بیگ بنگ: “مارتین ریس” استاد بازنشسته کیهانشناسی و اخترفیزیک در دانشگاه کمبریج، ستارهشناس سلطنتی، یکی از اعضای خاندان اعیان بریتانیا، و رئیس اسبق انجمن سلطنتی می باشد. مصاحبه زیر در ترینتی کالج کمبریج توسط “مت وارن” صورت پذیرفته است. با بیگ بنگ همراه باشید و این گفتگوی علمی را مطالعه کنید.
جهان چقدر بزرگ است؟ و آیا فقط یکی از آن وجود دارد؟
افق کیهانی ما در یک قرن گذشته بسیار گسترش پیدا کرده است، با این حال برای وسعت دید ما یک محدودیت قطعی به نام جهان قابل مشاهده وجود دارد، این محدوده شامل همۀ چیزهایی است که از زمان بیگ بنگ یعنی حدود ۱۴ میلیارد سال پیش نورشان می توانسته به ما برسد. البته جهان قابل مشاهده ممکن همه واقعیات این جهان نباشد، و فراتر از این افق نیز احتمال ِ وجود دارد، همانطور که وقتی در قایقی وسط اقیانوس هستیم، اقیانوس در فراتر از افق دید ما نیز وجود دارد.
چیزی بیشتر از آنچه که ما در این افق کیهانی میبینم وجود دارد، اما چیزی که جالبتر از این موضوع است این است که ممکن است بیگ بنگ تنها بیگ بنگی کل هستی نباشد. ممکن است جهانهای دیگری در جایی که برای ما قابل مشاهده نیست نیز وجود داشته باشد، حتی ممکن است قوانین فیزیکی متفاوتی نسبت به قوانین فیزیکی جهان ما بر آنجا حاکم باشد، پس در مقیاس گسترده مفاهیم عجیب و جالب تری در کل گیتی وجود دارد.
در جهانی که ما می توانیم مشاهده کنیم، قوانین یکسانی در سرتاسر آن وجود دارد. ما میتوانیم کهکشانهای دوری را رصد کنیم که اتم هایی که نور از آنها تابیده میشود در آزمایشگاههای زمینی خودمان بررسی کنیم. اما قلمروهای فیزیکی هم ممکن است موجود باشند که قوانین به کلی متفاوتی داشته باشند. برخی ممکن است هیچ گرانشی نداشته باشند یا به اتمها اجازه شکل گرفتن ندهند.
حتی در جهان خودمان هم راه های بسیاری برای شکلگیری اتمها وجود دارد، و اگر جهان به اندازه کافی بزرگ باشد وجود یک سیاره مشابه زمین که همزادهایمان در آن زندگی میکنند امکانپذیر است. با این حال گسترۀ جهان باید خیلی بزرگتر از جهان قابل مشاهده باشد تا بتواند همه حالات تشکیل اتمها را در خود جای دهد. مطمئنا اگر واقعا یک همزاد داشته باشیم، بسیار بسیار دور خواهد بود، و احتمالا او هم همان اشتباهات ما را تکرار خواهد کرد.
بنابراین در این گستره وسیع، وجود بیگانگان چقدر محتمل است؟
ما می دانیم که سیارات بسیار زیادی وجود دارند که به دور ستارگان می گردند و همچنین میدانیم که خارج از کهکشان راه شیری نیز میلیونها سیاره وجود دارد که روی سطح آنها مانند زمین، آب می تواند به صورت مایع وجود داشته باشد. اما سوال اینجاست که آیا حیات هم روی آنها گسترش یافته است؟ ما هنوز از جواب دادن به آن عاجزیم.
ما حتی با اینکه می دانیم حیات چگونه ۴ میلیارد سال پیش با کمک انتخاب طبیعی، فرگشت یافته است اما هنوز قادر به درک منشا واقعی حیات نیستیم. (تبدیل مواد شیمیایی پیچیده به اولین تک سلولیهای تکثیر شونده چطور رخ داده است؟) خبر خوب این است که ما احتمالا در ۱۰ یا ۲۰ سال آینده به اطلاعات دقیقتری از منشا حیات دست خواهیم یافت و در آن زمان هم احتمالا به تکنولوژیهای پیشرفته تری دست پیدا خواهیم کرد که بتوانیم حیات بیگانه را در سرتاسر جهان جستجو کنیم.
اما اینکه احتمال وجود حیات بیگانه وجود دارد به معنای این نیست که این حیات از نوع هوشمند است. حدس من این است که ما سرانجام موفق به کشف حیات بیگانه خواهیم شد، منتها از نوعی متفاوت با خودمان. اگر ما به تاریخ خودمان بر روی زمین نگاهی بیندازیم، چیزی در حدود ۴ میلیارد سال طول کشیده است تا اولین تک یاختهها به تمدن پیشرفته امروزی تبدیل شود. اما اگر نگاهی به آینده بیاندازیم فقط طی یکی دو قرن آینده ماشین آلات فوق پیشرفتهای در دست خواهیم داشت، که مانندشان را اکنون نداریم.
به عبارت دیگر مدت زمانی که طی شده تا ما به عنوان حیات هوشمند به ماشین آلات پیشرفته دست یابیم تنها یک بسیار کوچکی از تاریخ حیات روی زمین است (چیزی در حدود سه الی چهار قرن در برابر میلیاردها سال از زندگی حیات روی زمین) بنابراین بسیار بعید است که ما موفق به کشف حیات بیگانه از نوع هوشمند و پیشرفته مثل خودمان باشیم.
آیا فکر می کنید که هوش ماشین ها آنقدر رشد می کند که به هوشمندی انسان شوند؟
خیلی ها شرط می بندند که ماشینها روزی دارای هوش انسانی شوند، سوال دوم این است که آیا این هوش لزوما به معنای آگاهی خواهد بود؟ یا اینکه صرفا به نوعی هوش محاسباتی محدود خواهد شد. اکثر مردم معتقدند که سرانجام روزی ماشینهایی با توانایی ذهنی بشری پدیدار خواهند شد.
بنابراین اگر روزی ابرمغزهای الکترونیکی در جهان ظهور کنند، چه سوالاتی ذهن پیشرفته آنها را به خود مشغول خواهد کرد؟
همانطور که یک شامپانزه نمیتواند درک کند در ذهن انسان ها چه چیزهایی می گذرد ما نیز از درک اینکه چنین اذهان پیشرفتهای به چه فکر خواهند کرد عاجز خواهیم بود. با این حال حدس من این است که آنها زندگی متفاوتی با ما خواهند داشت، آنها احتمالا نیازی به زندگی کردن روی زمین نخواهند داشت و خود را با زندگی در جاذبه صفر و نبود اتمسفر وفق خواهند داد تا زندگیشان محدود به سطح زمین باقی نماند.
بشر چگونه به کشف حیات بیگانه پاسخ خواهد داد؟
این اتفاق قطعا جهان را جالب تر می کند، اما منحصر به فرد بودن ما را نیز کمتر می کند. اما سوال این است که آیا ما با تواضع و لطافت با آنها برخورد خواهیم کرد؟ پاسخ به این سوال سخت است، اما چیزی که مطمئنیم این است که اگر روزی موفق به کشف حیات در نقطه ای از جهان شویم اتفاقی مهم در کهکشان خواهد بود و به احتمال زیاد ما خود را برای جا گرفتن در آن نقطه از جهان آماده خواهیم کرد. البته سفر به سرزمینی ورای منظومه شمسی چیز ساده ای برای انسان نخواهد بود، آن هم با وجود عمر محدود و کمی که ما داریم، مگر اینکه آن موقع بر پیری غلبه کرده و جاودانه شده باشم. که باز هم طی مسافتی به این فاصله بسیار دلهره آور خواهد بود. احتمالا این سفر برای ربات ها امکان پذیر باشد نه ما.
دوست دارید چه پیشرفتهای علمی در صد سال آینده رخ دهد؟
انرژی ارزان و پاک شود. به روش ساخت گوشت مصنوعی برسیم. که البته ایده دوم کمی کاربردی تر به نظر می رسد. و در کنار همه اینها به یک تعادل اساسی بین بینش علمی و توسعه مهندسی دست یابیم.
به طور کلی خطر نابودی نژاد بشر در آینده چقدر جدی است؟
من قبلا زمان زیادی را صرف این کردم که بفهمم بشر در آینده به چه شکلی با تهدید جدی مواجه خواهد شد. در این زمینه به دو تهدید جدی رسیدم. اول تاثیر جمعیتی بشر است. که با توجه به رشد سرسام آور آن در آینده و نیاز بالای آنها به استفاده از منابع بالاخره روزی آن را به پایان می رساند. و تهدید دوم سوء استفاده احتمالی و یا خطا در طراحی تکنولوژیهای بسیار قوی در آینده است.
در مورد تهدید اول می توان گفت که احتمالا در یک قرن آینده بشر به فکر توقف افزایش جمعیت باشد. اما تهدید دوم به احتمال زیاد به طور فزایندهای به گروههای خاص این قدرت را می دهد تا بر روی جهان تاثیر بگذارند. این واقعیت که جهان رو به سمتی می رود که همه چیز به کمک تکنولوژی هم متصل و مرتبط هستند بنابراین در حال حاضر بشر از این حیث نسبت به گذشته در آسیب پذیرترین حالت خود قرار گرفته است.
پس آیا تروریسم در یک قرن آینده به تهدید بزرگتری تبدیل خواهد شد؟
بله، چرا که با کمک فن آوری های جدید تروریستها توانایی بیشتری برای تاثیر گذاری بر جهان خواهند داشت. اما خطرات ساده تری هم با کمک این تکنولوژیها می توان متصور بود. به عنوان مثال در حال حاضر مهندسی بیولوژیکی روی ویروسها در آزمایشگاهها انجام می پذیرد، اما ممکن است در اثر یک خطا همه چیز از کنترل خارج شود.
استفاده از قدرت انرژی هستهای نیاز به امکانات بسیار زیاد، آشکار و به شدت محافظت شده دارد. اما امکانات مورد نیاز برای زیست فناوریها در مقیاس کوچک و به طور گسترده در دسترس است و می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد. بنابراین کنترل کردن آن بسیار سخت است.
ترجمه: امین میرزایی/ سایت علمی بیگ بنگ
منبع: space.com
لینک کوتاه نوشته : https://bigbangpage.com/?p=66206
خب این یعنی تمام حرف ها و نظریه هایی که در رابطه با وجود آدم فضایی ها در پایگاه های آمریکایی رو رد میکنه
با تشکر…
با تشکر از آقای میرزایی
سوالات بسیار زیبایی