پیوند سر، بلندپروازی خطرناک یا انقلابی در پزشکی؟

بیگ بنگ: سرجیو کاناورو قرار است اولین پیوند سر انسانی را انجام دهد و هیچ چیز جلودار او نیست! دکتر کاناورو ادعا می­ کند که توانایی جاودانه­ سازی انسان را دارد؛ اما در این میان مسئله کوچکی وجود دارد. او سر شما را جدا خواهد کرد! اگر هنوز منصرف نشدید باید بدانید که او اولین پیوند سر را حوالی ماه آذر یا دی سال جاری در کشور چین انجام خواهد داد(احتمالا به دلیل مسائل امنیتی است که او جزئیات دقیقی از این جراحی ارائه نمی ­دهد).

به گزارش بیگ بنگ، کاناورو قرار است سر بیمار را جدا کرده(هویت بیمار در اظهار نظر جدید نامعلوم است)و آن را به یک بدن اهدائی پیوند زند که ملیت و علت مرگ او نیز نامعلوم است. نخاع، رگ­ های خونی و ماهیچه­ ها نیز متصل خواهند شد. بیمار(با بدنی جدید) در طول زمان نقاهت خود به مدت یک ماه در کما نگه داشته خواهد شد. کاناورو اظهار داشت اگر این عمل موفقیت­ آمیز باشد، بیمار قادر است توانایی راه­ رفتن خود را بازیابد.

اگر به نظرتان این طرح احمقانه به نظر می ­رسد، درست فکر می­ کنید! هیچکس توانایی ترمیم نخاع آسیب­­ دیده­ را ندارد و شواهد علمی که رویکرد این جراح را تایید می­ کنند بحث­ برانگیز هستند؛ و انجام عمل جراحی که در آن جان یک یا دو نفر به خطر می­ افتد در بهترین حالت از نظر اخلاقی کار پسندیده ­ای شمرده نمی شود. اما هیچ یک از اینها جلودار سرجیو کاناورو نیست؛ پس آمادۀ اتفاقی بزرگ باشید!

نخاع انسان لوله­ ای طولانی و نازک، متشکل از نورون­ هایی است که تقریبا سراسر بدن را به مغز متصل می­ کند. نخاع مسیر رساندن فرمان­ های مغز به کل بدن است و نورون­ های آن چنان وظایف ویژه ­ای دارند که اگر کوچکترین آسیبی ببینند، دیگر نمی­ توان آنها را ترمیم کرد. همچنین باز رویش سلول­ های نخاعی آسیب­ دیده تقریبا غیرممکن است.

در کشور آمریکا حدود ۲۵۰۰ آسیب نخاعی در سال اتفاق می­ افتد. به همین دلیل است که سرجیو کاناورو تنها دانشمندی نیست که سخت به دنبال راهی برای ترمیم سلول­ های نخاعی می­ باشد. در دهه­ ۱۹۶۰ میلادی، دانشمند مشهوری به نام “ل.و.فریمن” آزمایشی بر روی موش، گربه و سگ اجرا کرد که راهی برای ترمیم طبیعی سلول­ های نخاعی توسط بدن بیابد. او قسمت کوچکی از نخاع این حیوانات را جدا کرد و منتظر ماند تا ببیند چه اتفاقی می­ افتد. از میان ۶۶ جانوری که از آزمایش او سالم بیرون آمدند، ۶ تن از آنها تا حد مناسبی توانایی­ های حرکتی خود را بازیافتند.

اینطور به نظر می­‌رسید که نتایج این آزمایش بسیار سودمند می­ باشند اما این نتایج لزوما روی انسان جواب نمی­ دهند. برشی که فریمن بر روی نخاع این حیوانات ایجاد کرده بود برشی تمیز و یکدست بود اما آسیب ­های نخاعی در انسان به این شکل نیستند. با این حال کاناورو اظهار داشت که آزمایش فریمن “راه را برای او هموار کرد” و الهام­ بخش تحقیقات ژرف­ تری در این زمینه بود.

کاناورو سرانجام به مورد جالبی برخورد. در یک حادثه اسکی که نخاع فرد شدیدا آسیب دیده بود، جراحان قسمت­ های آسیب ­دیده را جدا کرده و به این امید که دو انتهای نخاع به صورت طبیعی به یکدیگر متصل شوند، آن قسمت را با مادۀ کلاژن پر کردند. پس از گذشت یک سال و نیم، بیمار توانست کنترل پای­ه ای خود را بازیابد. کاناورو معتقد است این موفقیت که اصول پزشکی را به چالش کشید، نیازمند تحقیقات بیشتری بود. او در این باره می ­گوید: «علمی که من فراگرفتم می­ گوید که باز رویش نخاع امری غیرممکن است. به همین دلیل من مجبور شدم فرایند را سرعت ببخشم.»

کاناورو معتقد است کلید این کار، ماده­ ای به نام PEG یا پلی­اتیلن گلیکول است. این ماده نوعی ژل است که فرایند جوش­ خوردن نخاع را سرعت می­ بخشد. او فکر می­ کند برشی دقیق و سپس بکاربردن این ژل می­ تواند به جای پوسیده ­کردن نخاع، به جوش­­ خوردن آن کمک کند. جوش­ خوردن نخاع باعث بازیابی مسیرهای عصبی مورد نیاز برای رساندن پیام از مغز به بدن می­ شود.

او به همراه دیگر دانشمندان تیم تحقیقاتی خود چندین مقاله منتشر کردند که نشان می­ دهد این روش می­ تواند موفقیت­ آمیز باشد. پژوهشی که در مجلۀ CNS Neuroscience and Therapeutics منتشر شد نشان داد موش­ ها توانستند پس از گذشتن ۲۸ روز از فلج­ شدن آنها، توانایی راه ­رفتن خود را بازیابند. به عقیده کاناورو، به محض تشخیص مشکل نخاعی شما، تنها مانعی که باقی می­ ماند اتصال بافت­ ها می­‌باشد.

او معتقد است طرح او ارزش امتحان­ کردن را دارد. به همین دلیل او در سال ۲۰۱۳ میلادی اعلام کرد که قرار است اولین جراحی پیوند سر جهان را انجام دهد. این مسئله بازتاب خوبی نداشت و خشم جامعه­ علمی را برانگیخت و برخی عصب ­شناسان اظهار داشتند کاناورو یک خودشیفته­ تشنۀ شهرت است و اگر این جراحی را انجام دهد، باید به زندان بیفتد. هانت باجر، از جراحان سرشناس جهان در دانشگاه تگزاس اظهار داشت بیماری که قصد انجام این جراحی را دارد، سرنوشتی بدتر از مرگ خواهد داشت.

به گفتۀ جری سیلور، پروفسور عصب­ شناسی دانشگاه کیس­ وسترن ­رزرو در اوهایو، که دوران شغلی خود را صرف یافتن درمانی برای فلج انسان کرد، بصورت نظری، زمانی که یک سر از بدن قطع می­ شود، می­ تواند در حالت بی­ تحرک و با خون بدن اهدائی زنده بماند اما قادر به کنترل هیچ یک از عملکردهای بدن نیست و البته درد بسیار زیادی را تجربه می­ کند. سر جداشده “تجربه­ ای بسیار بد” را خواهد گذراند و قادر به تنفس و یا کنترل ضربان قلب خود نیست؛ سرنوشتی بسیار بدتر از زمانی که فرد از گردن به پایین فلج شده است. لولۀ هوایی سر نیز به یک دستگاه تنفس مصنوعی متصل خواهد شد تا عمل هوارسانی انجام شده و سر برای مدت زیادی زنده بماند.

همچنین دانشمندان به بررسی تحقیقاتی پرداختند که به گفته­ کاناورو، روش او را تایید می­ کنند. پژوهشی که توسط تیم تحقیقاتی از کشور کره­ جنوبی انجام شد(و در حال حاضر این دانشمندان در تیم تحقیقاتی کاناورو حضور دارند)، انتقادهای بسیاری را متوجه متنی کرد که در مجله­ SNI منتشر شده بود. این تیم تحقیقاتی اقدام به آسیب­ رسانی و جوش­ زدن دوبارۀ نخاع چند موش کردند. پس از انجام آزمایش چهار عدد از این موش ­ها درون مایع آزمایشگاهی خوابانده شدند. اما دانشمندان به جای تکرار این آزمایش، تصمیم گرفتند که به آن پایان داده و نتیجه­ آن را موفقیت­ آمیز اعلام کنند. زیرا یکی از موش­ ها تا حدی توانسته بود توانایی راه ­رفتن خود را بازیابد. این پژوهش یکی از مواردی بود که در مجله­ SNI منتشر شده بود. همان مجله­ ای که کاناورو ویراستار آن می­باشد.

سیلور اظهار داشت کاناورو پژوهش ­هایی را در مقام دلایل موفقیت­ آمیزبودن خود ذکر کرده است که چندان قابل استناد نیستند زیرا در این پژوهش­ ها حیوانات اندکی مورد مطالعه قرار گرفته بودند و اغلب گروهی به عنوان گروه کنترل میان این موش ها نبود. علاوه بر این، حیواناتی که به ظاهر ترمیم نخاعی داشتند را نمی­ توان به انسان­ ها تعمیم داد. او در این باره گفت: «شما نمی­ توانید از جونده به انسان برسید. عمل جراحی که کاناوارو قصد انجام آن را دارد یک جنایت است.»

جدای از قابل استنادبودن یا نبودن این پژوهش­ ها، می­ توان گفت که این پژوهش ­ها نامفهوم هستند. موشی که سر یک موش دیگر بر روی بدن او سوار شده و یا میمونی که بر روی گردن خود بخیه ­های ترسناکی دارد، خارج از حد و حدود آزمایشات علمی قابل قبول بوده و می­ تواند کاناورو را به دکتر فرانکشتاین جدیدی تبدیل کند که به دنبال انجام تحقیقات علمی است.

کارن رومل­فنگر، هدایتگر برنامۀ “عصب­ اخلاق” در مرکز دانشگاهی اخلاق اِموری در گرجستان، به مسئله مهم دیگری اشاره می­ کند: «این احتمال وجود دارد که جراحی مذکور، نوعی مرگ بهداشتی باشد. اگر شما هنوز مغزی زنده داشته باشید، سپس سر را از بدن جدا کرده و بدن را به کناری بگذارید، آیا این احتمال وجود دارد که جراح باعث کشته­ شدن فردی شده باشد؟»

درن اوهایلین، دانشجوی پزشکی مولکولی در دانشگاه پزشکی فرایبورگ آلمان اظهار داشت که راه طولانی تا پیوند سر انسان در پیش است و کاناورو و تیم تحقیقاتی او،”تکه­ هایی از یک پازل را ارائه داده ­اند و ادعای داشتن طرحی منسجم و کامل را دارند”. در واقع، ما فقط با “مخلوطی از آزمایشات ابتدایی” روبرو هستیم. اوهایلین اضافه کرد: «کاناورو به جای پیش ­بردن صبورانه و محتاطانۀ یافته­ های خود، دست به اقدامات بی­ مهابا زده است. او به سراغ مطبوعات خواهد رفت و در حالی که تصویری از سر پیوندی یک میمون را در دست دارد خواهد گفت: اینجا را ببینید! ما موفق شدیم.»

کاناورو این مسئله را رد می­ کند که پژوهش ­های پیشین، گروه کنترل نداشته­ اند؛ گروه کنترل گروهی از بیماران است که بر روی آنها درمانی صورت نمی­ گیرد تا بتوان نتایج را مقایسه کرد. او ادعا کرد که تنها یک مورد از پژوهش­ ها گروه کنترل نداشته که در آن پژوهش نیازی به گروه کنترل نیز نبوده است. در این پژوهش او به همراه همکاران خود به نخاع یک سگ آسیب وارد کرده و آن سگ تا حدودی توانایی حرکتی خود را بازیافت. به عقیده­ کاناورو، این پژوهش می­ تواند ثابت کند که نخاع را می ­توان دوباره جوش داد. او پژوهش خود را نظیر کار برادران رایت می داند که موفق شدند اولین بار در آسمان پرواز کنند. کاناورو در این باره می­ گوید: «تنها یک هواپیمای معمولی بود که به پرواز در آمد اما برای اثبات ممکن­ بودن این مسئله کافی بود. سگ مذکور نیز همانند همان هواپیمای اول است.»

دو سر بهتر از یک سر؟

کاناورو دست کم یک نفر را یافته است که با او نظر همسویی دارد: ژیائوپینگ رن از دانشگاه پزشکی هاربین چین. این جراح قرار است کاناورو را در جراحی پیش­رو همراهی کند. پس از اینکه کاناورو طرح پیوند سر را اعلام کرد این جراح تصمیم به همکاری با او گرفت. کاناورو درباره­ اولین دیدار آنها می گوید: «حسی مثل حس عاشق­ شدن بود. دو ذهن از فواصل بسیار دور که هدفی مشترک داشتند. واقعا شگفت­ انگیز بود.» حال، آنها این موقعیت را دارند که به همراه یکدیگر، به دنبال رویای خود بروند.

کاناورو می­ گوید که افرادی که خواهان این پیوند هستند، حاضرند همه چیز را به خطر بیاندازند زیرا دیگر چیزی برای از دست­ دادن ندارند. آنها به هیچ وجه زندگی مطلوبی ندارند و مرگ تدریجی و دردناکی را تجربه می کنند. حتی اگر این جراحی موفقیت­ آمیز نباشد، بیماران با آگاهی از اینکه هیچ راهی باقی نمانده، به زندگی خود پایان می دهند. اگر هم با موفقیت­ روبرو شود، آنها تحولی در تاریخ پزشکی صورت داده­ اند و صدالبته، زنده می­ مانند.

سیلور به این مسئله اعتراض دارد که کاناورو به یک فرد، فرصتی نهایی برای زنده ­ماندن می­ دهد. تجربه­ پیوند سر میمون که او از زمان دانشجویی با خود دارد و آگاهی بر اینکه بیمار با چه چیزی روبرو خواهد شد، بسیار دردناک است. او در مورد تجربه ­ای که میمون در جریان پیوند سر داشت گفت: «میمون به نظر وحشت­ زده می ­رسید و بسیار درد می­ کشید.» سیلور اضافه کرد که حتی اگر کاناورو بتواند قسمتی از نورون­ ها را بازیابی کند، دردی که بیمار دارد بسیار شدید خواهد بود. «تمام عضلات، استخوان­ها و همه­ چیز بریده شده بود. می توانید تصور کنید این کار چه دردی به دنبال دارد؟ بدتر آنکه سر دوباره با دردی وحشتناک به هوش خواهد آمد.»

اوهایلین در این باره می­ گوید که حتی اگر کاناورو بتواند دو سر نخاع را به یکدیگر متصل کند، مغز قادر به کنترل یک بدن جدید نخواهد بود. گرچه این مسئله درست است که مغز ما از زمانی که به دنیا می­ آییم تا زمانی که می­ میریم، همواره در حال سیم­ کشی مجدد خود می­‌باشد اما اینکه انتظار داشته باشیم مغز یک بدن جدید را بپذیرد، تفکری امیدوارانه است. اوهایلین در این باره می­ گوید: «چه می­ شود اگر این سیم­ ها متصل نشوند؟»

پزشکان نگران واکنش بدن به مغز جدید هستند. در عمل پیوند عضو، بدن عضو جدید را به عنوان بافت بیگانه شناسایی کرده و سیستم ایمنی به آن حمله می­ کند. بیمارانی که عمل پیوند عضو داشته­ اند باید تا پایان عمر خود از داروهای سرکوب سیستم ایمنی استفاده کنند تا پیوند پس زده نشود. اگر با مصرف دارو نیز بدن به عضو جدید حمله کند، پزشکان ناچارند جایگزینی جدید برای آن عضو بیابند.

کاناوارو معتقد است می­ توان با روش­ های مشابه از پس­زنی سر جدید جلوگیری نمود. اما هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که داروهای سرکوب سیستم ایمنی بتوانند از پس­ زدن سر جدید جلوگیری کنند. همچنین احتمال وقوع یک مشکل روان­شناختی وجود دارد. ممکن است مغز نتواند بدن جدید را بپذیرد. این پدیده در برخی جراحی ­های پیوند عضو مشاهده شده است. کلینت حلام، اولین بیمار پیوند عضو دست در جهان، مجبور شد پس از “قطع ارتباط ذهنی” با عضو جدید، آن را قطع کند. او نمی­ توانست عضو جدید را به عنوان عضوی از بدن خود بپذیرد.

هیچ یک از موارد فوق کاناورو را نگران نمی­ کند. او معتقد است اگر بیمار او بتواند از عمل جراحی سالم بیرون بیاید، می­ توان مشکلات بعد از پیوند را به سادگی حل کرد. در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، کریستین بارنارد در خلال انجام اولین عمل پیوند قلب، کارهایی انجام داد که امروزه غیراخلاقی تلقی می­ شود. اگر بخواهیم بصورت فنی صحبت کنیم، ممکن بود افرادی که قلب آنها از بدن آنها جدا می­ شد، هنوز زنده باشند. همچنین بارنارد می­‌دانست ممکن است افرادی در خلال این عمل پیوند جان خود را از دست بدهند اما با تلاش­ های او، اکنون عمل پیوند قلب به یکی از عمل­ های متداول و نجات­ بخش زندگی افراد تبدیل شده است.

کاناورو از خطرهای این کار آگاه است و مسئولیت را به عهدۀ بیمار داوطلب می­ گذارد. او در این باره می­‌گوید: «بیایید عاقلانه فکر کنیم. این عمل بسیار خطرناک است. اما رضایت­ گرفتن از فرد به این معنی است هر فردی که زیر تیغ جراحی می­ رود از اتفاقاتی که ممکن است برای او بیفتد آگاه بوده و در چنان موقعیت بدی قرار دارد که هیچ راه دیگری برای درمان او نیست.»

همچنین او عدم اطمینان از نتیجه را جزئی از پیشرفت­ های پزشکی می داند. او به این مسئله اشاره کرد که اصلاح ژن و روش­ های ایمنی ­درمانی کنونی در حال پیشرفت نیز خطرهایی با خود به همراه دارند. در سال گذشته یک آزمایش ایمنی­ درمانی منجر به از دست­ رفتن جان ۳ بیمار شد که در نهایت توقف این آزمایش را به همراه داشت. کاناورو جراحی پیش­روی خود را خدمتی برای تمام بشریت می داند. او معتقد است پزشکی ما را ناامید کرده است. با وجود تمام تلاش­‌هایی که محققان داشته­ اند، هنوز درمانی برای سرطان، ایدز، مالاریا و… پیدا نشده است. او بر این باور است تحول در علم پزشکی تنها با خطرکردن امکان پذیر است.

اگر این جراحی موفقیت ­آمیز باشد می­‌توان آن را به عنوان گزینه ­ای برای درمان فلجی و یا بیماری­ های تحلیل عضلانی دانست. برای مثال می­‌توان بدنی که توسط سرطان تصرف شده است را تعویض کرد. این احتمال وجود دارد که پیوند سر بتواند ما را جاودانه کند؛ آن هم با تعویض بدن قدیمی با بدنی جدید. درست مثل تعویض لاستیک‌­های ماشین. مشکلات بسیاری که در خصوص طرح کاناورو وجود دارد هنوز حل نشده ­اند اما تیم تحقیقاتی او در صدد انجام این جراحی در ماه آذر یا دی سال جاری است. اگر عمل موفق باشد، نام کاناورو در تاریخ تحقیقات پزشکی ثبت خواهد شد. اگر عمل موفق نباشد او به تلاش خود ادامه خواهد داد. این تنها راهی است که می­ توان موفق شد.

ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ

منبع: newsweek.com

image_pdfimage_print
(26 نفر , میانگین : 4٫73 از 5)
لینک کوتاه مقاله : http://bigbangpage.com/?p=71754
رضا کاظمی

رضا کاظمی

دانشجوی کارشناسی مترجمی انگلیسی و علاقمند به مطالب علمی نجومی میباشد و در زمینه انتشار مقاله با وب سایت بیگ بنگ همکاری می کند.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲۲ پاسخ‌ها

  1. علی گفت:

    ممنون از این مقاله مفصل با ترجمه عالی.

  2. بهنام طیبی گفت:

    بر فرض محقق شدن هم جاودانگی در کار نیست
    البته خیلی از پزشکان این کارو رد میکنن
    حالا باید باید نتیجه کار دید

  3. محمدحسین گفت:

    واقعا هیچ کس نمیتونه با قطعیت بگه که نتایجش چی میشه؛ باید دید..

  4. m.r گفت:

    این مرد باید خودشو به روان پزشک معرفی کنه!!!!!!!

  5. Lo گفت:

    فکر میکنم نتیجه و جواب این آزمایش کله شقانه کاملا مشخص هست که چه اتفاقی خواهد افتاد … !!
    و اما این دانشمند با خودش فکر نکرده که اگر هم در آینده های دور یا نزدیک هم این اتفاق بیفته – سر انسان ها هم دارای عمر هست ؟! و جاودانگی انسان ها به دست انسان ها توهمی بیش نیست .. اگر حتی بدن انسانی دیگری هم ! به او وصل کنند سر همان انسان اولی نیز دارای عمر است !! وعمرش به پایان میرسد … در حقیقت اگر هم روزی این اتفاق به فرض محال بیفتد به معنای جاودانگی نخواهد بود بلکه فقط به معنای اندکی زنده ماندن بیشتر به صورت مصنوعی و نازیبا و غیر حرفه خواهد بود ..

