بي نهايت – بخش اول

11
2795

بیگ بنگ: يكي از معجزه هاي انديشه اين است كه مي تواند از هر محدوديتي فراتر رود. اگر چه در عمل بن بستهاي زيادي براي پيشروي و نفوذ به درون هر چيزي وجود دارد، اما براي ذهن و انديشه موضوع فرق مي كند. بيشترين فاصله اي كه آدمي در فضا براي دور شدن از زمين طي كرده تا ماه بوده است. اين فاصله براي ذهن، گام اول نيز محسوب نمي شود!

mind cosmos

حتي تئوريهاي علمي نيز براي ذهن نوعي محدوديت است. مشاهدات علمي از دستگاه خورشيدي عبور ميكند، كهكشان راه شيري را با قطر صد هزار سال نوري در مي نوردد و تا ميلياردها سال نوري درون فضايي پيش مي رود كه ميلياردها كهكشان را درون خود جاي داده است. با اين حال اين فاصله نيز براي ذهن شروعي بيشتر نيست! نيوتن براي جلوگيري از رمبش جهان درون خود به خاطر جاذبه اجرام آسماني مجبور بود كيهان را بي نهايت فرض كند، اما با نسبيت عام و انحناي فضا زمان مي توان كيهان را محدود ، اما بي كران تصوير كرد. البته تصور ذهني آن براي كيهان سه بعدي ممكن نيست، اما در دو بعد، شبيه سطح كره زمين مي شود كه در عين محدود بودن، سطح آن هيچ انتهايي ندارد.

ديدن بي نهايت در چنين كيهاني همچون ديدن پشت سر است، چنين كيهاني در عين بي كرانگي ذهن را محدود مي كند. اما امروزه نظرياتي در حال رشد است كه كل اين كيهان ما را حبابي مي داند در ميان بي نهايت حبابهاي ديگر! بنابراين ديگر حتي محدوديت علمي نيز براي پرواز ذهن به سوي بي نهايت وجود ندارد. محدوديت ذهن فقط يك واژه است : بي نهايت. آيا بي نهايتي وجود دارد؟ حتي ذهن نيز براي پرواز به سوي بي نهايت كم مي آورد و خسته مي شود! مفهوم فلسفي خدا ناشي از اين خستگي است! بشر مطمئن بوده كه براي هر چيزي خالقي وجود دارد، اما نمي توانسته تا بي نهايت پيش رود، لذا با مفهوم خدا كه خالق همه چيز است، پرونده را مي بندد! دموكريتوس از فيلسوفان يونان باستان نيز در مسير دو نيم كردن ذهني اجسام تا بي نهايت خسته شد و مفهوم اتم را ساخت كه حد نهايي ذراتي است كه ديگر تجزيه نمي شوند!

از زماني كه عدد صفر در هند كشف شد، محدوديت اعداد نيز از ميان رفت. طولي نكشيد كه آدمي فهميد هر عدد بزرگي را مي تواند تصور كند، با اين حال هيچ عددي بزرگترين نيست، آيا آدمي در شمارش اعداد نيز خسته مي شود و پرونده آن را با معرفي يك عدد بزرگ مي بندد؟ براي رياضي اين اتفاق نيفتاد و در نهايت به كوشش رياضيدانهايي چون جورج كانتور، ريچارد ددكيند و … مفهوم بي نهايت درون رياضي جا خوش كرد. البته براي نمايش بي نهايت از يك عدد غول مانند استفاده نمي شود. علامت بي نهايت در رياضي ∞ است. اگر چه بي نهايت يك عدد نيست، اما رياضي مشكلي با مفهوم بي نهايت ندارد. اگر شما مقدار محدودي را بر بي نهايت تقسيم كنيد به صفر مي رسيد. اگر مقدار محدودي را بر صفر تقسيم كنيد به بي نهايت دست خواهيد يافت. نتيجه ضرب بي نهايت در صفر يك مقدار محدود خواهد بود. جمع دو بي نهايت برابر با بي نهايت است. در رياضي بي نهايت با بي نهايت مساوي نيست، لذا با كم كردن اين دو از يكديگر به مقدار مبهمي خواهيم رسيد.

mr-universe_00341499

زنون در دوران يونان باستان مي گفت كه ما هرگز نمي توانيم از عرض يك خيابان عبور كنيم، زيرا ابتدا بايد نصف خيابان را طي كنيم، سپس يك چهارم، يك هشتم و الي آخر. بنابراين براي گذر از خيابان براي هميشه در راه خواهيم بود! چالش زنون را مي توان عميق تر مطرح كرد. بدين صورت كه اصولا حركتي وجود نخواهد داشت، البته زنون مي دانست كه آدمي از خيابان عبور مي كند و اين معما را براي به چالش كشيدن انديشه طرح كرده بود! همه ما مي دانيم كه گذر از خيابان در زمان محدودي انجام مي پذيرد. نكته اينجاست كه در حين عبور از خيابان تقسيماتي كه زنون گفته بود، در انتها به قدري سريع صورت مي گيرد كه در نهايت به صفر رسيده و ما از خيابان رد مي شويم. اگر رياضي وار صحبت كنيم مثلا براي عبور از نصف خيابان به نيم دقيقه، سپس يك چهارم دقيقه، يك هشتم و الي آخر زمان نياز است. الي آخر يعني يك بينهايت ام دقيقه كه مساوي صفر است. اينجاست كه قدرت رياضي در استفاده از مفهوم بي نهايت روشن مي شود! پايان اين سري به صفر مي رسد و مقداري محدود است. آيا مي توانيد مقدار اين سري را محاسبه كنيد؟

نمي دانم شما نيز مانند من از ديدن يك صفحه شطرنجي بي انتها در تلويزيون لذت مي بريد يا نه. آدمي احساس مي كند كه اين صفحه هيچ محدوديتي ندارد و مرزهاي آن تا بي نهايت ادامه دارد. نيلز بور، فيزيكدان معروف دانماركي مي گفت انسان با مشاهده دريا ، حس مي كند بخشي از بينهايت را در اختيار دارد. به همين ترتيب، در يك ساحل زيبا، طلوع و غروب خورشيد بسيار دلپذير است، چرا كه احساس مي كنيم خورشيد همچون شقايقي سرخ از بي نهايت مي رويد و در بي نهايتي ديگر فرو مي رود! مشاهده آسمان شب زيباست، زيرا هيچ انتهايي در دل آن ديده نمي شود. همينطور است براي گم شدن ريل ، جاده يا يك رود خانه خروشان در افقهاي نامعلوم!

ادامه دارد »»»

نويسنده : احمد مصدر / بیگ بنگ



ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

11 دیدگاه‌ها

  1. هرجه تابع زمان و مکان باشد انتها نداشته و نابود شدنی و ابدی است و قبل از انفجار بینگ بنگ و بوجود امدن کهکشانها این فضا و کیهان وجود داشته و دارد و نابود مخواهد بود و نابود نمی شود و این فضای بی نهایت سر منشا حیات در کرات زمین که حیات در ان وجود دارد و کرات دیگر همانند زمین حیات است چون این کهکشان ها و منظومه شمسی در کیهان بی نهایت در حال حرکت است

  2. مرحله بعد از بی نهایت چیست؟ مرحله بعدی تعالی است انتهاهای بی نهایت چگونه ادامه می یابد؟ رو به سوی تعالی می رود تعالی همان چیزی است که خود گل به سایه گل دارد

  3. بنام خدا. برادر محترم ، برخلاف آنچه در مقاله امده که« مفهوم فلسفی خدا ، ناشی از خستگی از مفهوم بی نهایت است! » باید عرض کرد که برعکس است ؛ زیرا خدا موجودی بینهایت است.

  4. چه کار خوبی می کنید که بیوگرافی مختصری از نویسنده مطلب می نویسید. اینطوری آدم شاید یه کم بهتر بتونه اعتبار مطلبی رو حدس بزنه.
    ممنون

  5. دیدن آسمان بیکرانه .ووجدا ن آدمی که هردونشان از بیکرانگی دارند.لذت بخش است.عرفان هند بخصوص اشوراجنیش
    درکتاب ضربان قلب مطلق .حرفهای شنیدنی دارد.مادیت هرگزقادر به توضیح بی نهایت نخواهد شد.

  6. با سلام و تشکر فراوان از گردانندگان سایت.
    من از روزی که با این سایت اشنا شدم هر روز بهش سر میزنم تا از جدیدترین اخبار و مقالات با خبر بشم.
    از همین سایت هم بود که با کسی مثل جورج کانتور و کارهاش روی مفهوم بی نهایت اشنا شدم البته بصورت .
    امیدوارم که با توجه به دنباله دار بودن این بحث بطور مشروح تر و عمیق تری ارایه بشه و یا حتی المقدور منابع برای مطالعه بیشتر معرفی بشه.
    بازم تشکر بی نهایت دارم از دست اندرکاران سایت.

  7. اینکه فضا محدود اما بی کران است یک نظریه بیشتر نیست به هیچ وجه نمی توان نسبیت عام را برای توصیف کل جهان به کار برد قرار نیست که همه چیز شبیه هم دیگر باشند!

  8. این مطلب یکی از بهترین مطالب سایت تا حالا بود ! چون راجع به بی نهایت و پاسخ ریاضی به بی نهایت بود!
    هیچ چیزی مهمتر از بینهایت نیست !