تکینگی سیاهچاله

بیگ بنگ: در مرکز سیاهچاله و شعاع صفر مشخصه ی جالبی وجود دارد. در این ناحیه انحنای فضا-زمان بی نهایت می شود و به عبارت دیگر میدان گرانشی به بی نهایت می رسد، به این ناحیه در مرکز سیاهچاله، تکینگی(Singularity) می گویند.

Singularityبه گزارش بیگ بنگ، تکنیگی بر اساس نسبیت عام، جرم یک سیاهچاله به طور کامل در داخل ناحیه ای با حجم صفر فشرده شده است. این ادعا بدین معناست که چگالی و گرانش این نقطه بینهایت است. علاوه بر این، خمیدگی فضا-زمان در این نقطه بینهایت خواهد بود. این مقادیر بینهایت باعث می شوند که بیشتر معادلات فیزیکی، از جمله معادلات نسبیت، کارایی خود را در میان مرکز سیاهچاله از دست بدهند. از اینرو فیزیکدانان این ناحیه، بی نهایت چگال با حجم صفر در مرکز سیاهچاله را “تگینگی” می نامند.

تکینگی در یک سیاهچاله غیرباردار غیرچرخشی، یک نقطه است؛ به عبارت دیگر ناحیه ای است که طول، عرض و ارتفاع آن صفر است. البته بر اساس مکانیک کوانتومی هیچ جسمی نمی‌تواند داری اندازه صفر باشد. بنابر تعریف مکانیک کوانتومی، مرکز سیاهچاله تکینگی نیست، بلکه ناحیه ای است که در آن مقادیر زیادی ماده در کوچکترین حجم ممکن فشرده شده است. از اینرو بین نظریه نسبیت و مکانیک کوانتمی بر سر تکینگی اختلاف نظر وجود دارد.

سیاهچالهدر صورتی که سیاهچاله چرخشی باشد(که براساس اکثر نظریات موجود، اغلب سیاهچاله ها چرخشی هستند) تکینگی آن بر اساس نظریات نسبیت، به شکل یک حلقه خواهد بود. این تکینگی که در مرکز سیاهچاله قرار دارد دارای ضخامت و عرض صفر است. در نظریه های فیزیکی وجود تکینگی نشان دهنده ارزش کاربردی نظریه است. به زبان ساده تر باید تعداد زیادی تکینگی در عالم موجود باشد. این امر بسیاری از فیزیکدانان ها را به جستجوی نظریه ی جدیدی درباره ی گرانش هدایت کرده است.

نظریه های گرانش کوانتومی مانند نظریه ریسمان ممکن است با در نظر گرفتن ابعاد بسیار کوچک که در آنها فضا- زمان طبق پیش بینی معادلات اینشتین رفتار نمی کند، مسئله ی تکینگی نادیده گرفته شده باشد و با این معادلات بتوان گامی برای حل این مسئله برداشت. هنوز نمی دانیم کدامیک از این نظریه ها درست هستند یا درستی آنها به تدریج اثبات خواهد شد ولی می دانیم که سیاهچاله ها وجود دارند. طبق مشاهدات رادیویی پرتوهای ایکس، در مرکز کهکشان ما و هر کهکشان دیگری که در عالم وجود دارد سیاهچاله ای وجود دارد. سیاهچاله ها اهمیت بسیاری دارند، فیزیک داخل محدوده ی این اجرام قطعا بنیادی است.

سایت علمی بیگ بنگ / منابع بیشتر: Black hole , Gravitational singularity

Brian Cox – Wonders of the universe

Robert T. Dixon – Dynamic Astronomy

image_pdfimage_print
(35 نفر , میانگین : 4٫54 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=39642

سمیر الله وردی

کارشناس عمران، علاقمند به نجوم، کیهان شناسی، فیزیک و تکنولوژی های جدید می باشد و بعنوان نویسنده علمی- نجومی در وب سایت بیگ بنگ فعالیت می کند.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۱۰ پاسخ‌ها

  1. ahmad گفت:

    یک سوال دارم_ داخل فضای پلانک چیست؟ آیا در ریزترین ابعاد ریز سیاهچاله ها وجود دارند؟ آیا درون فضای پلانک همان درون سیاهچاله است؟

  2. mojtaba گفت:

    داخل فضای پلانک در واقع به پیش از ظهور فضا و زمان که جهان مادی را در بر گرفته اند برمیگردد، بنابراین اگر کوانتومی بنگریم، هر چه باشد صددرصد از جنس فضا و ماده و در زمان هرگز نمیتواند باشد، از طرفی جوهر حقیقی جهان است که بایستی منشا نوسانات کوانتومی، خلا کوانتمی، فضازمان کوانتومی، عامل ایجاد مفهوم بنیادی و ناشناخته انرژی، چکونگی مکانیسم تولید جرم مرتبط با کوانتاهای فضازمان و در نتیجه جهان فیزیکی مادی است. مسلما تنها چیزی که میتواند در این ناحیه جان سالم بدر ببر یک نقطه است…آری منشا جهان باید یک نقطه باشد، چیزی که در فیزیک از آن دوری می کنیم زیرا بی نهایت ذهنی، غیر قابل فهم و از بین برنده ی تمام عقول و علوم بشری است، یعنی تکینگی. این در حالی است که این تکینگی در حل بنیادی ترین مسائل ما چه در حوزه کلاسیک و چه کوانتومی همیشه پیدا میشه و ما اصلا نمیتونیم نظریه خودسازگاری داشته باشیم. و در ضمن حقایق پشت این تکینگی ها برای همیشه برامون اسرار امیز باقی میمونه، زیرا مجبوریم اونها رو با حقه های زیادی مثل عوض کردن دستگاه مختصات یا بازبهنجارش و…رفع کنیم که بازهم یا تکینگی های جدیدی ظاهر میشن و یا فجایع بزرگی اتفاق میافتن که با جهان مشاهده پذیر نمیسازن…مثلا اثر کازیمیر که ناشناخته است یا مشکل عظیم ثابت کیهانشناسی…
    بنابراین من از چند سال پیش بخوبی متوجه شدم که منشا جهان باید یک “نقطه ی بسیط” یعنی تکینگی باشد و جالب انکه عارفان و حکیمان نیز خداوند را نقطه ی بسیط دانسته اند….در این زمینه حتما فکر کنید خواهید دید که به دلایل بسیاری، باتوجه به بی نهایت بودن خدا این موضوع بدیهی است…
    حالا دیگه مشکل مدل کردن جهان و بررسی جوهر آن و پیدایش فضازمان برامون حل میشه…پس از این متوجه شدم که مقیاس بنیادی پلانک رو پلانک به شکل بسیار غیر علمی، ساده و شک برانگیزی بدست اورده بود که هنوز همه دانشمندا اونو بدون چون و چرا و یا رابطه ای بدون اثبات دقیق و علمی پذیرفتن…..این بود که پس از سعی بسیار و مدتی مدید توانستم این ثابت های پلانک را با منطق و محاسبات دقیق فیزیکی استنتاج کنم و این موفقیت جدید و عظیم مسلما دیدگاهی بنیادی را در رابطه با تکینگی و فضازمان، خلاصه بنیان جهان، حل کرد…و اینجا بود که من الان ابزار و عالم زیبای علمی در اختیار داشتم که هیچکی نداشت….
    خلاصه شروع کردم و پس از چهار سال طاقت فرسا توانستم بطور کاملا خودسازگاری تقریبا تمام فیزیک را بویژه نسبت عام خاص و کوانتوم و ترمودینامیک را در یک چارچوب که همانا گرانش کوانتومی باشد متحد کنم.
    خلاصه سخن بسیار زیاد است….معادلات میدان انیشتین بطور کوانتمی استنتاج گردید همینطور قانون گرانش بطور کوانتمی و کاملا نظری، اثر آنرو تابش هاوکینگ، اثر کازیمیر و…بطور جدید و بنیادی دوباره استنتاج شد. ثابت بنیادی کیهانشناختی ارائه شد، نشان داده شد که جهان هولوگرام است و متناهی، جرم دقیق جهان بدست آمد ده بتوان ۶۳ کیلو، کوچگترین انرژی جهان ده بتوان منفی ۶۱ ژول و…با پیش بینی ها و نتایج بسیار زیاد و حیرت انگیز…که مجال نیشت.
    کار را اوایل امسال تمام کردم پس از ان به مدت چندماه در طی سفرهای با چند تن از دانشمندان متخصص داخل این زمینه در میان گذاشتم ، بشدت تصدیق کردند و کاملا دقیق و عظیم. سپس شروع کردم گزیده ای از آنرا در استنتاج ژئودزیک انیشتین، مفهوم گرانش، ساختار کوانتمی فضازمان و چند مورد دیگر برای فرستادن به ژورنالها، اولین ژورنال آنرا بدلیل آنکه جنبه آزمایشگاهی ندارد پس از چند هفته پس فرستاد، دومین آنها را سعی کردم ژورنال پایین تری انتخاب کنم که پس از دو ماه در طی اظهار عجزی از سوی ادیتور و پیشنهاد فرستادن آن به ژورنالی درخورتر بدون هیچ گونه خطا یا کامنت فنی و علمی رد کرد، سپس برای بزرگترین ژورنال جهان فرستادم ساینس، اما ان را در نوع زمینه مورد نظرشان ندید و نپذیرفت، هم اکنون انرا برای ژورنال دیگری اماده میکنم و این روند را ادامه خواهم داد، حتی بزرگترین فیزیکدانان رو برای داوری انتخاب میکنم، ….خلاصه شاید آخرش مجبور بشم اونو در سرورهای پیش چاپ قرار بدم….

    در هر حال چون ما تقریبا چیز خاصی از مقیاس پلانک نمیدونیم و گرانش کوانتمی حل نشده است و نظریه خودسازگاری نداریم و کوانتاهای فضازمان را نمیدانیم، نوسانات خلا و منشا ان ناشناخته است و…و تنها کشف من فعلا با موفقیت بسیار زیاد، متعلق به این ناحیه بعنوان نظریه کاملا خودسازگار گرانش کوانتمی است. لازم دیدم در پاسخ یسوالات بسیار بنیادیتون اینا رو بگم….گرچه صرفنظر از کار من، بعضی مفاهیم و موضوعات مشخص گردید.
    بنابراین داخل فضای پلانک هیچ چیز مادی نیست جز یک اتر جوهر، زیر بافت فضازمان فقط جوهر “جریان” دارد. درون سیاهچاله ها کوانتاهای فضازمان با جریان ذرات اتر می باشد و مشابه درون فضای پلانک است هیچ ذره ی مادی درون آنها نیست؛ همه ذرات به ذرات اتر بنیادی متلاشی می شوند. سیاهچاله یک بافت فضازمان خالص است. ریز سیاهچاله قابل اشکار سازی نیستند.
    بدرود.

  3. ahmad گفت:

    خب بنا بر این حساب آیا آنچه می گویم می تواند درست باشد؟
    فضا زمان لحظه به لحظه ابقا میشود از فقط یک نقطه به تمام ذرات عالم __و همین نکته علت اثر برهمنهی آنی دو ذره برهم علی رقم فاصله خیلی زیاد آندو را توجیه میکند و آن اینکه هنگام اندازه گیری دو ذره در حقیقت در آن لحظه دو و چند ذره نیستند بلکه فقط یک ذره است اگرچه دو اندازه گیرنده باشند
    از یک نقطه یا به عبارتی از یک ذره به طور آنی تمام ذرات عالم ابقا میشوند و اثر برهمنهی ذرات همان جایی است که فقط از یک ذره یا نقطه شروع شده
    آیا این می تواند درست باشد؟

  4. مصطفى گفت:

    مطلب شما را خواندم اینگونه نظریه ها اگر بامعادلات ریاضى همراه نشه مشکل میشه پذیرفت

  5. مصطفى گفت:

    من اولین بار ه نظر مى دم
    یکى از پارگراف های شما ارتباطى با فیزیک وکیهاشناسی نداره در شرایطى فیزیکدانان کلاسیک زمان را بطور بدیهى مطلق مىدانستند ناگهان نسبیت همه مفاهیم را عوض کرد

  6. مصطفى گفت:

    اانچه نوشتم متوجه دیدگاه Mojtaba است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *