حقیقت تناسخ چیست؟

34
676

بیگ بنگ: آیا همه‌ی ما ساکن کالبدی هستیم که زندگی‌های پیشینی را تجربه کرده است؟ این ایده‌ی فریبنده ای است که خیلی از مردم از جمله شرلی مک لینِ بازیگر و دالایی لاما(رهبر بوداییان تبت) به آن اعتقاد دارند. همانطور که انتظار می‌رود، اثبات علمی اینکه یک شخص زندگانی‌ای قبل از تولد داشته است، کار ساده ای نیست.

به گزارش بیگ بنگ، شواهد قابل استفاده باید به شکل اطلاعات و جزئیات ویژه ای دربارۀ زندگی های پیشین باشد که هیچ‌کس دیگری از آن‌ها اطلاع ندارد. حتی بهتر است شامل اطلاعاتی باشد که ابهاماتی را حل می‌کند. مثلا اگر شخصی ادعا می‌کند که آملیا ارهارت یا جیمی هوفا (یا سال‌ها بعد ناتالی هالووی) بوده است، باید معماهای پیرامون سرنوشت آنها را حل کند.

با اینکه میلیون‌ها نفر از مردم به تناسخ اعتقاد دارند اما افراد اندکی ادعا می‌کنند خاطراتی را از زندگی پیشینشان به یاد دارند. معمولا این تجدید خاطرات در طول یک تکنیک روان درمانی بحث برانگیز (و اصولا بی اعتبار) به نام “برگشت به زندگی گذشته”، اتفاق می‌افتد. در واقع بهترین نمونه‌ی تناسخ از این طریق پیدا شده است.

بردی مورفی

معروف‌ترین نمونه‌ی زندگی پیشین، بردی مورفی بود. بردی زنی ایرلندی در قرن ۱۹ میلادی بود که ویرجینیا تای اهل کلرادا، ادعا کرد در زندگی پیشینش بوده است. ادعای شگفت انگیز وی در سال ۱۹۵۲ و در طول یک جلسۀ هیپنوتیزم غیرحرفه ای توسط موری برن استین، اتفاق افتاد. تای تحت هیپنوتیزم  -با یک لهجه‌ی ایرلندی- خاطراتی را مربوط به زندگی پیشینش در دهه‌ی ۱۸۰۰ در شهر کورک- ایرلند و شامل تولدش در ۲۰ دسامبر ۱۷۸۹، زندگی، ازدواج و مرگش در سال ۱۸۶۴ بیان کرد. داستان تای در نگاه اول بسیار قانع کننده است؛ او هیچ وقت در ایرلند نبوده است و احتمالا نمی‌توانسته بسیاری از جزئیاتی را که به خاطر آورده است بداند مگر اینکه، یک قرن پیش آنها را زندگی کرده باشد. برن استین یک کتاب پرفروش در این مورد و بردی مورفی نوشت که تأثیر جهانی دربرداشت.

نگاهی دقیق تر

زمانی که روزنامه‌نگاران محقق برای بررسی این ماجرا به ایرلند رفتند، داستان بردی مورفی شروع به فروپاشی کرد. درحالی که برخی ادعاهای کلی اثبات شدند، اما واقعا هیچ مدرکی مطابق با اکثر خاطرات تای توسط محققان پیدا نشد. هیچ پیشینه یا نوشته ای مربوط به بردی مورفی که در آن تاریخ ها متولد شده و وفات کرده باشد، وجود نداشت. کسانی که تای به عنوان بردی مورفی با آنها مواجه شده بود از جمله همسرش و دیگران، هرگز وجود نداشته اند.

به نظر می‌رسد که برن استین و ناشرانش آنقدر برای استفاده از این فرصت برای شهرت و منافعشان اشتیاق داشتند که از بررسی تطابق ماجراهای مورفی با واقعیت‌های تاریخی، غافل شدند. بعدها مشخص شد که تای در دوران کودکی وقتش را با همسایه ای که یک مهاجر ایرلندی بوده( اتفاقا به نام بردی مورفی) می‌گذرانده و جزئیاتی در مورد ایرلند، با لهجه‌ی ایرلندی دریافت می‌کرده است.