    • بهنام طیبی گفت:

      جاودانگی امید واهی و رویای شیرین و سیری ناپذیر بشر
      درود بر شما دوست گرامی درست میفرمایید قبول دارم

    • m.r گفت:

      نکته ی بسیار زیبایی بود
      در ضمن این داشنمند به این فکر نکرده که ۱۰۰% پیوند پس زده می شه چون پروتئین های سطحی بدن با سر متفاوته و به سرعت بدن به این پیوند واکنش خواهد داد و اون رو پس خواهد زد!
      حتی اگه بخواهیم سیستم دفاعی رو با استفاده از دارو ضعیف کنیم ۱۰۰% فرد با ابتلا به سرطان خواهد مرد (روزانه ۱۰ ها سلول سرطانی در بدن بوجود می آید که بدن به خصوص لنفوسیت های T و ماکروفاژ ها با اون ها مبارزه می کنند.)

  6. Amon گفت:

    برای هر پیشرفتی باید ریسک کرد.
    به نظر من کسانی که از جنایت یک انسان صحبت میکنن باید برن جلوی این همه کشتار در جنگ ها و یا نا عدالتی که در آفریقا در توزیع غذا وجود داره رو بگیرن. باید ریسک کرد. باید کاری کرد حتی اگر ناموفق بشه.

  7. نوید گفت:

    به نظر من شدنیه چون روی حیوانات جواب داده

  8. محمد گفت:

    غیر ممکن نیستش. الان هم نشه ولی بالاخره یک روزی این اتفاق میوفته. سرعت علم بسیار زیاد شده و صد سال دیگه همه ی این چیزها عادی خواهد بود.

  9. جواد گفت:

    به نظر منم شدنیه . البته جاودانی همون طور که بهنام گفت رو رد میکنم. خیلی مشتاقم ببینم چی میشه.
    حتی اگه پیوند سر عملی نشه گامی مهم در صنعت پیوند نخاع و اعصاب برداشته میشه.

  10. امید شه پور گفت:

    درود بر کاناورو هر پیشرفتی برای انسان هزینه های داشته بالاخره باید انجامش داد تا مشکلاتش هم مشخص بشه و رفعش بکنند

  11. علی گفت:

    دیر یا زود پیوند سر اتفاق خواهد افتاد
    حتی در صورت شکست باز هم گامی بزرگ برداشته شده که در عمل های آینده میشه از این تجربیات استفاده کرد
    به نظرم هم دکتر هم شخص داوطلب هر دو قهرمان هستند پا در راهی گذاشتند که کمتر فردی جسارت انجامش رو دارد راهی که امروز ترسناک هست ولی در آینده خیلی ها پا به این راه میگذارند
    تمام تاریخ بشر پر هست از این سازهای مخالف
    شاید در ابتدا غیر قابل قبول و غیر عقلانی به نظر بیان ولی پنجاه سال دیگه یک چیز معمولی هست
    مثل ماشین های صد سال پیش با امروز مثل سفر به فضا مثل خود علم پزشکی اینترنت کامپیوتر و صدها مثال دیگر که اول غیر باور بود و الان به چیزی بدیهی تبدیل شده

  12. پوپک گفت:

    Death Is Just An Illusion , We Continue To Live In A Parallel Universe

  13. بی دل گفت:

    به نظرم این متخصص بایداول توانایی حرکت کردن روبه یه بیمارقطع نخاع برگردونه بعداین جراحی فوق خطرناک وانجام بده این یکی خطرانچنانی هم نداره

  14. نیما گفت:

    اونهایی که میگن این کار جنایته آخه یکی نیست بگه مگه شما جای اون بیمار قطع نخاعی هستید که نظر میدید هر پیشرفتی که امروز میبینیم حاصل همین آزمایشهاست اون دکتر هم واقعا با شهامته که قدم در چنین کار مشکلی گذاشته و در مورد جاودانگی هم که میگه بنظر من انسان زمانی به جایی خواهد رسید که از عهده اکتشافات مهتر از اونم دست پیدا کنه

    • بهنام طیبی گفت:

      بله دست پیدا میکنه ولی نسبی
      چون هزاران عوامل وجود داره که منجر به مرگ بشه و انسان قادر نیست همه رو مهار کنه از جمله جنگ های جهانی و بیماری ها و حوادث و غیره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *