مقاله جالبی است ، و این رفتار مغز خصوصا در میان نوجوانان و جوانان بیشتر دیده میشود و همینطور بخاطر اختلالات منطقه صرع در مغز .
    چند سال پیش در مقاله ای پزشکی میخواندم که صدر صد انسانها در این قسمت از مغز همچنان مشکلات و .. دارند که بشکل وراثتی از اجداد قدیم ما و …. همچنان منتقل میشود هرچند که بسیار نسبت ب چند صد هزار سال قبل ، کمتر شده و در طول حیات انسان مانند برخی دیگر از کمبودها و نواقص مریضی و عیوب دیگر ، تا حدود بیشتری اصلاح شده و تکامل یافته تر و سالمتر (ب نسبت هزاران سال قبل ) گشته ، اما اختلالات همچنان وجود دارد و این دلیل قویتر علمی و اثبات شده است. (دژا-وو )

    • سلام وقت بخیرخسته نباشیدمیگم به همه ی شما ک زحمت میکشید
      من خیلی وقته که یه کاری ک پیش میادحس میکنم یااین کار رو ی باردیگه هم انجام دادم ویااینکه خواب دیدم البته ن همه ی کارهاروبعضی بعضی کارها ک بازم باخودم هرچقدفک میکنم میگم نه من این کار رو باردیگه ای انجام ندادم یااین اتفاق واسم رخ نداده پس به این نتیجه میرسم که من خواب دیدم واینوخودم قبول میکنم

  9. سلام و درود، ۱- اغلب ما چنان مقهور احساس و درک خویش میشویم که فکر میکنیم درک صحیح از آنچه که در ذهن- مغز و حافظه ما میگذرد ، بر آنها اشراف کامل داریم و عین واقعیت است ، در صورتیکه اینطور نیست. ب لحاظ علم پزشکی و روانپزشکی و … انسان همچنان از تکامل نیافته‌گی اندام و سیستم اعصاب و مغز ، رنج میبرد و دچار مشکلات و کمبود و نواقص است . در مغز بلا استثنا در محدوده صرع دچار مشکلات هستیم و (تا اینجا در پیشرفت علمی ) صدها پژوهش و تجربهای مختلف این اصل ، ضعف در سیستم عصب ها و مغز ، ثابت شده و بخش عمده ای از مطالبی که دوستان ب عنوان تجربه و باور ذکر کرده اند، مربوط ب بیماریها و .. که بطور توارثی در ژنها منتقل میشود.در هیپنوتیزم این را ب وضوح میبینیم که سیستم مغز ، افکار القا شده را واقعیت محض میپندارد ، در صورتیکه چنین اتفاقی را فقط در تخیل ِ القا شده ، تجربه کرده آیم.
    بنابر این ، مغز و سیستم اعصاب هنوز تحت تاثیر ژنها ، بیماریهای موثر در انسان قرار دارد و کامل و بدون نقص نیست ، پس دریافتهای ما میتواند غیر از واقعیت باشد.
    ۲- روان انسان (کارکرد مغز ) ب مقدار زیادی در ارتباط با تولید موادی است که توسط غدد و دیگر عوامل ، تحت تاثیر قرار میگیرد و ب همان نسبت ، درک واقعیت و حقیقت میتواند در افراد متفاوت و حتی متضاد باشد.
    ۳- نوع رشد و تربیت عقلی از تولد میتواند بخشی از کمبودها و نواقص ساختار فیزیکی مغز را (اندیشه-منطق-درک-آگاهی،،،،،) بهبود بخشد و باعث دخالت کمتر ِ حوزهء تاثیر غدد و ژنها ، گردد که نهایتا ب درک واقعیت و حقیقت اصلی (که تاکنون ب لحاظ علمی یا فلسفی پذیرفته شده ) نزدیک گردد و از توهمات ِ ذهن ِ ناسالم دورتر شود تا بتواند بدرستی آگاهی از پدیده های خارجی و درونی خود داشته باشد.
    اگر درک من از پدیده بیرونی(جهان بیرون از “من”) یا درونی خود(من- ایگو- نفس ) را بعنوان اصل قرار دهم در اینصورت دچار خطای بزرگ شده ام ، پس باید “درک من” در چارچوب آنچه که بعنوان علم میشناسیم(که هنوز نواقص بسیار دارد و کامل نیست ) قرار گیرد و همخوان باشد و متکی بر علومی که تاکنون کشف و ب آگاهی در آن دست یافته ایم، مطابق باشد.
    جهانهای موازی یا شعور کیهانی یا درک هستی از خود و … فقط نظریه های فلسفی هستند که از چند هزار سال پیش قدمت دارد و مربوط ب علم امروز نیست ، اما برخی هم اگر اثبات فلسفی یا ریاضی دارد (که دارد ) هنوز دلیلی تجربی و قابل مشاهده و حاکم بر انسان یا جهان هستی نیست ، پس دنبال چسباندن ب هم و توجیه آنها از طریق “حواس خود” نباشیم.
    میماند یک راه ، که آن هم سخت و زمانبر است و هیچوقت ب انتها نمیرسد ، ” مطالعه بیشتر موارد علمی اثبات شده یا تایید شده توسط دانشمندان ِ آن موضوعات و گسترش آگاهی در حوزه های مربوط ب آن “،
    مسلما شبه علم یکی از راههای میانبر است که ذهن و مغز ما را جهت اقناع سریع و رسیدن ب جواب مطلوب ، ما را محاصره کرده و در مسیر آگاهی اول باید بپذیریم که هیچ نمیدانیم و سپس توسط اشخاصی که در حوزه آکادمیک قابل طرح هستند، کتابها و منابعی که جهت درک ساده تر و واضحتر موضوع هستند را ، بعنوان راهنما قرار دهیم و دنبال کنیم.
    در این موردی که همه ب نوعی با آن مواجه هستیم ، باید مجموعه ای از ، کارکرد منطقه صرع در مغز و پایه های روانشناسی ، کارکرد خواب و دلایل خواب دیدن و رابطه خواب با واقعیت ، شناخت ، فکر و اندیشه – تفاوت توهم و خیال – چگونه گی ارتباط سلولهایی مغزی و کارکرد آنها و جایگاه آنها در مغز …اطلاعات موثق بدست آوریم و سپس در حین استفاده ، بتوانیم جهت انتقال ب کسانیکه واقعا بدنبال دریافت آنها هستند ، بکوشیم.