برخی معتقدند که تای عمدا این داستان را ساخته بود. اما احتمال قوی تر این است که او به صورت ناخودآگاه آن را با استفاده از تصورات و قسمت هایی از خاطراتش به وجود آورده بود. ده‌ها سال تحقیقات روان شناسی نشان می‌دهد که انسان تحت هیپنوتیزم می‌تواند به صورت واقعی، به تفصیل و به عنوان اول-شخص، وقایعی را نقل کند که هرگز تجربه نکرده است. دانشمندان نشان داده اند که اعتقاد به تناسخ احتمالا با اشتباهات حافظه مرتبط میباشد.

افراد اغلب تحت تأثیر ترغیبات اشتباه درمانگر به باور تصورات خود می‌رسند. همین روش ِ روان شناختی به توضیح بسیاری از داستان‌های مربوط به “شاهدان عینی ربایندگان توسط بیگانگان” نیز کمک می‌کند. به همین صورت اگر هر روح یا کالبد بین نسل ها در قرون متمادی حرکت کند و جابه جا شود، کمی ریاضیات ساده نیز به باور زندگی های پیشین پایان می‌دهد. بهترین ارزیابی این است که در حال حاضر حدود ۷ میلیارد انسان روی کرۀ زمین زندگی می‌کنند. در حالی که در حدود سال ۱۸۰۰ کمتر از ۱ میلیارد انسان زندگی می کرده است. پس ۶ میلیارد روح جدید در طول ۲۰۰ سال گذشته از کجا آمده اند؟

آیا هر انسان در زمان پدربزرگِ پدربزرگ های ما ۶ روح در خود داشته است؟ اگر “بهترین نمونه‌‌ی تناسخ” توسط بررسی های دقیق کنار گذاشته می شود، به نظر نمی‌رسد ادعای خانم های خانه دار امروز مبنی بر ژاندارک یا کلئوپاترا بودن در گذشته، اعتبار بیشتری داشته باشد. یک صنعت روستایی پیرامون تناسخ وجود دارد که در آن “کارشناسان” در مورد این موضوع کتاب هایی می‌فروشند، سمینار برگزار می‌کنند و “بازگشت به زندگی گذشته” را به مشتریان ساده دل پیشنهاد می‌دهند! پس به نظر می‌رسد تا زمانی که ارواح در رفت و آمدند، داستان های تناسخ همچنان با ما خواهند بود!

ترجمه: زهرا دوست محمدی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: Livescience.com


34 دیدگاه ها

  1. شخصا به تناسخ به صورت قاطع باورمند نیستم ولی با اینکه به آن مشکوکم آنرا کاملا هم رد نمیکنم نمیشود سیر قهقرایی در زمان توسط هیپنوتیزم رو کاملا رد کرد و در عین حال شک برانگیز هم میباشد. کتابهای زیادی راجع به این دست مسائل مطالعه کرده ام مثل کتابهای مایکل نیوتن و همچنین ویدیوهای زیادی هم تو یوتیوب دیدم و نمیتونم این مسئله رو به این راحتی فاقد اعتبار بدونم ولی به نظر مشکوک هم میاد و شاید برنامه جدید سرمایه داری در جهت ایجاد اندیشه معنوی عوام پسندی میباشد تا بوسیله آن هم هزینه های جامعه خود را کم کنند و هم با ایجاد نوعی تخدیر جدید جوامع انسانی رو سرگرم کنند و عده ای دانشمند نما هم در این راستا مستند سازی های زیادی کرده اند.

      • با سلام به شما من تا استدلالی برام مثل دو دوتا چهارتا نباشه نمیتونم بپذیرمش در عین حال اگر شواهدی براش موجود باشه اون رو انکار نمیکنم تا زمانی که مشخص بشه آیا تفسیر درستی از داده ها شده و یا شواهد درست هستند یا نه. در پس قضیه تناسخ توجیهات منطقی وجود دارد و البته با پذیرفتن پیش فرض هایی که پایه و مبنای این توجیهات هستند، یعنی همان جاودانگی روح که جوهره انسانی رو تشکیل میدهد. البته دلیل نویسنده بر رد تناسخ هم جواب دارد اینکه تعداد انسانهای موجود در روی زمین بسیار بیشتر از تعداد انسانهای قرون گذشته بوده به این معنی نیست که تناسخ دروغ است زیرا مدعیان تناسخ نمیگویند که تمامی انسانها این تجربه رو از سر گذرانده اند بلکه میگویند بیشتر ارواح در حال حاضر ارواح جوانی هستند که تازه شروع به تجربه دنیایی خود نموده و در ضمن چرخه تناسخ نیز چرخه بینهایتی نیست و محدود است و یک روح پس از تجربه چندین زندگی مادی دیگر تناسخ نمیابد زیرا تجربه زندگی مجدد مادی چیزی به او و آگاهی معنویش نمی افزاید لذا کمال را در عوالم دیگری تجربه خواهد کرد، پیشنهاد میکنم کتاب سفر روح نوشته مایکل نیوتن و سرنوشت روح رو از همین نویسنده مطالعه فرمایید. کتاب اول ترجمه شده و کتاب دوم انگلیسیش تو نت پیدا میشه البته پیشنهاد میکنم هر دو کتاب رو به زبان اصلیش مطالعه کنید چون مترجم به نوعی در ترجمه متن خیلی دقت به خرج نداده و یا مطابق باسلیقه اش جاهایی رو دستکاری کرده و چند ده کتاب دیگه راجع به تناسخ هست (سرچ کنید reincarnation)و شواهد دیگری هم غیر از این خانم بردی مورفی بوده مثلا خانم Shanti Devi

  2. به عقیده بنده همانطور که در متن هم اشاره شد هیپنوتیزم مبنای دقیق تجربی و قابل ارجاعی ندارد و میتواند پاره ای از تصورات و گاهی نیز منتج از فیلمها و عکسهایی که فرد در بیداری دیده باشد.

  3. شخصا ب تکرار زندگی اعتقاد دارم ولی به تناسخ ن! تناسخ ناقصه چون میگه زندگی ها تا ابد تکرار میشه اما اینجوری نیست و متأسفانه اینجا نمیتونم کامل توضیح بدم

  4. دوستان خود تناسخ رو هم به نوعی شبه علمه چون که هیچ توضیح منطقی ندارد وفقط رگ وبوی علم رو داره (مرز میان شبه علم و علم خیلی کمه و تفاوتش سخت )اگر تاسخ رو زیر میکروسکوپ علم ببریم هیچ حرفی برای گفتن نداره و ار طرفی دلایل عقلانی و منطقی که علم تایید کنه هم نداره

  5. به نظرم اینجور چیزهای ماورایی رو اصلا نمیشه تو بحث علمی گنجوند چون دانش بشر خیلی محدود هست و اینکه اینم مطرح شده که جهانهای موازی وجود دارن و لزوما نمیشه گفت روح در زندگیه قبلی فقط توی این جهان بوده و متونه در بینهایت جهان موازیه دیگه زیست داشته باشه… من شخصا به سیر صعودیه روح در جهانهای مختلف معتقدم و اصلا هم از دید علم و منطق بهش نگاه نمیکنم چون انسانها و علمشون خیلی خشک هستن!

    • دیدگاه افلاطون دررابطه با عالم مثل به اصل و فرعی بودن عالم وموجودات اشاره داره و اینکه عالم مادی ما سایه هایی از عالم حقیقی مثل هستند و رابطه مشهودی با مفهوم تناسخ نداره

  6. من شخصا به تناسخ از دیدگاه عام اعتقاد ندارد، ولی بیاییم فرض کنیم که ما قبل از تولد میلیارد ها سال هیچ بودیم، و در یک تاریخ مشخص متولد شدیم، حال بعد از مرگ چطور؟؟؟ بعد از مرگ هم دوباره به همان حالت اول ( هیچ ) میشویم، و امکان آن وجود دارد که این چرخه ادامه پیدا کند،
    ( چرخه ی تولد و مرگ )….

  7. قبل از تولد و بعد از مرگ انسان زمان به این شکل و مفهومی که در این دنیا درک میکنیم نیست! به همین دلیل میلیاردها سال قبل و بعد از زندگی انسان در این دنیا ، وجود نداره. زمان یه مخلوقه و در جهان های دیگه یا نیست یا به شکل دیگه در ابعاد بالاتر خواهد بود.

  8. تناسخ تو ذهن من به این شکله که وقتی میمیریم بندمون تجزیه میشه و میلیونها از “من” جزئی از کل طبیعت میشه و شاید تقدیرمون به نحوی (مثل تبدیل شدن مولکولهامون به میوه از طریق خاک،و خورده شدن اون میوه توسط انسان و تبدیل شدن به اسپرم و در نهایت حلول تو یک بدن مادی دیگه) مارو به زندگی به عنوان یه انسان دیگه برگردونه،شاید ۱۰۰ سال طول بکشه که این اتفاق بیافته! این ابهامی تو زمینه افزایش جمعیت هم نداره! واسه من کافیه همین تفکر.

  9. دوستانی که می‌فرمایند در قدیم تعداد انسانها کمتر از الان بوده و طبق تناسخ باید تعداد روحها باید ثابت باشد اما الان چون تعدا روح ها افزایش یافته پس تناسخ رد میشه.
    در جواب این دوستان میشه اینطوری هم استدلال کرد چون رد زمان گذشته بدلیل مشکلات بهداشتی و مسائلی از قبیل جنگ و حفظ بقا تعداد مرگ و میرها بسیار زیاد بوده و چون تعداد انسانها هم کم بوده یک روح برای بازگشت به جسم دیگر باید مدت زمان بیشتری رو انتظار می‌کشید با اصلاح تو نوبت میمونه اما حالا که میزان رشد بدلیل امکانات افزایش یافته دیگر اون نوبت و انتظار به حداقل خود رسیده و از کجا معلوم که تعداد روحها بیشتز از این هم نباشد و تو صف برای ورود به بدن دیگر باشند. البته این یک استدلال و دلیل بر صحت ماجرا نداره.

  10. دوستان عزیزی که میگید اگه تناسخ وجود داره پس باید تعداد روحها ثابت باشه ، یکم مطالعاتتون رو بیشتر کنید و سطحی نگر نباشید.شما فکر میکنین فقط کره زمین هست که حیات توش وجود داره؟فکر نمیکنید ممکنه انسانهای دیگر و یا موجودات زنده دیگه ای روی کراتی دیگه وجود داشته باشن و روح انسانها از جهانی به جهان دیگه منتقل بشه؟

  11. یک فرضیه زمانی میتواند قابل بررسی (توجه بفرمایید بررسی نه قبول یا رد ) باشد که هیچ ممرد ناقضی نداشته باشد .ادعای بردی مورفی میتواند تنها وهم و خیال باشد ولی توضیحات بیگ بنگ نیز هیچ پایه منطقی نداشته و نتیجتا ردیه قابل قبولی ارائه نداده است . این بحث مستلزم بحث و مدارک علمی قابل استناد میباشد که متاسفانه تاکنون در هیچ نوشتاری ( لااقل آنچه من دیده و یا خوانده ام )بطور قطع بیان و استدلال نشده است .

  12. بنظر من کل نظام هستی و قبل و بعدش کاملا مجهول بود و کاملا مجهول خواهد ماند حتی زندگی زمان حالمان هم مجهوله و اصلا دلیل و هدف زندگیمان هم مجهوله با اینکه علم اینقدر پیشرفت کرده و پیشرفت خواهد کرد هیچموقع انسان نخواهد توانست یک درصد از راز هستی رو اثبات کنه من خودم به تمام عقاید و نظریه هایی که تا به الان توسط فیلسوفان و مبلغان دینی و پیامبران و غیره گفته شده هم مشکوکم و هم باور دارم و هم باور ندارم چون درک و توانایی انسان خارج از اونه که به راز هستی و زندگی و قبل و بعدش پی ببره و هیچ موقع حرفها و کتابهای علمی یا دینی یا غیره اینو نتونستن ثابت کنن این نظر منه که تو دنیا به تنها چیزی که باید بی توجه ماند راز عالم هستیه چون زیاد فکر کنی نه تنها به جوابی نمیرسی بلکه مثل خیلی از فیلسوفان تاریخ دچار جنون میشی و اخرش روانی میشی و تک و تنها سر از بیابانها در میاری و یا خودکشی میکنی بهتره بگیم ما که نخواهیم تونست بهتره به روال عادی زندگی کنیم هرچی اتفاق بیفته خواهد افتاد

  13. از نظر من زندگی بعدی میتونه در قالب پروانه، کرم، انسان، یا هر موجود دیگه ای)که ممکنه حتی تو سیارات دیگه باشن) باشه و این جوابگوی این قضیه که میگین جمعیت ثابت نیست ، هست
    تازه اگه از جهان موازی و موجودات اونجا فاکتور بگیریم:|
    خلاصه از نظر من تعداد روح ها ثابته

  14. به نظر من تناسخ باید وجود داشته باشه
    چون هر شخصی باید زندگی های متفاوتی رو تجربه کنه مثلا کسی که لحظه تولدش میمیره نمیشه که زندگیش به کل تموم بشه . باید چه تو این کره یا کرات دیگه باز هم متولد بشه

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.