آیا زمان واقعی است؟

بیگ بنگ: در فیزیک، گذشته، حال و آینده هر سه یک چیز هستند. اما برای من و شما و هر کس دیگری زمان فقط در یک جهت حرکت می‌کند. این خطی بودن «پیکان زمان» نام دارد و بعضی از فیزیک‌دانان معتقدند گذر زمان تنها یک توهم است، این یعنی چیزی بنام زمان وجود خارجی ندارد. برخی دیگر نیز سر سختانه معتقدند زمان باید در کیهان وجود داشته باشد.

time-010به گزارش بیگ بنگ، فیزیکدانانی نظیر جولیان باربور براساس معادله ویلر- دوویت به این نتیجه رسیده اند که واقعا مفهومی بنام زمان در کل کیهان وجود ندارد، پس باید راهی را برای فرمول بندی فیزیک کوانتومی بدون استفاده از پارامتر زمان پیدا کرد. این دقیقا همان کاری است که کارلو روولی(Carlo Rovelli)، فیزیکدان دانشگاه مارسی فرانسه انجام داد. حدود ۱۰ سال پیش، روولی و همکارانش روشی را بسط دادند که به کمک آن می توان رویدادهای کوانتومی متوالی را در قالب یک رویداد واحد و بدون نیاز به استفاده از پارامتر زمان تبیین کرد. در واقع در این رهیافت جدید، مساله چگونگی همبستگی میان تمامی حالات محتمل آن کمیت تبدیل می شود. با توجه به آنکه به کمک این رهیافت روولی، می توان احتمالات مکانیک کوانتومی را با همان دقت رهیافت متعارف قبلی محاسبه کرد، بنابراین همان طور که روولی می گوید، ممکن است بتوان دینامیک جهان را به جای تحولات زمانی صرفا با شبکه ای از همبستگی ها توصیف کرد.

دین ریکلز، پژوهشگر فلسفه فیزیک در دانشگاه سیدنی می گوید:« رهیافت روولی، دیدگاه بی زمانی جهان را با دیدگاه حاکم در فیزیک متعارف هم راستا می کند.» به این ترتیب و براساس رهیافت روولی، اگرچه ما در ظاهر گذشت زمان را احساس می کنیم، اما این احساس در واقع صرفا یک توهم است و همانطور که جولیان باربور هم توضیح داده بود، حقیقت ماجرا به گونه ای دیگر است. طی تقریبا یک دهه ی گذشته، روولی به همراه آلن کان، ریاضیدان مشهور فرانسوی در تلاش هستند تا بطور دقیق تر بفهمند چگونه یک حقیقت بی زمان می تواند پندار گذشت زمان را برای ما به وجود آورد. براساس ایده ی آنها که فرضیه « زمان گرمایی» نام گرفته است. زمان نتیجه ی رفتار آماری جهان است؛ دقیقا همان طور که دما نتیجه ی رفتار آماری توده ی عظیمی از مولکول هاست.[مطالعۀ این مقاله بصورت کامل]

آلبرت اینشتین در ماه مارس ۱۹۵۵ میلادی، تقریبا یک ماه قبل از مرگش، نامه‌ای به خانواده‌ی دوست تازه متوفی‌اش، میشل بِسو، ارسال کرد که تا حدودی به مفهوم گیج کننده زمان در کیهان باز می گردد. اینشتین نوشته بود: «او حالا کمی زودتر از من از این جهان عجیب‌ و غریب رخت بسته است. ولی هیچ معنایی ندارد. کسانی مثل ما که به دنیای فیزیک اعتقاد دارند به خوبی می‌دانند که تمایز بین گذشته، حال و آینده توهمی بیش نیست؛ گرچه این توهم دیرینه و پایدار است.»

a-einsteinمشخص نیست که آیا خانواده بسو با این شکل درد و دل اینشتین آرام شده بودند با خیر، اما تقریبا تمام کسانی که فیزیک را درک می‌کنند می‌دانند که اینشتین درست گفته بود. ریشه این بحث به هراکلیتوس (۴۷۵-۵۳۵ قبل از میلاد) برمی‌گردد. او گفته بود که ویژگی اصلی کیهان، تغییرپذیری آن است. در نقطه مقابل او پارمِنیدیس بود که ادعا می‌کرد که چنین تغییری وجود ندارد. در سال ۱۹۴۹ و در جشن ۷۰ سالگی اینشتین، کورت گودِل عدم وجود زمان را با ریاضی برای اینشتین اثبات کرد. به نظر می‌رسد که طبیعت تحت سلطه قوانین جاویدان است که از گستره زمان خارج هستند.

