جهان چه اندازه بزرگ است؟

31
2175

بیگ بنگ: جهان هستی بزرگ است، اما چه اندازه بزرگ؟ پاسخ این سوال بستگی به این موضوع دارد که جهان ما محدود است یا نامحدود؟ حتی معنای کلمه ی بزرگ هم واضح نیست. آیا ما در حال حاضر در مورد اندازه ی جهانی‌ صحبت می‌‌کنیم که قابل مشاهده هست یا اندازه ی واقعی این جهان؟

universe-به گزارش بیگ بنگ، روشن کردن معنیِ کلمه ی “بزرگ”، سخت است. آیا در حال حاضر، ما در مورد اندازه ی واقعی‌ جهان صحبت می‌‌کنیم یا اندازه ی جهانی که در محدوده ی دید ما هست؟ پاسخ این سوال زمانی‌ سخت تر و پیچیده تر می‌‌شود که فرضیه دیگری هم مطرح می‌‌شود که آیا جهان محدود است یا نامحدود؟ یکی‌ از مشکلاتی که هنگام بحث در مورد اندازه ی جهان مطرح می‌‌شود، این است که جهان در حال گسترش و انبساط است. نور برای این که از کهکشان‌های دوردست به ما برسد، زمان زیادی را سپری می‌‌کند، در‌ مدتی‌ که نور این مسیر را طی‌ می‌‌کند، جهان همچنان در حال بزرگ شدن است. بنابراین، مشکلی‌ که در مورد این سوال مطرح می‌‌شود، این است که معنای مشخصی‌ برای فاصله در مقیاس جهانی‌ نمی‌توان در نظر گرفت. به همین دلیل، منجمان معمولا بر روی سرخ گرایی یا انتقال به سرخ تمرکز میکنند. هرچه این سرخ گرایی بیشتر باشد، کهکشان مورد نظر دورتر بوده و در فاصله ی دورتری از ما قرار گرفته است.

به عنوان مثال، دورترین کهکشانی که تا به حال مشاهده شده، را در نظر می‌‌گیریم. سرخ گرایی این کهکشان برابر ۷.۵ است. به کمک این عدد و محاسبه ی مدت زمانی‌ که نور طی‌ کرده تا از این کهکشان به چشم ما برسد، می‌توان فاصله ی این کهکشان تا زمین را تعیین کرد. در مورد این کهکشان به خصوص، با سرخ گرایی ۷.۵ این فاصله برابر ۱۳ میلیارد سال است. با دیدن این عدد، ممکن است اینطور نتیجه بگیرید که این کهکشان ۱۳ میلیارد سال نوری دورتر از سیاره ی ما قرار دارد، اما در حقیقت ۱۳ میلیارد سال پیش، جهان ما کوچکتر از این بوده است و در نتیجه کهکشان مورد نظر نزدیکتر به زمین بوده است. با در نظر گرفتن این نکته، پس از محاسبه ی این فاصله، عدد حاصل، ۳.۴ میلیارد سال نوری خواهد بود.

تصویری هنری از چند جهانی ناشی از تورم کیهانی
تصویری هنری از چند جهانی ناشی از تورم کیهانی

در حال حاضر، این کهکشان در فاصله ی بسیار بیشتری از زمین در مقایسه با عدد بالا قرار دارد. پس از اینکه نور از این کهکشان جدا میشود، کهکشان به دور شدن از زمین ادامه میدهد. در حال حاضر این فاصله ۲۹ میلیارد سال نوری است، عددی که قطعا از ۱۳ میلیارد بزرگتر و از ۳.۴ میلیارد هم بسیار بزرگ تر است. معمولا منظور مردم وقتی‌ در مورد اندازه ی جهان می‌‌پرسند، همین عدد(فاصله ی دورترین کهکشان تا ما) است. این فاصله، به عنوان فاصله ی در حال حرکت و البته فاصله و اندازه‌ای که ما اینجا قادر به دیدنش هستیم، شناخته می شود. حال سوال اینجاست که دید ما به چه فاصله‌ای محدود می‌‌شود؟ دورترین نوری که ما میتونیم ببینیم، از تابش پس زمینه ی کیهانی سرچشمه می‌‌گیرد، که سرخ گرایی در حدود ۱۰۰۰ دارد.

