معرفی کتاب: نظم زمان

0
2001

بیگ بنگ: کارلو روولی فیزیکدان مشهور در این کتاب روشنگر و تسلی­‌بخش، علم و فلسفه و هنر را جمع می­‌کند تا راز یکی از بزرگترین معماها را بگشاید: معمای زمان.

نام اصلی: The order of Time
نوشته: کارلو روولی
ترجمه: مزدا موحد
ناشر: فرهنگ نشرنو
موضوع: فضا و زمان، کیهان شناسی
سال انتشار: ۱۳۹۸
تعداد صفحه: ۱۷۷

دانلود خلاصه کتاب

بخشی از کتاب: توقف می کنم و کاری انجام نمیدهم. چیزی رخ نمیدهد. به چیزی فکر نمی کنم. به گذرِ زمان گوش میدهم. این زمان است، آشنا و صمیمی. ما را با خود می برد. شتابِ ثانیه‌ها و ساعت‌ها و سال‌ها که ما را به سوی زندگی پرتاب می کند و بعد ما را به سمت نیستی می کشد… ما ساکن زمان هستیم همچو ماهیان در آب. وجود ما، وجود در زمان است. موسیقیِ باشکوهش ما را تغذیه می کند، دریچه‌ای رو به جهان برای ما باز می کند، نگرانمان می کند، ما را می ترساند و به ما آرامش می دهد. عالم، در حالی که توسط زمان کشیده شده به سمت آینده گشوده می شود؛ و وجودش مطابق نظمِ زمان است.

در اسطوره‌های هندو، رودخانۀ کیهان با تصویر مقدسِ شیوای رقصان نشان داده می شود: رقص او حافظ گردش عالم یعنی همان جریان زمان است. چیست که از این جریان عالم گیرتر و بدیهی‌تر است؟ و البته اوضاع کماکان کمی از این پیچیده‌تر است. واقعیتْ اغلب با آنچه به نظر می رسد تفاوت زیادی دارد. زمین به نظر صاف است اما در واقع کروی است. خورشید ظاهراً در آسمان می گردد در حالی که در واقع ما هستیم که می چرخیم. ساختارِ زمان نیز آنچه به نظر می رسد نیست: با این جریانِ همگن و فراگیر تفاوت دارد. من این را با شگفتیِ بسیار در کتاب‌های فیزیکیِ دانشگاه یافتم: زمان به گونه‌ای کاملاً متفاوت از آنچه به نظر می رسد، عمل می کند.

در همان کتاب‌ها این را نیز فهمیدم که نحوۀ واقعی عملکرد زمان را هنوز نمیشناسیم. سرشت زمان شاید بزرگترین معمایِ حل نشده باشد. حلقه های جالبی آن را به دیگر معماهای بزرگِ حل نشده وصل می کند: به سرشت ذهن، به منشأ عالم، به سرنوشت سیاهچاله‌ها، به خودِ وجودِ حیات بر روی زمین. چیزی اساسی ما را دوباره به سمت سرشت زمان می کشاند.

حیرت، منشأ میل ما به دانستن است، و این کشف که زمانْ همان که فکر می کردیم نبوده است باعث بهمیان آمدنِ هزاران پرسش می شود. سرشت زمان محور تلاش‌های یک عمرِ من در فیزیک نظری بوده است. در صفحاتی که می آید، روایتی از آنچه را از زمان فهمیده‌ایم و مسیرهایی را که در تلاش برای درک بهتر آن پی میگیریم بازگو خواهم کرد. در ضمن روایتی را نیز از آنچه هنوز نفهمیده‌ایم و به نظر من به تازگی بارقه‌هایی از آن ظاهر شده است ارائه خواهم کرد. چرا گذشته را به خاطر داریم و آینده را نه؟ آیا ما در زمان وجود داریم یا زمان در ما وجود دارد؟ معنی واقعیِ «گذشتِ » زمان چیست؟ ارتباط زمان با خصایص ما به عنوان فرد، با ذهنیت ما، چیست؟ وقتی به گذشت زمان گوش میدهم، به چه چیزی گوش میدهم؟

این کتاب به سه بخش نامساوی تقسیم شده است. در بخش نخست، چیزی را که فیزیک مدرن در مورد زمان فهمیده خلاصه می کنم. مثل این است که دانه‌ای برف در دست بگیرید: به تدریج، حین اینکه دارید بررسی‌اش می کنید، بین انگشتانتان آب می شود و ناپدید. ما عادت داریم زمان را چیزی ساده و بنیادین فرض کنیم که جریانی پیوسته دارد، جریانی مستقل از هر چیز دیگر، از گذشته به آینده و قابل سنجش با ساعت. وقایع عالم در طی زمان با نظم جایگزین هم می شوند: گذشته‌ها و اکنون‌ها و آینده‌ها. گذشته تثبیت شده و آینده نامعلوم است… و البته اینها غلط از آب درآمده است.

یکی پس از دیگری، ثابت شده است که خصوصیاتِ مشخصۀ زمان تقریبی‌اند: اشتباهاتی که چش‌مانداز ما به آن شکل داده است، درست مانند مسطح بودن زمین یا گردش خورشید. نتیجۀ رشد دانش ما، فروپاشیِ تدریجیِ درک ما از زمان است. آنچه ما «زمان » می نامیم مجموعه‌ای پیچیده از ساختارها و لایه ها است. با بررسی بیشتر و ژرف‌تر، زمان لایه‌هایش را یکی پس از دیگری از دست داده است.

بخش نخست کتاب روایتی از این فروپاشیِ زمان است. بخش دومِ کتاب، چیزی را که (پس از این فروپاشی) باقی مانده است توصیف می کند: چشم‌اندازی بادخورده و خالی که تقریباً هیچ نشانی از زمان‌مندی در آن باقی نمانده است. جهانی غریب و ناآشنا، ولی هنوز همان جهان که ما به آن تعلق داریم. مثل رسیدن به کوهستان مرتفع است، جایی که چیزی جز برف و سنگ و آسمان ندارد. یا شبیه احساس آرمسترانگ و آلدرین وقتی بر ماسه‌های بی‌حرکت ماه قدم نهادند. جهانی که اضافات آن زدوده شده است و با زیباییِ تهی و نگران کننده‌ای می درخشد. فیزیکی که موضوع کار من است، گرانش کوانتومی، تلاشی است برای درک این منظرِ افراطی و زیبا و پیدا کردن معنایی منسجم برای آن. برای جهانِ فاقدِ زمان.

بخش سوم دشوارترین بخش ولی در عین حال مهمترین بخش است و تنگاتنگ‌ترین رابطه را با ما دارد. در جهانی فاقدِ زمان، باید هنوز چیزی باشد که زمان مألوف ما از آن برآید، یعنی همان زمانی که نظم دارد، گذشتۀ آن با آینده‌اش متفاوت و جریانش یکنواخت است. باید زمانِ ما به نحوی حول و حوشِ ما زاده شود، لااقل برای ما و در مقیاسِ ما این سفرِ بازگشت است، بازگشت به زمانی که در بخش اول کتاب و در جستجوی الفبای بنیادین جهان گم شد. اکنون مثل یک رمان معمایی به دنبال مجرم هستیم: مجرمی که زمان را خلق کرد. یک به یک اجزای سازندۀ زمانِ آشنا را کشف می کنیم، اجزایی که دیگر ساختارهای بنیادین واقعیت نیستند، بلکه تقریب‌هایی سودمند برای ما موجودات فانیِ دست و پا چلفتی هستند: جنبه‌هایی از چشم‌اندازِ ما و شاید هم جنبه‌های اصلی در تعیین چیستیِ ما.

چون معمای زمان در نهایت شاید بیشتر در مورد خودمان باشد تا دربارۀ کیهان. شاید مثل اولین و برترین رمان معماییِ تاریخ،ا دیپ شهریار نوشتۀ سوفوکل، مجرم خودِ کاراگاه باشد. کتاب در این مرحله تنوری آتشین از آرا می‌شود، گاهی روشنگر و گاهی گیج کننده. اگر تصمیم بگیرید با من بیایید شما را به جایی می برم که به نظر من دانشِ ما از زمان به آن رسیده است: تا کرانۀ اقیانوس شبانه و پرستارۀ تمامی آن چیزهایی که هنوز نمیدانیم.

فهرست مطالب

شاید زمان بزرگترین معما است

بخش ۱: فروپاشی زمان

۱- از دست رفتن وحدت
۲- از دست رفتن جهت
۳- پایان اکنون
۴- از دست رفتن استقلال
۵- کوانتوم های زمان

بخش ۲: جهان بدون زمان

۶- عالم از وقایع ساخته شده، نه چیزها
۷- کاستی های زبانی
۸- علم دینامیک به مثابۀ ارتباط

بخش ۳: منابع زمان

۹- زمان جهل است
۱۰- چشم انداز
۱۱- چه چیزی از یک خاص بودگی بر می آید
۱۲- رایحۀ مدلن
۱۳- منبع ِ زمان
خواهر خواب

خرید کتاب از اینجا

سایت علمی بیگ بنگ: bigbangpage.com


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.