از جمله مخالفان حرف اینشتین، لی اسمولین، عضو موسسه پریمتر در فیزیک نظری در کانادا است. اسمولین یکی از کسانی است که در فیزیک و کیهان‌شناسی معاصر ساز مخالف زده است؛ سرشار از ایده‌های رادیکال و یک بت‌شکن! در اواسط دهه ۹۰ میلادی او پیشنهاد داد که سیاهچاله‌ها جهان‌های کوچک را تولید می‌کنند. در اواسط دهه گذشته میلادی نیز او نظریه ریسمان را زیر سوال برد. ادعایش این بود که این نظریه نتوانسته تاکنون یک پیش‌بینی قابل‌سنجش را تولید کند. حتی در کتاب پرفروش خود «تولد دوباره زمان» در سال ۲۰۱۳، او ادعا کرد که زمان کاملا واقعی است و هیچ چیزی توان پیشی گرفتن از آن را ندارد، حتی قوانین طبیعت. چنین قوانینی مانند هر چیز دیگری به زمان حال وابسته بود و قابل تغییر هستند.

برخی از فیزیک‌دانان حتی از آوردن اسم اسمولین هم خودداری می‌کنند، اما حتی اگر او مرتکب اشتباه هم شده باشد، اشتباهش به طرزی جالب رخ داده است. اسمولین آشکارا گفته است که تثبیت مفهوم زمان برای زندگی روزمره ما فوایدی دارد. او می‌گوید: «اگر سیر زمان یک توهم نباشد، به زندگی ما ارزش و معنا می‌بخشد.» اسمولین می‌گوید:« این تصور که ما می‌توانیم چیزهای جدید ایجاد کنیم درست است. این امر جهان را مناسب‌تر برای زندگی می‌کند. ما می‌توانیم اراده آزاد و قدرت انتخاب داشته باشیم و این ایده‌ای است که من آن را آرامش‌بخش‌تر می‌دانم.»

time__کتاب جدید اسمولین که در آن نظریات پذیرفته شده در کیهان‌شناسی را زیر سوال می‌برند همراه با دانشمندی دیگر نوشته شده که از خود او نیز افراطی‌تر است. روبرترو مانگابِیرا اونگر استاد دانشکده حقوق هاروارد است. اونگر در کتاب «بیداری خود» می‌گوید: «ریشه تجربیات انسانی بی‌اساسی است – شگفتی وجودی ما و جهان ما، و اینکه همه این چیزها به این شکلی هست که می‌بینیم، نه شکلی دیگر… شگفتی‌ای که همراه با عدم درک و بیگانه بودن ما با جهانی است که خود را در آن یافته‌ایم. تغییری در زندگی که باید به دنبال آن باشیم این است که فقط یک‌بار می‌میریم… و نباید با تبدیل شدن به یک انسان پست، تمام خوبی‌های زندگی را بر باد دهیم. ما در این دنیا تلاش خواهیم کرد. نگرانی از آینده، ما را از آنچه اکنون در دستمان است دور می‌کند، یعنی زمان حال.»

شاید فکر کنید که کتابی که اسمولین و اونگر نوشته‌اند تبادلی بین علم و ارزش‌های انسانی باشد، چیزی شبیه گفتگویی که در دهه ۳۰ میلادی بین اینشتین و رابیندرانات تاگور برقرار شده بود. اما «کیهان‌ بی‌همتا و واقعیت مفهوم زمان» آنگونه نیست: در بخش اول آن، اونگر جهان و مفهوم بازگشت‌ ناپذیر و پیوسته‌ی زمان را کاوش می‌کند. در بخش دوم نیز اسمولین برخی از جنبه‌های زمان را باز می‌کند. در برداشت این محقق، کیهان – و به تابع آن زمان به عنوان بخشی از منحنی زمان و مکان – ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش و درست پس از بیگ بنگ پدید آمد. در ابتدا، جهان به طرز غیرقابل‌تصوری کوچک بوده و پس از انبساطی به اندازه تقریبا ۱۰ به توان منفی ۳۷ ثانیه، چیزی به عنوان «تورم کیهانی» منجر به رشد نمایی کیهان شد. در فرضیه چند جهانی آنها، جهان ما فقط یکی از جهان‌های ممکن است. زمان واقعی بوده و قوانین طبیعت از زمان جدا نیستند. ریاضیات هم تنها توضیح خصوصیات این جهان است، و نه چیزی دیگر. کافکا یک‌بار پرسید: «اگر کتابی یک مشت محکم بر سر ما نزند و ما را بیدار نکند، پس چرا ما باید آن را بخوانیم؟ کتاب باید پُتکی محکم برای دریای منجمد درون ما باشد.» به نظر این کتاب نیز از آن دسته از کتاب‌ها باشد. البته این کتاب شاید برای اکثر خواننده‌های معمولی وزنه‌ی بسیار سنگینی باشد.

سایت علمی بیگ بنگ / منابع بیشتر: Quantum Gravity- Carlo Rovelli , theguardian.com

image_pdfimage_print
(32 نفر , میانگین : 4٫91 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=55859

سمیر الله وردی

کارشناس عمران، علاقمند به نجوم، کیهان شناسی، فیزیک و تکنولوژی های جدید می باشد و بعنوان نویسنده علمی- نجومی در وب سایت بیگ بنگ فعالیت می کند.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۱۸ پاسخ‌ها

  1. بهنام طیبی گفت:

    اگه زمان وجود نداره پس قانون دوم ترمودینامیک و انتروپی و پیکان زمان درباره چی حرف زدن تا این مدت؟؟؟؟؟؟؟؟
    وقتی همه موجودات زنده و غیر زنده روبه کهولت و مرگ میرن پس زمان وجود داره

  2. افسانه گفت:

    بطور کلی آنچه که در ذهن من میگذره اینه که : همونطور که ماده وجود داره اما در سطح کوانتومی ماهیتش فرق میکنه, زمان هم وجود داره اما در ابعاد کوانتومی میتونه ماهیت متفاوتی داشته باشه.

  3. غزال س گفت:

    از کهولت ”موجودات” ”زنده” و ”خط سیر زمان” صحبت میشود

    ”موجود”
    ”زنده” یا حیات

    میتوانند تعاریف جدیدی داشته باشند.
    این ممثال را شنیده ایم که اگر از فاصله زیادی از سیاره ای به زمین نگاه کنیم مثلا دهه ۷۰ را میبینیم نه ۲۰۱۶ را ، این به دلیل پیمودن نور تا رسیدن به ”ناظری” است که در آن سیاره قرار دارد.

    پس زمان وابسته به ناظر یا ”آگاهی” است. مکانی که آگاهی در ”فضا” متوهم میشود، ”خط سیرزمان” را برای او مبناگذاری میکند

    زمان قتی انتزاع می شود که آگاهی یا ناظر به دلایلی بر آن نقطه بخصوصی که زمان را برایش تعریف کرده، تثبیت شده است
    مثلا اگر ناظر قابلیت ادراک در سطح کوانتومی را داشت آیا هنوز متوجه خط سیر زمان و ”مشاهده” رو به بی نظمی رفتن همه چیز بود؟

    گفته اند تمام آنچه که زندگی کرده اید یک چشم برهم زدن یا کمتر است

    آیا تمام معادلاتی که با قبول پارامتر ”این” زمانی که ما می فهمیم تعریف شدند قادرند تمام حقیقت را تعریف کنند؟

    یا مفاهیم نیز به بازتعریف دارند؟

    • محمد حسين چراغي گفت:

      غزال من با حرفت تا حدودی موافقم
      و به نوعی هم در حال اثبات فرضیات هم از طریق معادلات ریاضی هستم. اگر شد بعدا فیزیکی.
      زمان نسبی است به نظرم.
      خوشحال میشم در مورد نظراتت بیشتر آگاهی پیدا کنم چون احساس میکنم همراستا هستیم و بتونی در بسط تفکراتم کمکم کنی

  4. پوریا گفت:

    غزال بحث علمیه نه فلسفی . منظور فیزیک زمانه.

  5. پوریا گفت:

    اینا که نگفتن زمان رو زندگی ما تاثیر نداره یا بدرد نمیخوره یا حس نمیشه بحث سر اینه که واقعا از نظر فیزیکی وجود داره یا نه. به نظر من آقای انیشتینی که فضا و زمان رو به عنوان چهاربعد به اون خوبی تعریف میکنه جالبه که میگه زمان توهمه حتما یه چیزی میدونسته.البته شایدم اشتباه کرده ولی نظریش با ارزشه.

  6. مريم گفت:

    گذشت زمان یعنى گذشته و آینده هم مثل داشتن اختیار از توهم ذهن ناشى میشه! تنها چیزى که میشه در موردش صحبت کرد عمق بینهایت زمان این لحظه اس

  7. غزال س گفت:

    پوریا، تعریف شما از ”فیزیک” چیست؟
    دو) تعریف شما از علم چیست؟
    سوم) آیا هدف علم و فلسفه رسیدن به حقیقت است؟
    اگر هست، پس چه تعصبی است که مانع پیوند رشته ها برای ایجاد یک جهش باشیم تنها به این علت که حاضر به باز تعریف نیستیم

    چهارم) آیا رشته هایی مثل فلسفه علم، یا علوم شناختی در واقع میتوانند مستثنی از فیزیک باشند؟

    معادلات، بر مبنای مفاهیم هستند و این دلیل نقصان های علم بشری است زیرا ادراک ما از مفاهیم مقدم بر فرمولبندی ها و جهتگیری هاست

  8. پوریا گفت:

    غزال جان اصلا بحث تعصب نیست کلا فیزیک یه چیزه فلسفه یه چیز دیگه و اینا هر دو تو جایگاه خودشون ارزش دارن به یک اندازه ولی نمیشه ازین قضیه چشم پوشی کرد که چیزی که فیزیک بعنوان حقیقت میشناسه کاملا متفاوته با چیزی که فلسفه بعنوان حقیقت میشناسه. برای مثال مقایسه کن نظر فیزیک با فلسفه رو درمورد خدا. حالا تو این مقاله سوال اینه که آیا زمان هم مثل سه بعد فضا وجود داره و قابل لمسه یا نه؟

  9. پوریا گفت:

    اینم بگم که از نظر من فلسفه فوق العادست

  10. غزال س گفت:

    ممنونم دوست عزیز

    چشم انداز واقعی شما از مساله من را خوشحال کرد که نه فیزیک را انتخاب کردم و نه فلسفه را

    فیزیک و فلسفه ای که سابجکتیو باشند و در خدمت ”حقیقت واحدی” نباشند مطمینا نمیتوانند جز یکی از فرم های ناقصی باشد که ذهن بشر بدلیل توقف در دیدن تصویر کامل در آن گرفتار میشود
    توقفی که نمیتواند سرنوشت مختوم یک محقق باشد

    باز هم سپاس برای تبدل نظر

  11. پوریا گفت:

    همچنین ولی متاسفانه حقیقت چیزه کاملا نسبی هست و این قضیه با نسبیت عام و خاص انیشتین تو فیزیک اثبات شده ولی تو فلسفه من اطلاعی ندارم.

  12. کیا گفت:

    مورد اول : انسان دارای محدودیت هست .انسان برای درک هرچیزی به ورودی های حسی خودش متکی هست ( گوش ، چشم ، بینی ، لامسه ، چشایی ، و انواع دیگر حواس درونی وابسته به ساختار بدن و مغز همچون گرسنگی ، تشنگی ، ترس ، درماندگی …..)
    مورد دوم : ما مفاهیم را با این ساختارهای ذهنی درک می کنیم .
    مورد سوم

  13. EngineContext گفت:

    زمان فقط برای فرار از آشفتگی و پریشانی است.

  14. محمد گفت:

    به نطر من زمان یه چیز قرار دادی برای درک بهتر زندگیه.چون اگه زمان نباشه دنیا غیر قابل تحمل میشه.

  15. امین گفت:

    با سلام و درود
    با در نظر نگرفتن زمان اونوقت مسئله اتساع زمان یا چیز هایی شبیه ان چه میشود؟آیا واقعا می تونیم چیزی که تاثیراتی از خودش داره رو در نظر نگیریم؟زمان وجود داره ولی برداشت ما از اون غلطه اون هم برای قرار دادن ثانیه دقیقه و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *