چرا هنگام روی دادن بعضی از اتفاقات احساس میکنیم قبلا آن صحنه ها را دیده ایم؟

169
37496

به این پدیده می گوییم دژا- وو (Deja vu ) معنی تحت اللفظی این کلمه فرانسه «قبلا دیده شده» است. توضیح رایج امروزین روان شناسان درباره این پدیده، بروز اشتباه در فرایند حافظه انسان است، به این معنی که وقتی صحنه ای را می بینیم این صحنه به حافظه کوتاه مدت ما سپرده می شود و در هر لحظه ذهن ما چند ثانیه پیش تر را از روی حافظه کوتاه مدت به خاطر می آورد ( وگرنه نمی تونستیم آن صحنه را لحظه به لحظه دنبال کنیم ) اما گاهی اوقات این عملکرد به نحوی انجام می شود که گویی تصاویر چند لحظه پیش از حافظه طولانی مدت بازخوانی می شود و بنابراین تصور می کنیم اتفاقی که چند لحظه پیش تر افتاده در گذشته ای دور رخ داده و ما مشغول به خاطر آوردن آن از روی حافظه طولانی مدتمان هستیم.
397669_10151592029388496_1960543857_n
به همین دلیل هست که همیشه حس جست و جو برای خاطره ای دور دست در چنین لحظاتی بسیار قوی است و مدام داریم با خودمام می گوییم « این صحنه را قبلا کجا دیده بودم؟ ». هر چند هرگز نمی توانیم زمان و مکان دقیق بروز این خاطره ی قدیمی دروغین را دقیقا به خاطر بیاوریم. درباره نحوه دقیق عملکرد مغز ( مثلا اینکه مغر ما پیش از درک هر لحظه آن را از حافظه کوتاه مدت بازخوانی می کند یا اینکه پیش از بازخوانی از حافظه کوتاه مدت جریان زمان را به عنوان یک خاطره در جریان درک می کند) بحث های زیادی وجود دارد، اما چیزی که فعلا روشن است، این است که دژا-وو ربطی به روشن بینی و آینده نگری ندارد.
تقریبا دو سوم مردم جهان با چنین تجربه ای رو به رو می شوند، پس نباید نگران خراب شدن مغزتان باشید. بررسی های روانپزشگان برای یافتن رابطه ای معنی دار میان بروز دژا-وو و اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی و عصبی بودن نیز هیچ نتیجه ای نداشته و ارتباطی میان این پدیده با چنین اختلالاتی وجود ندارد. تنها عارضه مغزی که ممکن است با دژا-وو مرتبط باشد حمله صرع در ناحیه گیجگاهی مغز است. اغلب مردم در زندگی خود با دوره های ملایم حملات صرع رو به رو می شوند ( که به معنی ابتلا صرع نیست) و این حملات هم لزوما به معنی غش کردن و عوارض رفتاری ظاهری نیستند. دژا-وو می تواند نشانه بروز چنین حملات زودگذر و خفیفی باشد.



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

169 دیدگاه‌ها

  1. سلام من هم بعضی وقتها اینطور میشم چند روز پیش صدای مادرم رو شنیدم در حیات خونه که سرفه میکرد ولی در صورتی که مادرم خواب بود ولی بعد از ربع ساعت اون اتفاق افتاد که من بدو بدو دویدم و رفتم دیدم مادرم یه هسته توی گلوش گیر کرده بعد که خوب شد بهم گفت تو از کجا میدونستی که قبلش ربع ساعت بهم زنگ زده بودی چون من بهش زنگ زده بودم و گفته بود من خواب هستم

  2. سلام. اکثر کسانیکه اینجا نظر دادن از ساختار و کارکرد مغز خبر ندارند. علاوه بر خبر نداشتن از کارکرد مغز از موضوع احتمالات هم اطلاع ندارند و یا نمیخوان زیاد بهش فکر کنند. شاید اگر قبلاً کسی حرف های مثل روح و گذشته و روشن بینی را می زد می شد باور کرد چون نه دستگاه ام آر آی وجود داشت که بتونی مغز رو اسکن کنی و نه چیز دیگری. اما با پیشرفت هایی که امروزه بلحاظ پزشکی شده تا حدود بسیار زیادی می دانیم که چه اتفاقاتی در مغز رخ می ده. البته اگر هم یک پدیده عجیب غریبی هم اتفاق می افته که علم نمی تونه بهش پاسخ بده رومطمئنا در آینده ای نزدیک یا دور ، علم به اکثر اینها هم پاسخ خواهد. اما نباید موضوع را به اسرار خفیه و ارواح کشاند چون اونوقت هیچوقت امکان حل مسئله بوجود نخواهد آمد. در این عصر پیشرفت مطالعاتی مغزی باید کمی چشمانمان را بیشتر باز کنیم و مانند آدمهای قرن های پیش فکر نکنیم. در ضمن یک آزمایش کوچک انجام بدید برای خودتان: این جمله ای را که اینجا می نویسم را آیا می توانید کلمات بعدی اش را پیش بینی کنید؟ «اسم من…. » آیا جای خالی را در اینجا می توانید پر کنید. بله. کلمه «است» حتما هست. یک کلمه دیگه هم که باید قبل از «است» باشد ، نام خودتان و یا یک نفر دیگر است. پس موضوع این است شما اینجا چون الگو در ذهنتان بود توانستید باقی جمله را پیش بینی کنید. یک آزمون دیگر. شما وقتی اولین بار کسی را می بینید چه جملاتی را فکر می کنید که خواهد گفت؟ مشخص هست که الگو احوالپرسی را هم می دانیم. به احتمال بسیار زیاد خواهد گفت سلام. خوبید. حالا اگر کسی الگوهای بیشتری را بداند می تواند حتی جملات طولانی تر و پیچیده تر را هم پیش بینی کند.

  3. ممنون از سایت بیگ بنگ و مقالات ارزشمند شما و تمام همکاران تان .
    در طول ۷ سال که مطالبتون را دنبال میکنم ، بسیار آموختم و حظّ بسیاری بردم و …

    پایدار بمانید.

  4. مقاله جالبی است ، و این رفتار مغز خصوصا در میان نوجوانان و جوانان بیشتر دیده میشود و همینطور بخاطر اختلالات منطقه صرع در مغز .
    چند سال پیش در مقاله ای پزشکی میخواندم که صدر صد انسانها در این قسمت از مغز همچنان مشکلات و .. دارند که بشکل وراثتی از اجداد قدیم ما و …. همچنان منتقل میشود هرچند که بسیار نسبت ب چند صد هزار سال قبل ، کمتر شده و در طول حیات انسان مانند برخی دیگر از کمبودها و نواقص مریضی و عیوب دیگر ، تا حدود بیشتری اصلاح شده و تکامل یافته تر و سالمتر (ب نسبت هزاران سال قبل ) گشته ، اما اختلالات همچنان وجود دارد و این دلیل قویتر علمی و اثبات شده است. (دژا-وو )

  5. سلام و درود، ۱- اغلب ما چنان مقهور احساس و درک خویش میشویم که فکر میکنیم درک صحیح از آنچه که در ذهن- مغز و حافظه ما میگذرد ، بر آنها اشراف کامل داریم و عین واقعیت است ، در صورتیکه اینطور نیست. ب لحاظ علم پزشکی و روانپزشکی و … انسان همچنان از تکامل نیافته‌گی اندام و سیستم اعصاب و مغز ، رنج میبرد و دچار مشکلات و کمبود و نواقص است . در مغز بلا استثنا در محدوده صرع دچار مشکلات هستیم و (تا اینجا در پیشرفت علمی ) صدها پژوهش و تجربهای مختلف این اصل ، ضعف در سیستم عصب ها و مغز ، ثابت شده و بخش عمده ای از مطالبی که دوستان ب عنوان تجربه و باور ذکر کرده اند، مربوط ب بیماریها و .. که بطور توارثی در ژنها منتقل میشود.در هیپنوتیزم این را ب وضوح میبینیم که سیستم مغز ، افکار القا شده را واقعیت محض میپندارد ، در صورتیکه چنین اتفاقی را فقط در تخیل ِ القا شده ، تجربه کرده آیم.
    بنابر این ، مغز و سیستم اعصاب هنوز تحت تاثیر ژنها ، بیماریهای موثر در انسان قرار دارد و کامل و بدون نقص نیست ، پس دریافتهای ما میتواند غیر از واقعیت باشد.
    ۲- روان انسان (کارکرد مغز ) ب مقدار زیادی در ارتباط با تولید موادی است که توسط غدد و دیگر عوامل ، تحت تاثیر قرار میگیرد و ب همان نسبت ، درک واقعیت و حقیقت میتواند در افراد متفاوت و حتی متضاد باشد.
    ۳- نوع رشد و تربیت عقلی از تولد میتواند بخشی از کمبودها و نواقص ساختار فیزیکی مغز را (اندیشه-منطق-درک-آگاهی،،،،،) بهبود بخشد و باعث دخالت کمتر ِ حوزهء تاثیر غدد و ژنها ، گردد که نهایتا ب درک واقعیت و حقیقت اصلی (که تاکنون ب لحاظ علمی یا فلسفی پذیرفته شده ) نزدیک گردد و از توهمات ِ ذهن ِ ناسالم دورتر شود تا بتواند بدرستی آگاهی از پدیده های خارجی و درونی خود داشته باشد.
    اگر درک من از پدیده بیرونی(جهان بیرون از “من”) یا درونی خود(من- ایگو- نفس ) را بعنوان اصل قرار دهم در اینصورت دچار خطای بزرگ شده ام ، پس باید “درک من” در چارچوب آنچه که بعنوان علم میشناسیم(که هنوز نواقص بسیار دارد و کامل نیست ) قرار گیرد و همخوان باشد و متکی بر علومی که تاکنون کشف و ب آگاهی در آن دست یافته ایم، مطابق باشد.
    جهانهای موازی یا شعور کیهانی یا درک هستی از خود و … فقط نظریه های فلسفی هستند که از چند هزار سال پیش قدمت دارد و مربوط ب علم امروز نیست ، اما برخی هم اگر اثبات فلسفی یا ریاضی دارد (که دارد ) هنوز دلیلی تجربی و قابل مشاهده و حاکم بر انسان یا جهان هستی نیست ، پس دنبال چسباندن ب هم و توجیه آنها از طریق “حواس خود” نباشیم.
    میماند یک راه ، که آن هم سخت و زمانبر است و هیچوقت ب انتها نمیرسد ، ” مطالعه بیشتر موارد علمی اثبات شده یا تایید شده توسط دانشمندان ِ آن موضوعات و گسترش آگاهی در حوزه های مربوط ب آن “،
    مسلما شبه علم یکی از راههای میانبر است که ذهن و مغز ما را جهت اقناع سریع و رسیدن ب جواب مطلوب ، ما را محاصره کرده و در مسیر آگاهی اول باید بپذیریم که هیچ نمیدانیم و سپس توسط اشخاصی که در حوزه آکادمیک قابل طرح هستند، کتابها و منابعی که جهت درک ساده تر و واضحتر موضوع هستند را ، بعنوان راهنما قرار دهیم و دنبال کنیم.
    در این موردی که همه ب نوعی با آن مواجه هستیم ، باید مجموعه ای از ، کارکرد منطقه صرع در مغز و پایه های روانشناسی ، کارکرد خواب و دلایل خواب دیدن و رابطه خواب با واقعیت ، شناخت ، فکر و اندیشه – تفاوت توهم و خیال – چگونه گی ارتباط سلولهایی مغزی و کارکرد آنها و جایگاه آنها در مغز …اطلاعات موثق بدست آوریم و سپس در حین استفاده ، بتوانیم جهت انتقال ب کسانیکه واقعا بدنبال دریافت آنها هستند ، بکوشیم.

    بنظرم *** کانال و سایت بیگ بنگ یکی از راههای دریافت اطلاعات علمی با منابع علمی و موثق هست ، در مدت حدود ۶ سالی که مطالعه میکنم.
    با تشکر از حوصله دوستان و نقدی که خواهند داشت.

    پایدار بمانید. بهمن برهانی

  6. سلام ما داشتیم با ماشینمون از شیراز به شهر خودمون که اسمش مرودشت هست میرفتم. من تو حالت خواب و بیداری بودم و به پنجره ماشین نگاه میکردم که دیدم یه سگ با چشمای سبز داره با سرعت خیلی زیاد میاد سمته ماشین و الانه که بخوره به ماشین. گفتم یا خدا و دوبار چشمام رو باز و بسته کردم وهیچ اتافی نیوفتاده بود. این اولین باری بود که همچین چیزی میبینم و واقعا ترسیدم. ایا من مشکلی دارم؟

  7. سلام دوستان این اتفاق واسه منم زیاد افتاده
    خیلی هم تحقیق کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم فکر کنم قبل از اینکه به دنیا بیایم صحنه های زندگیمونو نشونمون دادن و ما هم انتخاب کردیم شاید بخاطر اینه که ما واقعا بعضی از صحنه ها رو از قبل دیدیم خود من خیلی این اتفاق جالب برام میوفته و منم اجازه میدم صحنه تکرار بشه و جلوشو نمیگیرم

  8. ببخشید من چند وقته که میتونم بعضی از قسمتای اینده رو ببینم
    اما این حس خوبی نداره
    وقتی زمان اون موقع میرسه سرگیجه میگیرم و چشمام نور رو کمتر میبینه
    به خاطر این همش حالت تهوع و سردرد دارم

    • چرا وقتی میخوام از خواب بیدار شم یهویی با سرعت خیلی بالا به ی سمتی میرم و بعد از خواب میپرم
      در صورتی که خوابم خرافات بود
      اصلا بی معنیه

  9. سلام . منم همینطورم .‌فک میکنم اتفاقی که الان افتاده رو قبلا یه جااایی و یه زمانی دیدم ولی هرچی فک میکنم نمیدونم برا کی هست و کجا اتفاق افتاده . البته خیلی کم این اتفاق میفته واسم .

    • سلام من وقتی به یک طبیعت یا درخت یا اسمان و گاهی دریا نگاه میکنم احساس میکنم من این صحنه را دیدم یا خواهم دید فکر میکنم مغز من داره بهشت رو میبینه یا یک جای خیلی خوب لطفا در باره این حس من توضیح میدید

  10. سلام من در هفته شاید دوبار اینجوری بشم احساس میکنم اون صحنرو ی بار دیدم ولی یادم نمیادهرچی فکر میکنم سردرد میگیرم و سر گیجه میشه راهنمایی کنین

  11. من دارم خسته میشم کسی میتونه کمکم کنه؟!!!
    اکثر روز مرگیم هر اتفاقی میوفته حس میکنم تکراریه، و اینکه نمیتونم حرکت بعدیشو حدس بزنم فقط یادم میاد که این اتفاق افتاده ، بعضیاشو میتونم حدس بزنم ، حس میکنم کل این زندگیو یبار تجربه کردم ،واقعا دارم دیوونه میشم کارایی ک تا الان انجام ندادم وقتی انجامش میدم حس میکنم قبلا هم اینکارو کردم اصلا نمیتونم حالمو توضیح بدم اونقدری شدیده که به خودم میگم یعنی این زندگیو یبار تجربه کردم؟! یعنی باز متولد شدم که کارای تکراریو انجام بدم ،
    نیاز به کمک دارم اگه مطلبی چیزی باشه ک بتونه کمکم کنه ممنون میشم باهام در میون بزارید

  12. سلام من چندین ساله که خوابای عجیبی میبینم و همیشه کسی در خواب هام منو نجات میده و بهم چیزهایی نشون میده که هیچ ربطی به من ندارن و خوابام جوری واقعین که گاهی تو خواب با بقیه حرف میزدم وقتی بیدار میشدم بهم میگفتن در بیداری همیشه حس میکنم کسی من رو نگاه میکنه و مراقبمه و اصلا نمیترسم و در خوابهام همیشه بش اعتماد میکنم میحوام بدونم من توهم میزنم یا دلیل حاصی داره

  13. همونطور که میدونین مغز ما دائم در حال دریافت اطلاعات از محیط اطرافمون توسط چشمها ، گوش وپوست مون به صورت های مختلف هستش . تمام این اطلاعات در مغز وجود دارده و در مواقع وشرایط مختلف می نتونن پردازش بشن و از اونها استفاده کنیم.معمولا در حالت بیداری ما بطور منطقی تری می تونیم از این اطلاعات استفاده کنیم . در حالت خواب هم مغز ما غیر فعال نیست و دریافت هاش از محیط ادامه داره و در خواب هم چون اراده ما و همشیاری ما بر فرایند تحلیل ها و پردازش های مغزی حاکم نیست مغز می تونه اطلاعاتی که از اول عمر ما وجود داره رو می تونه به هرصورتی پردازش کنه و ما اونو بصورت خواب ببینیم و به حافظه هم سپرده بشه و ما وقتی از خواب بیدار میشیم می تونیم بعضی از اونها رو بیاد بیاریم. در حالت خواب چون هوشیاری و اراده بر فرایندپردازش مغزی حاکم نیست می تونیم چیزی هایی رو خواب ببینیم که در خواب به راحتی امکان پذیره و اصلا اونها رو غیرمنطقی حس نمی کنیم مثلا خواب می بینیم بال در آوردیم و راحت همراه با پرنده ها داریم پرواز می کنیم و ناگهان خیلی سریع خودمون رو توی خونه می بینیم و با اطرافیانی که سالهاست از دنیا رفتن داریم حرف می زنیم و اصلا هم در اون موقع که داریم این خواب رو می بینیم احساس نمی کنیم غیرمنطقیه .حالا بستگی به اینکه تو چه مرحله ای از فرایند خواب ما این چیزها رو خواب ببینیم ممکنه وقتی بیدار می شیم مقداری از این اتفاقات رو بیاد بیاریم یا اصلا هیچکدوم رو بیاد نیاریم ولی این اتفاقی رو که خواب دیدیم در حافظه ماثبت میشه و بعدها از چند لحظه تا چند سال دیگه ممکنه در مواجهه با یک رویداد مشابه اون رو مغز ما بیاد بیاره و ما حس کنیم که این واقعه یا مکان یا فرد رو قبلا دیدیم.به نظر من خواب تماما یک فرایند فیزیولوژیک هستش و چیزی تحت عنوان اینکه روح ما در حالت خواب پرواز میکنه و به جاها ی مختلف در اینده و گذشته میره وجود نداره بلکه این پردازش و تحلیل های مغزی ما هستش که در زمان خواب به هر شکلی بدون تاثیر اراده و هوشیاری انجام میشه و در خواب با اطلاعات عظیمی که در مغز ما وجود داره جریانهای عجیب و غریب ساخته میشه و ما اونها رو بصورت خواب می بینیم. اگه دقت کنید گاهی اوقات تحریکات محیطی با خواب شما یا تداخل پیدا می کنه یا هماهنگ میشه . مثلا شما خواب می بینین که دوچرخه سواری می کنین و دارین هی بوق می زنین در همین حال شما ناگهان از خواب بیدار می شین و می بینین که کسی الان پشت در خونه شماست و داره هی زنگ میزنه . این زنگ زدن زنگ خونه با بوق زدن شما با دوچرخه در خواب تداخل پیدا کرده و تا شما هوشیار نشین تو خواب هی بوق می زنین چون مغز شما اطلاعات خودش رو بدون دخالت هوشیاری داره به این نحو پردازش می کنه کمک کم که این تحریک محیطی(زنگ زدن در خونه) شما رو از خواب بیدار می کنه و هوشیاری غالب میشه شما با واقعیت اصلی مواجه میشین که اون زنگ خوردن زنگ در خونه است.ما در خواب بعلت اینکه هوشیاری دخالت نداره معز می تونه میلیاردها اطلاعات خودش رو بصورت های مختلف کنار هم بذاره و پردازش کنه و نتیجه اش میشه انواع مختلف خواب ها که باز خود این خوابها هم اطلاعاتش تو مغز ثبت میشه حتی اگه ما بعد از بیداری اونها رو بخاطر نیاریم و این اطلاعات می تونه دوباره تو خواب های دیگه و یا در بیداری در مواجهه با برخی اشخاص ، محیطها یا اتفاقها ازشون استفاده بشه و ما حس کنیم این موارد رو قبلا یه بار دیدیم یا شنیدیم یا برامون اتفاق افتاده.