به این معنی که فاصله ی در حال حرکت برای تابش پس زمینه ی کیهانی، حدود ۴۶ میلیارد سال نوری می‌‌باشد. اگر خودمان را در مرکز یک کرهٔ بسیار عظیم در نظر بگیریم، جهان قابل مشاهده برای ما، قطری برابر ۹۲ میلیارد سال نوری خواهد داشت. حتی ما می‌‌دانیم که این فاصله ی قابل مشاهده هم، بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر همه ی جهان به اندازه ی همین محدوده‌ای بود که ما در حال حاضر می بینیم، میتوانستیم کهکشان‌هایی‌ که تمایل به جذب به سمت ما را دارند، ببینیم، در حالی‌ که ما چیزی نمی‌بینیم.

در حقیقت، ما هیچ کهکشانی که در یک نقطه ی به خصوص تجمع کرده باشد، را نمی‌بینیم. پس جهان برای همیشه میتواند گسترش و انبساط پیدا کند. این قضیه حتی عجیب‌تر از این هم می شود. برخلاف بعضی‌ از جنجال‌های رسانه‌ ای، اگر نظریه ی تورم کیهانی به اثبات برسد، اینطور به نظر می‌‌رسد که جهان می تواند، با تورمی بنام ” تورم ابدی” شکل گرفته باشد. اگر این فرضیه درست باشد، جهان قابل مشاهده برای ما صرفاً شبیه ِ حبابی است ‌درون دریایی بی‌ کران از جهان‌های حبابی دیگر. طبق ِ گفته ی داگلاس آدامز: « فضا بزرگ است، واقعا بزرگ، حتی نمی توانید باور کنید تا چه حد وسیع است. منظورم این است که ممکن است فکر کنید که یک مسیر طولانی در طول یک جاده است، اما این مسیر در مقابل عظمت ِ فضا به اندازه ی یک بادام زمینی است.» شما چه فکری می‌کنید؟ آیا جهان در حال گسترش تا بی‌نهایت است؟

ترجمه: تحریریه ی سایت علمی بیگ بنگ/ منبع: universetoday.com


31 دیدگاه ها

  1. سلام . یه سوال داشتم ، با عنایت به سن کیهان که ۱۳/۸۵ میلیارد هست و با توجه به شعاع ذکر شده کیهان فعلی ۴۶میلیارد سال آیا چنین میتوان نتیجه گرفت که کیهان با سرعتی معادل ۳/۳۲ برابر سرعت نور در حال انبساط بوده؟ ممنون میشه اگه کسی توضیح بده

    • درود، ابتدا باید توجه کرد که سال نوری در ستاره شناسی واحد فاصله هست، پس عدد « ۴۶ میلیارد سال نوری» صحیح میباشد. بصورت کوتاه باید گفت که با توجه به اندازه گیری های کیهان شناسی، خیر سرعت هم اکنون کیهان بیشتر از نور نیست. توضیحات زیر را بخواند:

      دانشمندان با نظریه ای بنام تورم کیهانی معتقدند که درست در ۱۰ به توان ۳۶- ثانیه پس از بیگ بنگ کیهان دچار انبساط سریعی شده که حجم آن، ۱۰ به توان ۷۸ برابر زیادتر شد. پیامد مستقیم تورم این است که کل جهان از ناحیهٔ کوچکی آغاز شده که به هم وابسته‌ است. بر طبق نظریه تورمی کیهان، در اولین یک تریلیون تریلیونیم ثانیه، نیروی ضد گرانش مرموزی باعث گسترش و انبساط جهان شده است، جهان در کسری از ثانیه با ضریب غیر قابل تصوری برابر ۱۰ به توان ۵۰ با سرعتی بسیار بیشتر از سرعت نور انبساط یافته است.(این موضوع ناقض گفته اینشتین نیست که هیچ چیز نمی تواند سریعتر از نور حرکت کند، زیرا این فضای خالی است که انبساط می یابد و تنها برای اجرام مادی است که سد سرعت نور نمی تواند شکسته شود.) مطالعه بیشتر در اینجا

      نکته مهم دیگر این است که سرعت گسترش کیهان در لحظات اولیه ی پس از شکل گیری جهان، بیشتر از سرعت نور بوده است که در بالا توضیح دادیم، اما هم اکنون سرعت انبساط جهان با توجه به اندازه گیری های ماهواره پلانک این سرعت برابر سرعت شگفت آور ۶۷٫۱۵ میلیون کیلومتر به علاوه یا منهای ۱٫۲ کیلومتر در ثانیه در هر مگاپارسک در حال انبساط است (پارسک یک واحد اخترشناسی است و تقریباً برابر ۳٫۲۶ میلیون سال نوری است). نظریه تورم و اطلاعات بیشتر

  2. به امید دیدن تصاویر شگفت انگیز جیمزوب که حتما کهکشان های دورتر از ۱۳ میلیارد سال نوری را هم رصد میکند .
    و این رقم فاصله نوری را تغییر میدهد ، چه بسا واقعا نامحدود باشد این کیهان.

    • به نظر من جهان بر پایه ریاضیات بنا شده،به همین دلیل اگه شما برای شمارش اعداد انتهائی قائل هستید برای این جهان هم انتهائی هست،جهان لامتناهی هست بدون شک

  3. با سلام وخسته نباشید خدمت تمام شما عزیزان راستش من در طول عمرم ساعتهای زیادی رابه فکر کردن در مورد سوالات اساسی فضا و زمان و…صرف کردم و در جایی هم جوابهایی برای خودم یافته ام که دوست دارم با شما عزیزان درمیان بگذارم و نظز شما را هم جویا شوم در خصوص مطلب فوق در باره مرزهای جهان وبی نهایت بودن ان به نظر من در جهان فیزیکی چیز ی به نام بی نهایت وجود ندارد چون ما در درون جهان زنگی وی کنیم قادر به تشخیض مرزهای جهان نیستیم همانگونه که انسانها ی چند قرن پیش تصور می کردند که زمین زیر پایشان بی نهایت و بی انتهاست ولی بعدها متوجه شدند که زمین کروی است و بی انتهایی ان به معنی جرخیدن چند باره بر روی سطح زمین می باشد بنظر بنظز منن جهان و فضا نیز به همین صورت است یعنی اگر یک سفینه از نقطه Aحرکت کند تا به نقطهzکه انتهای فضا است برسد در اصل به همان نقطه A باز گشته و Aمساوی با zاست اشتباه ما پر این است که بعد مسافت را بایک خط صاف محاسبه می کنید وغافل از اینکه فضا زمان قوص داردو چیزی به نام خط صاف وجود ندارد در خصوص نظریه تورم کیهانی این توجیح وجود دار د که جهان از دید ناظز نقطهA در حال انبصاط است وزمانی که نیمی از مسافت خود را طی کرد از دید ناظر نقطهzدر حال انقباض به نظر می اید در نتیجه چون نقطه AوZیکی هستند بعد از گذشت زمان مشخصی ما ناظر انقباض جهان خواهیم بود
    باتشکر
    غلامرضا اسدی
    غلا

    • در یک کلام واقعا این تفسیر محشر روان و عالی بود بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و بسیار به واقعیت نزدیکه مخصوصا مثال A&Z که برای من که اصلاعات کمی دارم قابل درک بود

    • بسیار زیبا و جالب توجه بود توضیحات و مثال تون!
      و من رو به فکر فرو برد..
      اما یک تفاوت کوچک در مثالهاتون نهفته است که نمیشه روی اون حساب کرد و توضیح دهنده ساختار کیهان و واقعیت هاش نیست.
      یعنی احساس کردم “قیاس مع الفارق” هست مثال تون.
      انسانهای چند قرن پیش رو مثال زده اید..
      که با چرخیدن چند باره روی زمین، به اشتباه فکر میکرده اند که زمین بی نهایت است..
      و A به Z رو مثال زده اید.
      مثال “راه رفتن بر روی زمین” یک مثال دو بعدی است.
      در حالی که جهانی که ما اکنون مشاهده میکنیم سه بعدی!
      یعنی اگر مثلاً یک تلسکوپ را در استرالیا قرار دهیم، و تلسکوپی دیگر را در شمال اروپا، چیزهایی که خواهیم دید، یکسان نخواهد بود!

      پس زیاد مطمئن نیستم از این بابت، که حرکت کردن در فضا هم، مثل مثال شما، رفتن از نقطه A به نقطه Z باشد.

      • دوست عزیز سوال شما کاملا درست است بقول فلاسه بودن یا نبودن مسٱله این است اگر خوب به محیط اطراف و زندگی روزمره عادی نگاه کنیم این فرض شما کانلا صحیح و اساس طبعت و جهان است مانند مرگ و زندگی بهار و زمستان و… یا در سایر علوم مانند کامپیوتر که بر اساس۰و ۱پایه ریزی شذه و تمام اطلاخات از طریق ۰و۱ انتقال می یابد در اصل این مطلب را می خواهم بگویم که بقول شما همه چیز یا هیج هر دو در کنار هم جهان را تشکیل داده اند وهرکدام به تنهایی بی مفهوم هستند پس نباید دنبال اثبات یکی برای نقض دیگری باشیم اما برای افرینش جهان وپی بردن به چگونگی پیدایش جهان باید برروی ریز ترین ذره جهان کوانتوم متمرکز شویم که از قانون شما پیروی می کند واساس کارش بر بودن ان یا نبودن ان است یک کوانتوم متواند در یک زمان در همه جا باشد ودر همان زمان در هیچ جایی نباشد شاید اژ نظر ما این امر غیر ممکن است ولی واقعیت دارد دلیلش هم اینست که ذره کوانتم محدودیت زمان ندارد فکر کنید که اکر زمان بز شما نمی کذشت چه کارهایی که نمی توانستید انجام دهید برای اثبات عدم وچود زمان برای کوانتوم دلایلی دارم که بعدا در همین جا خواهم گفت پس ما از همه چیز واز هیچ چیز خلق شدهایم

    • جهان پر از هیچ است که ما فقط هست ها ه دیده می شوند و یا دیده نمی شوند را می بینیم.مثلا در یک ذره که تشکیل شده از اتمهای مختلف هست،هر اتم با یک هسته ی بسیار کوچک(۰٫۰۰۰۱ وسعت اتم) و تعدادی الکترون(هر کدام حداکثر ۰٫۰۰۰۵ یک هسته ی اتم و ۰٫۰۰۰۰۰۰۰۵ فضای اتم) به وجود آمده،اما ما یک تکه ی آهن که با میلیاردها میلیارد اتم تشکیل شده که هسته و الکترونهای آن بخش کوچکی از اتم و تشکیل داده اند و بقیه ی فضای اتم خالی است را یک جسم سخت و بدون نفوذ و متراکم می بینیم در حالی که بیشتر حجم آن را هیچ تشکیل داده.
      پس نبودن ها در جهان میلیاردها برابر بودن هاست و فقط چون بودنها دیده می شود میگوییم چرا جهان از همه چیز تشکیل شده.

  4. بی نهایت یعنی چنددنیا ….ان تا کیهان….قوانینی متفاوت ……سرعت چرخش یک کهکشان نسبت به سیاره ما فوق العاده زیاده….بحث انرژی…..ابعادهستی…..سرعت نور……..درهمتنیدگیوبسیاری مجهولات همه هم براساس احتمالات…….

  5. سلام ,
    اگر دنیا را دارای نهایت فرض کنیم کاملا در اشتباهیم زیرا اگر به صورت خطی از زمین حرکت کنیم اگر برای مثال دیواری برای اخر دنیا در نظر بگیریم سوالی که پیش میاید این است که پشت دیوار چیست یا ضخامت دیوار چه مقدار است , اگر بصورت قوص در نظر گرفته شود که منطقی تر است بجز سوال در مورد ابعاد مثلا ارتفاع سوال دیگر این است که اگر زمین نقطه ۱ است پس انتهای جهان هم همین زمین نقطه۱ است پس فاصله نقطه ۱ تا ۱ یا صفر است که بدیهی است صفر نیست یا بینهایت است و اگر هم جهان را بی نهایت فرض کنیم باز هم در اشتباه هستیم زیرا بینهایت یعنی بدون اغاز و پایان و زمان و مکان . ذهن کوچک انسان قادر به درک این دنیا نیست و فقط با وصل شدن به دنیاست که می شه دنیا رو حس کرد و سکوت کرد و خو شحال بود .

    • نه دوست عزیز . ذهن و مغز انسان اونقدر بزرگ و قدرتمنده که اندازه کل این کهکشانها قدرت و درک و شعور داره ! اما متاسفانه مغز همه انسانهای روی زمین پر و متفکر نیست . متاسفانه مغز اکثر ادمهای روی زمین مثل یه هاردیسک میمونه که فضا و قدرت بسبار بالایی داره اما انسان نمیخاد کاملا ازش استفاده کنه ! اگر همه انسانها دست به دست هم بدن و متفکر باشنو تحصیلات رو ادامه بدن ببین چی میشه . مغز انسان حتی قدرت این رو داره که این کره زمین رو به حرکت دربیاره اما متاسفانه هنوز خیلی عقبیم !

  6. بنظر من ابتدا و انتهای دنیا به هم پیوسته است در واقع اینطور تصور میکنم که اگر دنیا به مانند کره زمین گردباشد تمام نقاط داخل سطح این کره به نقاط قرینه مقابا آن پیوسته است و چون مغز ما فیزیک سه بعدی را بیشتر نمیتواند درک کند لذا تصورفضای چند بعدی غیر ممکن میباشد و از طرفی قطر داخلی این کره ْآنقد زیاد است که اگر میلیاردها میلیارد کهکشان را در ان تصور کنیم نور اولین کهکشان وقتی به آخرین کهکشان که میرسد در نتیجه خود آن کهکشان با گذشت میلیاردها سال نوری تغییر شکل داده و به کهکشان دیگری شاید تبدیل شده باشد و برای همیت تصور میکنیم که دنیا پیوسته بی انتها میباشد ، البته تعیین قطر دنیا به نظر من میتواند در جهت عظمت بزرگی دنیا نقش اصلی را ایفاد نماید ولی چگونگی بوجود آمدن این دنیای در واقع همان بیگ بنگ و یا تئوری دیگری را جایگزین نمود باید منتظر بود تا دانشمندان در این خصوص تئوریهای قابل قبولی را بررسی و تائید نمایند.

  7. اگر به آخرین نقطه دنیا برویم ودر آنجا مرزی باشد بین جهان هستی و هیچ در نتیجه دورتادور هستی به صورت کروی هیچ است و این کره در هیچ معلق است من که باورم نمیشه اصلا شاید این کره خودش یکی از میلیارد ها کره ی دیگر باشد در هر صورت تصور محدوده برای دنیا خیلی منطقی نیست

  8. با درود و وقت بخیر : بسیار از مطلب علمی تهیه شده سپاسگزاری می کنم. درک بیشتر عظمت کائنات و خلقت با اعداد نجومی راحت تر میباشد و مقایسه اعداد نجومی با اعداد نجومی زمینی و اعداد فیزیولوژیکی بشری و حتی ابعاد اتمی؛ بهتر ما را به درک عظمت کائنات و خلقت آگاه می سازد.

    موفق و موید باشید !

  9. بزودی زود یک اتفاق عجیب خواهد افتاد. همه مقیاس های حجمی و زمانی و فیزیک و ریاضیات در مورد کلیت جهان هستی نقض خواهد شد چون ابعاد علم و مقیاس ها و قراردادهای ریاضی و فیزیک جهت جهان بی انتها طراحی نشده و به دلیل طراحی مقیاس ها دارای محدودیت هست در حالیکه واقعیت جهان هستی به زودی بعنوان نامحدود و بی انتها و اتم در اتم شناخته خواهد شد بگونه ای که تعاریف بطور کل عوض شود و در تعریف جدید دست نیافتنی ترین شاید خیلی از لحاظ مفهومی نزدیک به دست یافتنی ترین بشود. و این یعنی تسلیم شدن مطلق بشر در مقابل جهان واقعی.

  10. باسلام: دوستان از اینکه احتمال قوی باشه که کهکشناهایی بجز کهکشان ما و جهان ما وجود داشته باشه هست ! اما اینکه اگر از محدوده اجرام اسمانی که خیلی هم زمان میبره خارج شویم من به جرات میتونم بگم که چیزی وجود نداره و فقط بی نهایته ؛ همش اسمان تاریکه و هیچی نیست!شما یک قطره اب رو اگر بگزارید زیر میکروسکپهای قوی میبیند که توی یک قطره اب کلی زندگی وجود داره . خورده سنگ . میکروب و ……. و موجودات زنده ای مثل انسان , ما انسانها و این اجرام اسمانی و ستاره ها خیلی کوچک هستیم اما مثل یک مورچه که انسان رو غولی بسیار بزگر میبینه و ما مورچه رو بسیار کوچک . جریان جهان هم همینه .ممکنه موجوداتی حتی از انسان بزرگتر هم وجود داشته باشن! موجوداتی بسیار عظیم که البته بعید میدونم اما مثال سایز و اندازه رو میزنم! کل جهان هستی و کل کهکشانها بلخره یکجا به اتمام میرسن . این نیستکه بی نهایت سیاره و ستاره وجود داشته باشه شک نکنید!

  11. درود بر شما دوستان
    به نظرمن انسان وقتی میتونه درباره اندازه جهان نظر بده که دانشمندا به یک اتفاق نظری درباره شکل وابعاد جهان برسن .هنوز درباره نظریه هایی که ارائه شده ابهاماتی وجود داره اگر انسان به یک نظریه مثل نسبیت دست پیدا کنه وبتونیم اول تصویر درستی از جهان بدست بیاره اونوقت میشه درباره اندازه کیهان تحقیق کرد .
    با تشکر از big bang page

  12. یه مورچه هیچ وقت نمیتونه تصور کنه زمینی که توش زندگی میکنه تا چه حد از دانه سیبی که جلوش قرار گرفته و مورچه اونو بزرگ پنداشته چقدر بزرگ تره..ما برای بزرگی فقط بلدیم از اعداد و ارقام استفاده در صورتی که وسعت کیهان به مقداریه که هیچ کلمه و عدد و رقمی برای توصیفش ساخته نشده..هنوز هیچ مغزی گنجایش درکشو نداره..

  13. با درود به یاران طریقت فکرت.
    اگر جهان و یا جهانهای موجود را به یک تابلوی سیاهقلم تشبیه کنیم و قسمتهای سایه و روشن انرا با واژه های بودن و نبودن مترادف فرض کنیم , روشن است که هردوی این پدیده ها در برجسته کردن عناصر موجود در کلیت تابلو بیک اندازه نقش افرینی میکنند.بنابراین تفکیک این حقیقت که هست چیست و نیست کدام است برای هرکدام از ساکنان یکی از این دو وادی پهناور بسیار نامحتمل بنظر میرسد.
    شایان کفتن است, آنچه که برای ساکنان هریک از این عرصه ها مهم,ضروری و حیاتیست اینکه بتواند خطوط افراز را درست شناسائی کرده و ساختار شناخت
    خودرا براین اساس پیریزی کند. بعنوان مثال, یکی از پارامترهای بنیادی در عرصه دیدگاهها و محاسبات فیزیکی بعد زمان است که هنوز درک صحیح و تعریف بنیادی از آن در دست نیست و همچنان بر اساس مفروضات پیشین بکار برده میشود. و هنوز این پرسش اساسی پابرجاست که آیا پدیده ها در بستر زمان اتفاق میافتند و یا اینکه تحولات در پدیده هاست که بعد زمان را ترسیم کرده و عینیت میبخشند .همین پرسش بنیادی در مورد بسیاری از ابعاد فیزیکی که ما بکار میبریم ,مانند فضا, انرژی , ماهیت ذرات بنیادی و امواج گرانشی صادق است.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.