    بنظرم *** کانال و سایت بیگ بنگ یکی از راههای دریافت اطلاعات علمی با منابع علمی و موثق هست ، در مدت حدود ۶ سالی که مطالعه میکنم.
    با تشکر از حوصله دوستان و نقدی که خواهند داشت.

    پایدار بمانید. بهمن برهانی

  10. سلام ما داشتیم با ماشینمون از شیراز به شهر خودمون که اسمش مرودشت هست میرفتم. من تو حالت خواب و بیداری بودم و به پنجره ماشین نگاه میکردم که دیدم یه سگ با چشمای سبز داره با سرعت خیلی زیاد میاد سمته ماشین و الانه که بخوره به ماشین. گفتم یا خدا و دوبار چشمام رو باز و بسته کردم وهیچ اتافی نیوفتاده بود. این اولین باری بود که همچین چیزی میبینم و واقعا ترسیدم. ایا من مشکلی دارم؟

  11. سلام دوستان این اتفاق واسه منم زیاد افتاده
    خیلی هم تحقیق کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم فکر کنم قبل از اینکه به دنیا بیایم صحنه های زندگیمونو نشونمون دادن و ما هم انتخاب کردیم شاید بخاطر اینه که ما واقعا بعضی از صحنه ها رو از قبل دیدیم خود من خیلی این اتفاق جالب برام میوفته و منم اجازه میدم صحنه تکرار بشه و جلوشو نمیگیرم

  12. ببخشید من چند وقته که میتونم بعضی از قسمتای اینده رو ببینم
    اما این حس خوبی نداره
    وقتی زمان اون موقع میرسه سرگیجه میگیرم و چشمام نور رو کمتر میبینه
    به خاطر این همش حالت تهوع و سردرد دارم

    • چرا وقتی میخوام از خواب بیدار شم یهویی با سرعت خیلی بالا به ی سمتی میرم و بعد از خواب میپرم
      در صورتی که خوابم خرافات بود
      اصلا بی معنیه

    • منم همینطوری میشه انگار فشارم بالا پایین میشه و فشار زیادی به مغزم میاد
      خیلی اذیتم میکنه، قبلا این حس رو دوست داشتم اما الان زیاد شده 🙁
      شما چه کردید هنوز این حس رو دارید؟ علتش چیه؟

  13. سلام . منم همینطورم .‌فک میکنم اتفاقی که الان افتاده رو قبلا یه جااایی و یه زمانی دیدم ولی هرچی فک میکنم نمیدونم برا کی هست و کجا اتفاق افتاده . البته خیلی کم این اتفاق میفته واسم .

    • سلام من وقتی به یک طبیعت یا درخت یا اسمان و گاهی دریا نگاه میکنم احساس میکنم من این صحنه را دیدم یا خواهم دید فکر میکنم مغز من داره بهشت رو میبینه یا یک جای خیلی خوب لطفا در باره این حس من توضیح میدید

    • منم همینجوریم همون لحظه برای چند دقیقه چشمام بسته میشه و وقتی باز میکنم احساس سرگیجه یا فکر میکنم مدل زندگیم تغییر میکنه و احساس اینو دارم که چشمام از خودم بزرگ تر شده

  14. سلام من در هفته شاید دوبار اینجوری بشم احساس میکنم اون صحنرو ی بار دیدم ولی یادم نمیادهرچی فکر میکنم سردرد میگیرم و سر گیجه میشه راهنمایی کنین

  15. من دارم خسته میشم کسی میتونه کمکم کنه؟!!!
    اکثر روز مرگیم هر اتفاقی میوفته حس میکنم تکراریه، و اینکه نمیتونم حرکت بعدیشو حدس بزنم فقط یادم میاد که این اتفاق افتاده ، بعضیاشو میتونم حدس بزنم ، حس میکنم کل این زندگیو یبار تجربه کردم ،واقعا دارم دیوونه میشم کارایی ک تا الان انجام ندادم وقتی انجامش میدم حس میکنم قبلا هم اینکارو کردم اصلا نمیتونم حالمو توضیح بدم اونقدری شدیده که به خودم میگم یعنی این زندگیو یبار تجربه کردم؟! یعنی باز متولد شدم که کارای تکراریو انجام بدم ،
    نیاز به کمک دارم اگه مطلبی چیزی باشه ک بتونه کمکم کنه ممنون میشم باهام در میون بزارید

  16. سلام من چندین ساله که خوابای عجیبی میبینم و همیشه کسی در خواب هام منو نجات میده و بهم چیزهایی نشون میده که هیچ ربطی به من ندارن و خوابام جوری واقعین که گاهی تو خواب با بقیه حرف میزدم وقتی بیدار میشدم بهم میگفتن در بیداری همیشه حس میکنم کسی من رو نگاه میکنه و مراقبمه و اصلا نمیترسم و در خوابهام همیشه بش اعتماد میکنم میحوام بدونم من توهم میزنم یا دلیل حاصی داره

  17. همونطور که میدونین مغز ما دائم در حال دریافت اطلاعات از محیط اطرافمون توسط چشمها ، گوش وپوست مون به صورت های مختلف هستش . تمام این اطلاعات در مغز وجود دارده و در مواقع وشرایط مختلف می نتونن پردازش بشن و از اونها استفاده کنیم.معمولا در حالت بیداری ما بطور منطقی تری می تونیم از این اطلاعات استفاده کنیم . در حالت خواب هم مغز ما غیر فعال نیست و دریافت هاش از محیط ادامه داره و در خواب هم چون اراده ما و همشیاری ما بر فرایند تحلیل ها و پردازش های مغزی حاکم نیست مغز می تونه اطلاعاتی که از اول عمر ما وجود داره رو می تونه به هرصورتی پردازش کنه و ما اونو بصورت خواب ببینیم و به حافظه هم سپرده بشه و ما وقتی از خواب بیدار میشیم می تونیم بعضی از اونها رو بیاد بیاریم. در حالت خواب چون هوشیاری و اراده بر فرایندپردازش مغزی حاکم نیست می تونیم چیزی هایی رو خواب ببینیم که در خواب به راحتی امکان پذیره و اصلا اونها رو غیرمنطقی حس نمی کنیم مثلا خواب می بینیم بال در آوردیم و راحت همراه با پرنده ها داریم پرواز می کنیم و ناگهان خیلی سریع خودمون رو توی خونه می بینیم و با اطرافیانی که سالهاست از دنیا رفتن داریم حرف می زنیم و اصلا هم در اون موقع که داریم این خواب رو می بینیم احساس نمی کنیم غیرمنطقیه .حالا بستگی به اینکه تو چه مرحله ای از فرایند خواب ما این چیزها رو خواب ببینیم ممکنه وقتی بیدار می شیم مقداری از این اتفاقات رو بیاد بیاریم یا اصلا هیچکدوم رو بیاد نیاریم ولی این اتفاقی رو که خواب دیدیم در حافظه ماثبت میشه و بعدها از چند لحظه تا چند سال دیگه ممکنه در مواجهه با یک رویداد مشابه اون رو مغز ما بیاد بیاره و ما حس کنیم که این واقعه یا مکان یا فرد رو قبلا دیدیم.به نظر من خواب تماما یک فرایند فیزیولوژیک هستش و چیزی تحت عنوان اینکه روح ما در حالت خواب پرواز میکنه و به جاها ی مختلف در اینده و گذشته میره وجود نداره بلکه این پردازش و تحلیل های مغزی ما هستش که در زمان خواب به هر شکلی بدون تاثیر اراده و هوشیاری انجام میشه و در خواب با اطلاعات عظیمی که در مغز ما وجود داره جریانهای عجیب و غریب ساخته میشه و ما اونها رو بصورت خواب می بینیم. اگه دقت کنید گاهی اوقات تحریکات محیطی با خواب شما یا تداخل پیدا می کنه یا هماهنگ میشه . مثلا شما خواب می بینین که دوچرخه سواری می کنین و دارین هی بوق می زنین در همین حال شما ناگهان از خواب بیدار می شین و می بینین که کسی الان پشت در خونه شماست و داره هی زنگ میزنه . این زنگ زدن زنگ خونه با بوق زدن شما با دوچرخه در خواب تداخل پیدا کرده و تا شما هوشیار نشین تو خواب هی بوق می زنین چون مغز شما اطلاعات خودش رو بدون دخالت هوشیاری داره به این نحو پردازش می کنه کمک کم که این تحریک محیطی(زنگ زدن در خونه) شما رو از خواب بیدار می کنه و هوشیاری غالب میشه شما با واقعیت اصلی مواجه میشین که اون زنگ خوردن زنگ در خونه است.ما در خواب بعلت اینکه هوشیاری دخالت نداره معز می تونه میلیاردها اطلاعات خودش رو بصورت های مختلف کنار هم بذاره و پردازش کنه و نتیجه اش میشه انواع مختلف خواب ها که باز خود این خوابها هم اطلاعاتش تو مغز ثبت میشه حتی اگه ما بعد از بیداری اونها رو بخاطر نیاریم و این اطلاعات می تونه دوباره تو خواب های دیگه و یا در بیداری در مواجهه با برخی اشخاص ، محیطها یا اتفاقها ازشون استفاده بشه و ما حس کنیم این موارد رو قبلا یه بار دیدیم یا شنیدیم یا برامون اتفاق افتاده.

    • بله جالبه من هم از کودکی صحنه های تکرار شده برام تکرار میشن میدونم که این صحنه دقیقا برام اتفاق افتاده و دیدم ولی کی و کجاشو دیگه اصلا بخاطر نمیارم و فقط در همین حدود تو ذهنم صحنه سازی شده یه وقتایی هم خیلی نا خوداگاه حتی تو بیداری برای لحظاتی به جایی سفر کردم که حتی حس و بوی اون صحنه رو کاملا حس میکنم ولی بازم خیلی کوتاه.